![]() |
![]() |
|
| مثل تموم شهدا .... به کام من عسل بذار |
|
وقتي تو نيستي مثل هميشه آخر حرفم * * * وقتي تو نيستي هر روز بي تو
از آن جا که با این شعر بسیار زیبای قیصر امین پور شروع کردم دوست دارم در مورد آن چند نکته رو بیان کنم
هایدگر می گفت : " ما در دوران شب و ظلمات تاريخ هستيم و در دوران ظلماني شب نميتوان کاري کرد" در واقع باید می گفت که ما در ظلمانی ترین شب تاریخ و به نوعی در شب یلدای تاریخ به دنیا آمده ایم! در زمان و مکانی که هایدگر زندگی می کرد، هیچ چیز آن چنان که باید نبوده است! برای همین هایدگر یک فیلسوف ناراضیه (البته این بدان معنی نیست که الآن درست شده) در واقع وقتی که ارتباط میان انسان و کائنات قطع باشه انسان بسیار تنهاست! و جالبه که بدونید بعضی ها (مثل اگزیستانس ها) فکر کردند که انسان در جهان رها شده! در صحنه نمایشی که خودش فیلم نامه نویس است و خودش کارگردان و خودش بازیگر
این در حالیه که هایدگر و امثال او خبر نداشتند که خدا هرگز انسان را رها نکرده است اونها چون ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین رو نمی شناختند به این فکر ها افتادند
نتیجه این که خدا هرگز انسان را رها نمی کند. این ما هستیم که خدا را رها کرده ایم ! این ما هستیم که به تعبیر نیچه خدا را کشته ایم. خدا نمرده است. ما خدا را کشته ایم و او را در صحن کلیسا دفن کرده ایم
اگر ما خوب خدا را بشناسیم می فهمیم که خداهمواره بر روی زمین حجتش را نگه می دارد
پس امام زمان (ع) هست. این ما هستیم که نیستیم. این ما هستیم که نمی تونیم از نور وجود ایشون بهره ببریم
روز مبادا همون روزیست که ان شا الله بتونیم از ایشون بهره ببریم
باز هم این سوال باقی می مونه که ما باید چی کار کنیم؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 2:16 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چه خوش است حال مرغی
که قفس ندیده باشد چه نکوتر آنکه مرغی زقفس پریده باشد پروبال مابریدندودرقفس گشودند چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد! |
| آرشیو موضوعی |
|
اجتماعی دل درد سیاسی عقاید اخلاقی شعر شهادت علمی تجربیات قرآن در حد خودم |
| نویسندگان |
|
ع.نوید حامد |
|
RSS
|