ethic
به نام خدا
خلاصه جلسه یک:
آداب بالاتر از اخلاق است. در اخلاق، ما با فضایل و رذایل و راه کسب کردن و زدودن آن ها آشنا می شویم. اما ادب نحوه بروز زیبای فضیلت های اخلاقی است.
بحث نماز و مستحبات: برای تعقیبات نماز، وقت اختصاص دهید و بر یک ذکر خاص مداومت داشته باشید. کیفیت ذکر بر کمیت آن ارجح است. له له زدن برای ذکر خداوند یکی از نشانه های دوست داشتن خداوند است. همان طور که واجبات را از شرع می گیریم، آداب را هم باید از شرع بگیریم، یعنی توفیقی است.
خلاصه جلسه دو:
یکی از عوامل رشد ادب، عقل انسان است. عوامل دیگر، علم، دانش و اندیشدن است. رابطه عقل و ادب رابطه ای دو سویه است و هر یک باعث رشد دیگری می شود. عقل محبوب ترین چیز نزد خداوند است که عامل تمایز انسان از غیر اوست.
معنای عقل در روایات: عقل چیزی است که به وسیله آن خدای رحمان عبادت می شود و بهشت خریداری می شود. البته این ها آثار عقل است و ما به هویت عقل به خاطر نا محدود بودنش نمی توانیم برسیم.
علم مجموعه دانستی هایی است که انسان توسط فکر به آن می رسد فکر حرکت از معلومات به مجهولات است. کار عقل نشان دادن نحوه ی درست استفاده از معلومات است. اگر انسان ادب را رعایت کند این عقل بارور می شود. عامل بعدی در رشد ادب حیا است این صفت درونی برگرفته از عزت و شرافت انسان هاست. کار این صفت این است که در برابر اموری که باعث زشتی، حقارت و نقص انسان می شود و مغایر با عزت و شرافت انسان است عکس العمل نشان می دهد به صورت انقباض یا عقب رفت انسان.
خلاصه جلسه سه:
حیا از جنس ترس نیست بلکه با ترس تشدید می شود. حیا از جنس خجالت هم نیست. حیا قبل از گناه عمل می کند. بر خلاف شرم و خجالت. لازم نیست حتما ناظر بیرونی باشد تا حیا عمل کند. حیا ویژگی ذاتی و فطری است و برخاسته از عزت و شرف ذاتی انسان است، ولی تکامل آن امری اکتسابی است. چهره انسان به ویژه چشم خاستگاه حیا است. چهره آیینه ی تمام نمایی از صفات اخلاقی درونی است. چهره انسان یک نشاط ظاهری دارد و یک نشاط باطنی. اگر شما کاری کنید که با شخصیتتان سازگار نباشد ملاحتتان لکه دار می شود.
عوامل موثر بر آبروی انسان(آبروی ظاهری و باطنی): زیاد مزاح کردن، از هر کسی درخواست کردن، گناه.
نگه داری نشاط ظاهری روی با: خشک نکردن صورت با لباسی که به کمر می بندید، زیاد نخوردن غذا، بازی نکردن با محاسن صورت.
خلاصه جلسه چهار:
حیا نسبت مستقیمی با درک درست از شرافت و عزت انسانی دارد. هر چه انسان راجع به خودش تصویری بزرگ تر و کریمانه تر داشته باشد، حیا هم به تناسب همان تصور عمل می کند. اگر کسی حیا داشته باشد، این حیا او را از اظهار و نمایش باز می دارد و به پوشاندن متمایل میکند. آدم با حیا به تحمل صفات پسندیده وا داشته می شود.
حیا با کم رویی متفاوت است؛ خجالت واکنشی است در مقابل اتفاقات بیرونی، ناشی از ضعف وحقارتی که در خود می بینیم و برخاسته از نقص است. بعضی می گویند حیا با تعریفی که شد نمی تواند در مورد حیوانات جایگاهی داشته باشد. اما در روایات توصیه شده بعضی از کار های خوب مانند حیا را از حیوانات بیاموزید. گاو بعد از پرستیده شدن گوساله سامری به سبب شرم از خدا چشمانش را بالا نیاورده. حیوانات هم بهره ای از شعور دارند و به تناسب شناختی که نسبت به خودشان و خالقشان دارند حیا می کنند.
اگر می خواهید در کسی اخلاق اسلامی را ببینید بسنجید ببینید چقدر حیا دارد. حیا رشته پیوست ایمان نظام ایمان و باعث حفظ آن است.
خلاصه جلسه پنج:
حیا یک صافی دوسویه است؛ هم از آلودگی هایی که از بیرون به سمت انسان می آید و هم از زشتی ها و آلودگی های درونی اش که به بیرون درز پیدا می کند جلوگیری می کند.
امام علی(ع): زیبا ترین پوشش انسان حیا است. لباس و حیا هر دو زشتی های انسان را می پوشانند.
کسی که توجه نمی کند که چه می گوید و در موردش چه گفته می شود کم حیا است . چنین کسی از نطفه مشکل داشته است. چنین اشخاصی کم حیایی در وجودشان است و اهل عاطفه و مهرورزی هم نیستند. برای بدبخت شدن اولین مرحله ای که طی می شود این است که حیا از انسان کنده می شود. بی حیایی آزاد کننده هر بدی است. کسی که پوشش حیا را بدرد غیبت ندارد. سبب هر بی خیری هم بی حیایی است.
از ثمرات حیا عفت است. حیا یک حالت بازدارنده است که در بستر تمایلات نفسانی عفت را سبب می شود.
خلاصه جلسه شش:
حیا از جمله فضایلی است که با یکسری محدودیت ها و محرومیت ها همراه است. فضایل دو بستر دارند بستر طبیعت زندگی و بستر جایگاه انسان که هر دو با محدودیت همراه هستند، حیا هم با حرمان همراه است.
نتیجه: 1- لزوم حضور در محیط های اجتماعی برای مواجهه با شدائد و گرفتاری ها و رشد انسان 2- تربیت فرزند
مواردی که نباید حیا کرد(در بعضی موارد اصلا جای حیا نیست): بخشیدن کم، رها کردن کار خوب به خاطر شرم و حیا، یاد کردن خداوند در همه حالات، پوشیدن لباس وصله دار و کار های روزمره توسط اشخاص بزرگ
در تقلب با ظلم و تعدی و تجاوز به حقوق دیگران درگیر می شوید با صدق در تضاد است مکر و خدعه و فریب از عوارض این کار است دچار نفاق و دورویی می شوید.
خلاصه جلسه هفت:
ادامه مواردی که نباید حیا کرد (در بعضی موارد جایگاه حیا هست اما به علت از بین رفتن یک موضوع مهم تر حیا سفارش نمی شود): مثال زدن به چیز های حقیر و پست مثل پشه. رفتن سراغ روزی حلال، نظر خواهی و مشورت با بچه کوچک اگر چیزی بلد است، اظهار عدم اطلاع از موضوع، سوال کردن.
هر کس عقل خود را بیشتر به کار بست و خود را بیشتر شناخت بیشتر از حیا بهره مند خواهد شد. همه ارزش ها حول محور عقل می چرخد. علم یکسری معلومات جمع آوری شده است، گشت و گذار در معلومات ذهنی توسط عاملی به نام فکر ایجاد می شود. حرکت از معلومات برای رسیدن به مجهولات را فکر می گویند. عقل هم چون چراغی است که فضای معلومات ما را روشن می کند. فکر و تدبیر معلومات ما را در ذهن مرتب می کند عامل اصلی پرورش و رشد حیا عقل و روشنایی دادن بیشتر به جان است. اساس عقل بعد از ایمان به خدا حیا و خوش خلقی است.
خلاصه جلسه هشت:
عوامل بازدارنده حیا: ضعف شخصیت، پر خطایی (در نتیجه پر گویی)، عجول بودن و سبک بودن، حرص و منفعت طلبی، دروغ گفتن، شیوع پستی ها در سطح عموم، موسیقی (غنا)، شراب خوردن، کشتن، مواد مخدر و داروهایی که تخدیر مصنوعی ایجاد می کند.
قوام اصلی حیا بر می گردد به احساس عزت و شخصیت و کرامت انسان. خود ساختار وجودی انسان تحسین برانگیز است و از سوی دیگر تمام خوبی ها و بستر آنها در وجود انسان قرار داده شده است. در غرب شخصیت ها از بیرون برای انسان بسته بندی می شود نه شخصیتی بر خاسته از کرامتی که خدواند به او داده است کسی که شرافت باطن خودش را بشناسد او را از خواهش های نفسانی و فریب روزگار محافظت می کند. آیا می شود در عین تجربه لذت های مادی لذت های معنوی را هم تجربه کرد؟ لذات زودگذر باعث غفلت از لذت های ماندنی تر می شود.
خلاصه جلسه نه:
اگر انسان از یک چیز گران بها مانند نفس استفاده نکرد و در معرض استفاده ای حقیر و پست آنرا قرار داد آن را ضایع می کند. این عزتی که در انسان است از سوی خداست و کس دیگر نمی تواند آن را به بشر هدیه کند. عزت یعنی انسان حاضر نشود کسی یا چیزی در او نفوذ بکند. اگر انسان بخواهد عزیز شود؛ فقط باید چیزی را بخواهد که دست خداست. اگر انسان بخواهد این نفس با عزتش با طراوت بماند؛ باید آن را در کار های بزرگ و پر ارزش قرار دهد، باید دنبال کار های بزرگ برود تا تحمل بار سنگین گناه راحت تر شود. دستور روایی این است که اگر تکریم شدید بپذیرید. مومن از ذلت پرهیز می کند. اما نه ذلت در مقابل خدا! (رام بودن) اگر انسان نداند که اصلش شریف است، ممکن است برای خود شخصیت کاذب درست کند و این اساس بدبختی هاست. رعایت حرمت آبرومندان باعث حفظ کرامت انسان می شود.
خلاصه جلسه ده:
برای تکریم مومن احترام خود وی از اوجب واجبات است. ایمان یعنی پذیرش بعد از فهمیدن. کافر یعنی کسی که حقی که خدای متعال بر گردنش دارد بپوشاند. ایمان خیلی قیمتی است. هم تحصیلش و هم نگه داریش. چون پر ارزش است در معرض آفت های فراوان است و بدیل هایش فراوان است. اگر مومن حریمش ضایع شود؛ در واقع حرمت خدای متعال پایمال شده . نباید بدی ها را کوچک شمرد و آن ها را فاش کرد که باعث عادی شدن گناه شود. گناه با اصل غیرت منافات دارد.
یک فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی شریف که خود را سرباز امام زمان (عجل الله تعالی) امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) و امام خامنه ای(حفظه الله) می داند