تبليغاتX
پشت هیچستان
مثل تموم شهدا .... به کام من عسل بذار
گرگها خوب بدانند در این ایل غریب

که اگر ماتم دیرین پدر سوخته مر جان و جهان را

گرچه "یاران کهن" بیعت دیرینه شکستند ولی

عهد و میثاق پدر چون گره طره یار

بسته بر جان همه دُردکشان است هنوز

جان عشاق به راه شهداء در تب و تاب است هنوز

گرگها خوب بدانند که گر شب تار است

چشم فرمانده این ایل کهن دوخته بر مهتاب است

که فروغ رخ مهتاب پس ابر شکافت

جان عشاق بتافت....

---

گرگها خوب بدانند که ما

ما نه از گرگ بترسیم نه از مرگ و نه از شمر و یزید

عاشقان را غم یار است مزید

چون که از ناحیه حضرت حق فیض دمادم برسید

در همه دیر مغان حمد خدا راست مزید

که در این ایل غریب

گر پدر رفت یکی مرد خدا هست هنوز

گرچه ما یاد خمینی نتوانیم فراموش کنیم

باز منت ز خداست

که یکی آیت حق رهبر ما بر سر ما هست هنوز

جان عشاق پدر گو به سر طره مویش...

--

گرگ ها خوب بدانند که این ایل غریب

ره صد ساله خون پدران است همی

چه بس از حلقه عشاق که سر نیک بباخت

چه بس از حلقه پاکان که به خون رزم کهن را بشتافت

رخ معشوقه جلا داد به شمشیر فزون

--


پی نوشت: تقدیم به امام راحل عزیز...

______________________________

پی نوشت: من قبلا شعر خانم رهنورد در مورد گرگ ها رو منتشر کرده بود

حالا به نظرم اين شعر کامل تر هست


شاعر حسين کامکار

http://hoseinkamkar.blogfa.com/

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 11:2 قبل از ظهر  توسط ع.نوید | 
تو مپندار که مردان خدا کشته شدند 

 یا که مردان قبیله هدف دشنه شدند 

 پسر کوچک گهواره چوبی برخاست 

 پرچم کاوه آهنگر ما دین خداست 

 ما نه از گرگ بترسیم نه از شمر و یزید 

 عاشقان را غم یار است مزید 

 چون که از ناحیه حضرت حق فیض دمادم برسید

در همه دیر مغان حمد خدا راست مزید 

 که در ایل غریب 

 گر پدر
 رفت یکی مرد خدا هست هنوز 

 گرچه ما یاد خمینی نتوانیم فراموش کنیم 

 باز منت ز خداست

که یکی مرد خدا بر سر ما هست هنوز

 

حسین کامکار

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 9:7 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
حمد و ثنای الهی

ستایش خداوندی را که در یگانگی، والا و در بی­همتایی، نزدیک و در اقتدار شکوهمند، و در ارکان خود بسی بزرگ است. دانشش بر همه چیز احاطه دارد و حال آنکه او در مقام خوش است و آفریدگان، همگی مقهور قدرت اویند. بزرگی که پیوسته بوده و ستوده­ای که همیشه خواهد بود. پدید آورنده آسمانهای بلند و گستراننده گستره شده­ها و فرمانروای مطلق زمینها و آسمانهاست و بی­اندازه پاک و بینهایت پاکیزه است. پروردگار فرشتگان و روح­القدس و نسبت به هر آنچه آفریده، فزونبخش است و چه ساخته و پرداخته، غرقه عطا و فضل اویند. هر دیده­ای را می­بیند، و هیچ دیده­ای را توان دیدار او نیست.

بزرگوار و بردبار و بخشنده ایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.

در اجرای کیفر مجرمان شتاب نمی­کند و به عذابی که در خور آنند تعجیل نمی­نماید. به اسرار نهان و به سویداء سینه­ها آگاه است و هیچ رازی از او پوشیده نیست و هیچ امر پنهانی او را به اشتباه نمی­افکند.

بر همه اشیاء، محیط و بر همه چیز، چیره و بر هر نیرویی غالب و بر هر کاری تواناست. نیست مانندی برایش و حال آن که او پدید آورنده همه موجودات است از نیستی. جاودانی که به عدل، پایدار است و خدایی جز او نیست. سرافراز و حکیم و والاتر از آنکه به دیده­ها مشهود گردد و لیکن او هر دیده­ای را در می­یابد و بر هر چیز دقیق و آگاه است.

به دیده هیچ بیننده در نیامده تا وصفش ممکن شود و احدی را از چگونگی پیدا و پنهانش آگاهی نیست مگر به همان مقدار که خود (عزّوجلّ) از خویشتن خبر داده است.

و گواهی می­دهم: او خدایی است که هستی، آکنده قداست اوست و آغازِ بی آغاز و انجام بی فرجام (همه هستی) به نور او احاطه شده است.

فرمانش بی مشورت مستشاری جاری و نافذ است و قضا و تقدیرش بی مدد همکاری، بر کائنات حکومت دارد و در تدبیر امر خلقش، هیچ نقص و بی نظمی نیست.

موجودات را بی آنکه نمونه­ای از پیش داشته باشد، ابتکار و خلقت فرمود و بدون کمک هیچ یاوری آنها را بیافرید و در این هنگامه نه او را رنجی و نه نیازی به چاره سازی بود. به ایجاد خلق اراده نموده پس خلق، خلعت هستی یافتند و (به نور وجودش) آشکار شدند. پس اوست خدایی که معبودی جز او نیست، آن (خدایی) که به صنع خود، اتقان و استواری داد و در مصنوع خود، حسن و زیبایی نهاد. دادگریست که هرگز ستم نکند و بزرگواریست که کلیه امور به او باز می­گردد.

و گواهی می­دهم اوست که هستی در برابر قدرتش فروتن و در مقابل هیبتش سر افکنده و تسلیم است.

اوست سلطان سلاطین و مالک همه ملکها و گرداننده افلاک و فرمانروای مهر و ماه که هر یک تا زمانی مقدّر در کار گردشند. اوست که چادر شب بر رخسار روز کشد و شب را در نور روز فراگیر کند که هر یک شتابان در جستجوی یکدیگرند. اوست شکننده ستمکاران و زورگویان و نابود کننده شیاطین پست و پلید.

نه او را ضدّی است و نه شریکی. یکتای بی نیاز است. نه کسی زاده اوست و نه او زاده کسی و نه احدی همتا و مانند وی است معبودی یکتا و پروردگاری ارجمند است هر چه خواهد کند و اراده­اش بر جهان فرمانرواست. او بر هر چیز و به شمار همه چیز آگاه است. مرگ و زندگی، نیازمندی و بی نیازی به اراده او و خنده و گریه و منع و عطا به خواست اوست.

ملک و سلطنت، از آن او و ثنا و ستایش، ویژه او و خیر و نیکی به خواست اوست و اوست که بر هر کاری تواناست. شب را در روز، و روز را در شب فرو می­برد و خدایی جز او نیست. خدایی بس ارجمند و بسی بخشاینده. به خواهش بندگان، پاسخ می­دهد و صاحب بخشش و عطای بزرگ است. به شمار نَفَس جانداران آگاه و پروردگار پری و آدمی است.

کاری بر او دشوار نیست و ناله فریاد خواهان او را به کاری وادار و ناگزیر نمی­سازد به ستوه نیاورد او را اصرار اصرار کنندگان. نگهبان نیکان و توفیق بخش رستگان و سَروَر جهانیان است و آفریدگان را سزد که به هر حال، در خوشی و سختی و در شدت و راحت سپاس او گویند و ستایش او کنند.

و اینک من، در هر دشواری و راحت و در هر سختی و سستی ستایشگر اویم و به او و فرشتگان و فرستادگان و کتب آسمانیش، ایمان دارم.

فرمانش را به جان شنوده و فرمان بردارم و در هر کار که او را خشنود و راضی سازد، شتابنده­ام. به قضا و حکمش سر تسلیم دارم و به اطاعت فرمانهایش مشتاق و از عقوبت و مجازاتش سخت در هراسم که اوست خداوندی که از حیله­اش، ایمن نتوان نشست با آنکه از ستمش جای هیچ بیم و نگرانی نیست. اعتراف می­کنم که بنده اویم و گواهی می­دهم که او پرورنده و پروردگار من است و آنچه را که به من وحی فرموده، به مردم ابلاغ خواهم کرد. مبادا که به سبب مسامحه در انجام وظیفه تبلیغ، کوبه عذاب حق بر من فرود آید، عذابی که هیچ قدرتی را توانایی دفع آن نباشد که چه بزرگ است نیرنگ او.

فرمان الهی

نیست معبودی جز او که دستورم داده و اعلام کرده که: << اگر در ابلاغ آنچه اینک بر تو فرو فرستاده­ام کوتاهی کنی، در حقیقت ، به هیچ یک از وظایف رسالت و ابلاغ من عمل نکرده­ای >> و هم او – تبارک و تعالی – حفظ و نگهداری مرا در برابر مخالفان تعهد و تضمین کرده و او مرا کفایت کننده­ای بزرگوار است. و اینک این است آن پیام که بر من نازل فرموده: بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم، یا أیُّها الرَّسولُ بَلِّغ ما أنزلَ إلَیکَ مِن ربک (فی عَلیٍ) و إِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَک وَاللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاسِ ¤. ای مردم! من در ابلاغ آنچه که بر حق بر من فرو فرستاده است، کوتاهی نکرده­ام و هم اکنون سبب نزول آن آیه را برایتان باز خواهم گفت: فرشته وحی خدا – جبرئیل u - سه بار بر من فرود آمده و از سوی حق تعالی، پروردگارم، فرمان داد تا در این مکان به پا خیزم و سپید و سیاه مردم را رسماً آگاهی دهم، که علی بن ابی­طالب، برادر و وصی و جانشین من و امام پس از من است که نسبتش به من، همان نسبت است که هارون به موسی داشت، با این تفاوت که رسالت به من خاتمه یافته است و بعد از خداوند و رسولش، علی، ولیّ و صاحب اختیار شماست و پیش از این هم خداوند در این مورد آیه­ای دیگر از قرآن را نازل فرموده:

)) إنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذینَ امَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکوةَ وَ هُم راکِعونَ))

علی بن ابی­طالب، همان کسی است که نماز به پای داشت و در حال رکوع، به نیازمند، صدقه داده است و او در هر حالی رضای خدا را می­جوید.

از جبرئیل u خواستم که از خداوند متعال معافیّت مرا از تبلیغ این مأموریت تقاضا کند؛ ای مردم چون می­دانستم که در میان مردم پرهیزگاران، اندک و منافقان، بسیارند و از مفسده جویی گنه آلودگان و نیرنگ بازی آنان که دین اسلام را به تمسخر و استهزاء گرفته­اند، آگاهی داشتم؛ همان­ها که خداوند، در قرآن کریم، وصفشان کرده است:

/ یَقُولُونَ بِألسِنَتِهِم ما لَیسَ فی قُلُوبِهِم وَ یَحسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِندَ اللهِ عَظیمً ¤ هنوز آن آزارها که این گروه بارها بر من روا داشتند، از خاطر نبرده­ام، تا آنجا که به دلیل ملازمت و مصاحبت فراوان علی با من و توجهی که به او داشتم، به عیب جویی من برخاستند و مرا زود باور که هر چه می­شنود، بی­اندیشه می­پذیرد، خواندند تا آنکه خداوند عزّوجلّ، این آیه را نازل فرمود:

((وَ مِنهُمُ الَّذینَ یُؤذُونَ النَّبِیَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ أذُنٌ قُل أذُنُ خَیرٌ لَکُم یُؤمِنُ بِاللهِ وَ یُؤمِنُ لِلمُؤمِنینَ ((

من هم اکنون می­توانم یک یک از این گروه را به نام و نشان، معرفی کنم؛ لیکن به خدا سوگند که من در مورد این افراد بزرگوارانه رفتار کرده و می­کنم.

ولی اینها همه خدای را از من راضی نمی­سازد مگر آنکه وظیفه خود را در مورد مأموریتی که از آیه شریفه ((یا أیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ ما أنزِلَ إِلَیکَ ...)) یافته­ام، به انجام برسانم.

((حال که چنین است پس))

اعلام رسمی ولایت

ای مردم! بدانید که خداوند، علی بن ابی­طالب را ولیّ و صاحب اختیار شما معیّن فرموده و او را امام و پیشوای واجب­الاطاعه قرار داده است و فرمانش را بر همه مهاجران و انصار و پیروان ایمانی ایشان و بر هر بیابانی و شهری و بر هر عجم و عربی و هر بنده و آزاده­ای و بر هر صغیر و کبیری و بر هر سیاه و سپیدی و بر هر خداشناس موّحدی، فرض و واجب فرموده و اوامر او را مطاع و بر همه کس نافذ و لازم­الاجرا مقرر فرموده است. هر کس با علی (ع) به مخالفت برخیزد، ملعون است و هر کس که از او پیروی نماید، مشمول عنایت و رحمت حق خواهد بود.

مؤمن کسی است که به علی (ع) ایمان آورد و او را تصدیق کند. مغفرت و رحمت خداوند شامل او و کسانی است که سخن او را بشنوند و نسبت به فرمان او مطیع و تسلیم باشند.

ای مردم! این آخرین بار است که مرا در این موقعیّت، دیدار می­کنید، پس گوش فرا دارید و به سخنانم دل سپارید و دستور پروردگارتان را فرمان برید.

خداوند عزّوجلّ، پروردگار و ولیّ و صاحب اختیار و خداوندگار شماست و گذشته از او و پیامبرش – محمّد (ص) – همین من که اکنون به پا خاسته و با شما سخن می­گویم سپس بعد از من علی(ع) به امر خدا بر شما سمت ولایت و صاحب اختیاری دارد و پس از او امامت و پیشوایی تا روز واپسین و تا آن هنگام که خدا و پیامبرش را دیدار خواهید کرد، در ذرّیه و نسل من که از پشت علی(ع) هستند، قرار خواهد داشت.

جز آنچه خداوند، حلال کرده، حلال نیست و جز آنچه خداوند حرام فرموده حرام نیست و پروردگار، هر حلال و حرامی را به من معرفی کرده است و من نیز تمام آنچه خداوند از کتاب خود و حلال و حرامش، تعلیم نموده است، به علی(ع) آموخته­ام.

ای مردم! دانشی نیست که خداوند به من تعلیم نکرده باشد، و من نیز هر چه که تعلیم گرفته­ام به علی(ع)، این امام پرهیزگاران و پارسایان آموخته­ام و دیگر دانشی نیست مگر آنکه به علی(ع) تعلیم کرده­ام و اوست امام و راهنمای آشکار.

ای مردم! مبادا که نسبت به او راه ضلالت و گمراهی سپرید و مبادا که از او روی برتابید و مبادا که از ولایت و سرپرستی او و از اوامر و فرمانهایش به تکبّر، سر باز زنید. اوست که هادی به حق و نابود کننده باطل است و از نا پسندیده­ها بازتان می­دارد. اوست که در راه خدا از سرزنش هیچ کس، پروا نمی­کند و اوست نخستین کسی که به خدا و پیامبرش ایمان آورد و جان خویش را فدای رسول الله کرد، در آن هنگامه­ها که هیچ کس در کنار پیامبر باقی نماند، همچنان از او حمایت کرده و تنها رها ننمود و هم او بود که در آن روزگار که کسی را اندیشه پرستش و اطاعت خدا نبود، در کنار پیامبر، پروردگار خود را پرستش و عبادت می­کرد.

ای مردم! علی را برتر و والاتر از هر کس بدانید که خدایش از همه، والاتر و برتر دانسته است! و به ولایت او تمکین کنید که خدایش به ولایت بر شما منصوب فرموده است.

ای مردم! علی(ع)، امام و پیشوا از جانب حق تعالی است و خداوند توبه منکران ولایت او را هرگز نخواهد پذیرفت و هرگز آنان را مشمول عنایت و مغفرت خویش، قرار نخواهد داد و خداوند، بر خود حتم و لازم فرموده که با آن کسان که از فرمان علی(ع) سر بپیچند، چنین رفتار کند و پیوسته تا جهان، باقی و روزگار، در کار است، ایشان را در شکنجه و عذابی سخت و توان فرسا معذّب دارد.

پس مبادا که از فرمانش معصیت کنید که به آتشی گرفتار خواهید شد که آدمی و سنگ، هیزم آنند و برای کافران فراهم گردیده است.

ای مردم! همه پیامبران پیشین و رسولان نخستین، مردم را به آمدن من بشارت داده­اند. من، خاتم پیامبران و رسولان خدایم و بر همه خلق آسمان­ها و زمین­ها حجّت و برهانم، هر کس در این امر، تردید کند، همچون کفّار جاهلیّت نخستین است و هر کس در سخنی از سخنان من شک نماید، در حقیقت، به تمام سخنان من شک کرده است و چنین کس، مستحق بلا و مستوجب آتش خواهد بود.

ای مردم! خداوند متعال با این فضیلت­ها که بر من، مرحمت فرموده، بر من منّت نهاده و احسان کرده است (آری) خدایی جز او نیست و تا جهان، برقرار و روزگار پایدار است در هر حال ستایش و سپاس من، ویژه اوست.

ای مردم! علی(ع) را برتر از همه بدانید که گذشته از من، از هر مرد و زنی، برتر و والاتر است. (بدانید) که خداوند، به خاطر ماست که به جهانیان، روزی می­دهد و آفرینش بر پای و برقرار است؛هر آن کس که این سخن مرا انکار کند، ملعون و ملعون و مغضوب و مغضوب درگاه حق است.

هان. آگاه باشید که این سخنان را، به یقین، جبرئیل از سوی حق تعالی به من خبر داده و گفته است که: ((هر کس با علی(ع) به عداوت و دشمنی بر خیزد و ولایت و محبت او را در دل نگیرد، لعنت و خشم مرا نسبت به خود، فراهم کرده است))؛ پس هر کس باید که در کار خود بنگرد که برای فردای خود، چه آماده نموده است؛ پس باید که از مخالفت با علی(ع) سخت بر حذر باشید و مبادا که پس از ثابت قدمی، پایتان بلغزد که خداوند به هر چه کنید، آگاه است.

ای مردم! علی(ع) همان کس است که خدا در کتاب مجید خود، به عنوان ((جنب الله)) از او یاد کرده و از زبان مبتلایان به دوزخ، فرموده است: ((یا حَسرَتا عَلی ما فرَّطتُ فی جَنبِ الله.))

ای مردم! در قرآن به تدبر و تفکر، نظر کنید و در درک و فهم آیات آن بکوشید، و به محکمات آن توجه کنید و از متشابهاتش، پیروی می نمایید.

به خدا سوگند، غیر از این مرد که هم اکنون دست او را گرفته و او را بر کشیده­ام هرگز دیگری نیست که بتواند دستورات قرآن را برای شما روشن کند و تفسیر آیات آن را بیان نماید، همین مردی که اکنون بازوی او را گرفته­ام و به شما اعلام می­کنم که:

هر کس را من مولا و سرپرست و صاحب اختیارم، علی(ع) مولا و سرپرست و صاحب اختیار اوست؛ این مرد، علی بن ابی­طالب است، برادر و وصی من است، که فرمان دوستی و ولایت او از جانب حق متعال بر من نازل گردیده است.

ای مردم! علی(ع) و آن پاکان از فرزندانم، ثقل اصغرند و قرآن، ثقل اکبر است، که هر یک، از دیگری خبر می­دهد و هر کدام، دیگری را تأیید و تصدیق می­کند؛ میان این دو ثقل و این دو امر گرانقدر، جدایی نخواهند بود تا آنکه، قیامت در کنار حوض، به من برسند. ایشان امنای حق در میان خلق و فرمانروایان او بر روی زمین­اند.

به هوش باشید که من، آنچه لازم بود، گفتم. به هوش باشید که مطلب و مقصود را ابلاغ کردم و به گوش شما رساندم. توضیح دادم که این امر، به دستور خداوند بود و من نیز از سوی او (عزّوجلّ) به شما ابلاغ نمودم. به هوش باشید که عنوان (امیرالمؤمنین) بر کسی جز برادر من روا نیست و این سمت و مقام و فرمانروایی بر مسلمانان، پس از من، برای هیچ کس جز وی مجاز و حلال نیست.

معرفی علی بن ابیطالب(ع)

(رسول خدا (ص) در این هنگام، بازوی علی(ع) بگرفت و او را بالا برده و به مردم نشان داد، تا آنجا که پاهای وی، محاذی زانوی پیامبر (ص) می­رسید و پس از آن، به سخن ادامه داد):

ای مردم! این علی(ع) ، برادر و وصی من و مخزن علم و خلیفه و جانشین من است بر امّت. علی(ع) مفسّر قرآن، کتاب خداست اوست که مردم را به حق دعوت می­کند و اوست که به هرچه موجب رضا و خوشنودی خداست، عمل کننده است.

اوست که دشمنان حق، در پیکار و ستیز و به فرمانبرداری و اطاعت از خدا، سخت کوش و باز دارنده مردمان از معاصی و نا فرمانیهاست. اوست خلیفه و جانشین رسول خدا، اوست امیر مؤمنان و پیشوا و هادی خلق خدا. اوست که به امر خدا قاتل ((ناکثین)) و ((قاسطین)) و ((مارقین)) است.

(ای مردم!) آنچه می­گویم به فرمان پروردگارم می­گویم و این خواست و دستور حق است که هیچ سخنی از او، به دست من تغییر و تبدیل نپذیرد؛ حال می­گویم: خداوندا! هرکس که علی(ع) دوست می­دارد، دوست بدار و هر کس که با وی دشمن است، دشمن دار. خداوندا! هر کس که علی(ع) انکار کند، لعنت کن و آن کس که پذیرای حق او نباشد، به خشم و غضب خود، گرفتار ساز. خداوندا! اگر اکنون، علی(ع)، ولیّ تو را به خلافت و جانشینی خود معیّن کردم و امری که موجب اگمال دین و اتمام نعمت تو بر این مردم است، بیان کردم، همه و همه به فرمان تو بود اینک تو پسندیده­ای برای ایشان و فرمودی: (( وَ مَن یَبتَغِ غَیرَ الإسلامِ دیناً فَلَن یُقبَلَ مِنهُ وَ هُوَ فی الآخِرۀِ مِنَ الخاسِرینَ))

خداوندا! تو را گواه می­گیرم و کافیست گواهی تو که من به وظایف تبلیغ و رسالت خود عمل کردم.

اهمیّت مسأله امامت

ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ، جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

ای مردم! این علی(ع) است که مرا بیش از هر کس یاری کرده و از همه بر من سزاوارتر است. از تمام مردم به من نزدیکتر و از همه کس، نزد من محبوبتر و گرامی­تر است.

خداوند عزّوجلّ و من از او راضی و خوشنودیم. آیه­ای در قرآن مُشعِر به رضایت حق از بندگان، نازل نشده مگر آن که در شأن علی(ع) است و هر جا که خداوند مؤمنین را مخاطب قرار داده، در درجه نخست، نظر به او داشته است. آیه مدحی نیست مگر آنکه در مورد اوست و بهشتی که در سوره (( هَل أتی علی الانسان یاد شده، برای اوست، و در نزول آن دیگری جز او منظور نشده و دیگری جز او مدح و ستایش نشده و دیگری جز او مدح و ستایش نشده است.

ای مردم! علی(ع)، ناصر دین خدا و حامی پیامبر خداست، اوست پارسای پرهیزگار و طیّب و طاهر و رهنما و ره یافته.

پیامبرتان، بهترین پیامبر و وصیّ او بهترین وصیّ و پسرانش بهترین اوصیاءاند.

ای مردم! ذریّه و نسل هر پیامبری از صلب خود اویند امّا ذریّه و نسل من از صلب علی(ع) هستند.

خطر انحراف و کار شکنی

ای مردم! شیطان به حسادت، آدم را از بهشت بیرون کرد، پس مبادا که نسبت به علی u حسد ورزید که اعمالتان یکسره باطل شود و به لغزش و انحراف درافتید؛ که آدم صفوت الله تنها به سبب یک معصیت، به زمین فرو افتاد؛ پس بر شماست که مراقب احوال خویشتن باشید. شما که در میانتان، دشمن خدا نیز هست.

(ای مردم!) جز شقیِ واژگون بخت کسی با علی u کینه نمی­ورزد و جز پارسای پرهیزگار، مِهر علی(ع) در دل نمی­گیرد و جز اهل ایمان و مخلصان بی ریا به علی(ع) ایمان نخواهند آوردو به خدا سوگند سوره/ وَالعَصر إِنَّ الإِنسانَ لَفی خُسرٍ ... ¤ در شأن علی(ع) نازل شده است.

ای مردم! خدا را گواه می­گیرم که در انجام وظایف رسالت فروگذار نکردم و بر پیامبر، جز ابلاغ فرمان حق، وظیفه­ای دیگر نیست.

ای مردم! نسبت به خداوند آنچنان که شایسته است پرهیزگار باشید مبادا که جزء مسلمانی دیده از جهان فرو بندید.

ای مردم! به خدا و پیامبرش باور آرید و به نوری که با او نازل شده ایمان آورید، پیش از آنکه خشم خدای شما را فرو گیرد و به مجازات، رخسارتان به عقب باز گردانده شود.

ای مردم! این نور از جانب حق تعالی در من سرشته شده و بعد از آن در طینت علی(ع) و سپس در نسل او قرار داده شده تا آنگاه که نوبت به امام قائم، مهدی(عج) رسد و اوست که سرانجام، حق خدا و حقوق ما را از خواهد ستاند؛ که خداوند عزّوجلّ ما را بر تمام مقصران و دشمنان و مخالفان و خائنان و معصیت کاران و ستمگران حجت قرار داده است.

ای مردم! به شما اعلام خطر می­کنم، به هوش باشید که من فرستاده خدا به سوی شمایم و پیش از من رسولانی آمده و رفته­اند، آیا اگر من نیز از جهان بروم و یا کشته شوم، به راه پیشینیان خود، باز می­گردید؟! ولی هر آنکس که به عقب باز گردد و به جاهلیت اسلاف خود روی کند، زیانی به خداوند نخواهد رساند، امّا پروردگار، سپاسگذاران را پاداش نیکو مرحمت خواهد کرد ای مردم! بدانید که علی(ع) همان کسی است که متّصف و موصوف به سپاسگذاری و شکیبایی است و پس از او فرزندان من که از صلب اویند، به این صفات مزیّن و ممتازند.

ای مردم! مسلمانیِ خود را بر خداوند منّت منهید، که موجب خشم و غضب پروردگار بر شما گردد و عذابی از سوی او به شما رسد، زیرا که حق در کمین است.

ای مردم! چیزی نمی­گذرد که پس از من امامان و سردمدارانی پدید آیند که خلق را به آتش و دوزخ فرا خوانند اما این گروه را در روز قیامت یار و مددکاری نخواهد بود.

ای مردم! خدا و پیامبرش از این کسان، متنفّر و بیزارند.

ای مردم! اینان و پیروان و یارانشان، جملگی، در پست­ترین دوزخ گرفتار خواهند شد، و چه بد جایگاهی است دوزخ، برای این گروه که به تکبر گراییده­اند. هشدار باشید که اینان همان ((یاران صحیفه)) اند (اما هر یک از شما باید که در نامه اعمال خود بنگرد گر چه مردم جر تنی چند، نامه عمل خود را از یاد برده­اند). ای مردم! من این ولایت را به عنوان امامت و ارث تا روز قیامت، در ذریه و نسل خود قرار دادم و با این کار وظیفه­ای را که به آن مأمور بودم، به پایان بردم تا بر هر حاضر و غایب و بر هر کس که شاید در این انجمن بوده و یا در این اجتماع حضور نداشته است و حتی بر آنان که هنوز از مادر متولد نشده­اند، حجّت تمام باشد. باید که ماجرای امروز را حاضران به غائبان گزارش کنند و پدران به فرزندان تا واپسین روز خبر دهند. گر چه مدتی نخواهد گذشت که (عده­ای) این امر را با غصب و ستم، از آن خود قرار خواهند داد و خدا آن غاصبان را لعنت کندو از رحمت خود، دور و مهجورشان سازد و در چنین حال، سزاوار این عذاب گردند که فرمود:

(( سَنُفرِغُ لَکُم أیُّهَا الثَّقَلانَ یُرسَلُ عَلَیکُما شُواظٌ مِن نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنتَصِران.))

ای مردم! خداوند شما را به حال خود رها نخواهد کرد تا آنکه پاک و پلید از یکدیگر ممتاز گردند و خدا شما را بر اسرار پنهان، آگاهی نداده و نخواهد داد.

ای مردم! سرزمینی نیست مگر آنکه خداوند، مردم آن را در اثر تکذیب حق، هلاک کرده و چنانکه خود به این معنی اشاره فرموده است:

((وَ کَذلِکَ نُهلِکَ القُری وَ هِیَ ظالِمَۀٌ))

و این علی(ع) امام و پیشوای شما و ولیّ و صاحب اختیار شماست. که خداوند، در مورد او تهدیدها و وعده­ها کرده و خدا وعده­های خود را انجام خواهد داد.

ای مردم! پیش از شما، اکثر مردم نخستین به گمراهی رفتند و خداوند ایشان را هلاک نمود و هم اوست هلاک کننده گروههائی که از این پس می­آیند، همچنانکه فرمود: /ألَم نُهلِکِ الأوَّلینَ، ثُمَّ نُتبِعُهُمُ الاخِرینَ، کَذلِکَ نَفعَلُ بِالمُجرِمینَ، وَیلٌ یَومئذٍ لِلمُکَذِّبینَ ¤ .

ای مردم! خداوند، مرا به پاره­ای از امور امر کرده و از پاره­ای دیگر نهی فرموده است و من نیز علی(ع) را به آن امور، امر و نهی کرده­ام؛ پس در حقیقت، او اوامر و نواحی حق را از پروردگار خود اخذ نموده است؛ پس باید که گوش به فرمان او کنید تا از سلامت برخوردار گردید و دستورش را به اجرا گذارید تا به راه هدایت رفته باشید و از آنچه نهی می­کند حذر کنید تا به رشد و کمال رسید و خویشتن را بدان گونه که خواست اوست، باز سازید و مبادا که راههای دیگر شما را از پیمودن راه و رویه او باز دارد.

ای مردم! صراط مستقیم خداوند منم و شما به رعایت آن مأمور شده­اید و پس از من، علی(ع) و سپس فرزندانم که از صلب اویند امامان و پیشوایان شمایند که خلق را به راه راست هدایت می­کنند و پیوسته روی به سوی حق دارند. (پس از آن سوره حمد را تا پایان تلاوت کرد و به ادامه سخن پرداخت:)

ای مردم! این سوره (= حمد) در شأن من و علی(ع) و فرزندانش فرود آمد و شامل ایشان می­گردد همچنین مخصوص آنهاست، ایشان، اولیای خدایند که نه خوفی در دل دارند و نه اندوهی آزارشان دهد، بدانید که حزب الله پیروز است و در برابر، دشمنان علی، گروهی اهل شقاق و نفاق و کینه ورزانی متجاوز و برادران اهریمنند که به منظور فریب و نیرنگ، سخنان بی مغز و آمیخته به رنگ و ریا با یکدیگر نجوا می­کنند.

معرفی دوستان و دشمنان

ای مردم! دوستداران علی(ع) و فرزندانش، مردمی اهل ایمانند که خداوند در کتاب خود از آنان بدینگونه یاد کرده است:

/لا تَجِدُ قَوماً یُؤمِنونَ بِاللهِ وَالیَومِ الاخِرِ یُوادُّونَ مَن حادَّ اللهَ وَ رَسُولَهَ ... ¤ (سوره مجادله، آیه 22) دوستداران علی و فرزندانش کسانی هستند که نوشته شده در دلهایشان ایمان، و مدد نموده خداوند ایشان را بوسیله فرشته­ای از سوی خودش و او وارد فرماید ایشان را در باغهائیکه جاریست از زیر آنها نهرهائی برای همیشه در آنجا می­مانند. خداوند از ایشان راضی و ایشان از خداوند خوشنودند.

ایشان حزب خدا و آگاه باشید که حزب خدا رستگارانند!

خداوند عزّوجلّ در توصیف ایشان چنین فرموده است:

/ الَّذینَ آمَنُوا وَ لَم یَلبَسُوا ایمانَهُم بِظُلمٍ أولئِکَ لَهُمُ الأمنُ وَ هُم مُهتَدُونَ ¤.

و نیز می­فرماید: ((اینان در امن و امان، به بهشت داخل شوند و فرشتگان با فروتنی، سلامشان دهند و گویند: پاک و پاکیزه­اید شما؛ پس جاودانه در بهشت ساکن شوید)).

آگاه باشید دوستان ایشان کسانی هستند که خداوند در توصیفشان در جای دیگر فرماید:

((ایشان، در امن و سلامت و بی حساب به بهشت وارد می­شوند)).

(و در مورد دشمنان ایشان فرموده است:)

((آگاه باشید دشمنان آنها کسانی هستند که به دوزخ در می­افتند و غریو جهنم را که می­جوشد و می­خروشد و صدایی که از سوخت و سوز آن بر می­خیزد، می­شنوند)).

و نیز در قرآن آمده:

/کُلَّما دَخَلَت أمَّۀٌ لَعَنَت أختَها ¤.

همچنین درباره دشمنان آنها فرموده است:

/کُلَّما ألقِیَ فیها فَوجُ سَألَهُم خَزَنَتُها ألَم یأتِکُم نَذیرٌ، قالوا بَلی قَد جاءَنا نَذیرٌ فَکَذَّبنا وَ قُلنا ما نَزَّلَ اللهُ مِن شَیءٍ إِن أنتُم إِلّا فی ضَلالٍ کَبیرٍ ¤

آگاه باشید که دوستداران علی(ع) و فرزندانش به غیب ایمان دارند و از پروردگار خود در خشیت و هراسند. این گروه را اجر و پاداشی عظیم خواهد بود.

ای مردم! میان دوزخ و بهشت، تفاوتی بزرگ است.

دشمن ما همان است که خداوند او را مذمّت و لعنت فرموده و دوستدار ما مورد مدح و ستایش و محبّت پروردگار است.

ای مردم! من، منذر و ترساننده­ام و علی هادی و رهنماست.

ای مردم! من، پیامبرم و علی، وصی من است.

معرفی حضرت مهدی (عج)

آگاه باشید البتّه! آخرین امام زمان قائمِ ((مهدی)) است.

آگاه باشید او یاری کننده دین خداست. آگاه باشید او انتقام گیرنده از ستمکاران است. آگاه باشید او گشاینده دژهای استوار و ویرانگر قلعه­های مستحکم است. آگاه باشید او نابود کننده طوایف مشرک است. آگاه باشید او منتقم خونهای ناحق ریخته اولیاء خداست. آگاه باشید او حامی دین خداست. آگاه باشید او جرعه نوش دریای ژرف حقایق و معانی است. آگاه باشید او معرِّف هر صاحب فضیلتی است به برترینش و هر نادان بی فضیلتی است به نادانیش. آگاه باشید او برگزیده خدا و منتخب پروردگار عالم است. آگاه باشید او وارث همه دانشها و محیط به همه علوم است. آگاه باشید او خبر دهنده شئون خداوند و مراتب ایمان است. آگاه باشید او رشید و رهسپار صراط مستقیم و استوار است. آگاه باشید او آن کسی است که امور خلایق به او واگذار شده است. آگاه باشید او آن کسی است که گذشتگان به ظهور وی بشارت داده­اند. آگاه باشید او حجّت پایدار خداوند است که حجّت دیگری بعد از او نیست؛ زیرا حقّی نیست، که با او نباشد و نوری نیست که همراه او نباشد. آگاه باشید اوست آنکه کسی بر او پیروز نمی­شود و کسی را در برابر او نصرت نتوان کرد.

آگاه باشید که او ولّی خداست در گستره زمین و فرمانروای حق است در میان خلایق و امین خداست در پیدا و پنهان.

طرح مسئله بیعت

ای مردم! آنچه لازم بود به شما فهماندم و برایتان توضیح دادم و این علی(ع) است که پس از من، تعلیم و تفهیم شما را به عهده خواهد گرفت. آگاه باشید از شما می­خواهم که پس از پایان خطابه (به نشان قبول و تمکین) نخست با من و سپس با علی(ع)، دست بیعت دهید و میثاق خود را استوار کنید.

بدانید که من به خداوند تعهّد سپرده­ام و علی(ع) در برابر من تعهّد و بیعت نموده است و من، اکنون، از سوی حق تعالی از شما می­خواهم که با علی(ع) بیعت کنید و بدانید که هر کس بیعت خود را بشکند، به زیان خویش اقدام کرده است:

/فَمَن نَکَثَ فإِنَّما یَنکُثُ عَلی نَفسِهِ ¤.

حج

ای مردم! حج و صفا و مروه از شعائر الهی است

/فَمَن حَجَّ أوِ اعتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیهِ أن یَطَّوَّفَ بِهِما¤.

ای مردم! حج خانه خدا کنید که هیچ خاندانی نیست که به ان خانه وارد شود مگر آنکه بی نیاز گردد و هیچ خانواده­ای از این خانه، رخ نتابیده، مگر آنکه به فقر و تهیدستی گرفتار آمده است. ای مردم! مؤمنی نیست که در آن موقف کریم بایستد مگر آنکه خداوند از معاصی گذشته او چشم پوشی می­کند. پس آنگاه که حجَّش تمام شد زندگی و اعمال را از نو آغاز می­کند.

ای مردم! زائران خانه خدا از سوی حق تعالی، مدد و نصرت می­شوند و هزینه سفرشان در دنیا جبران و نیز اندوخته روز واپسین ایشان خواهد شد که خداوند، پاداش نیکوکاران را تباه نخواهد فرمود.

ای مردم! خانه خدا را با اعتقاد کامل و با دقت و فهم درست زیارت کنید و مباد که بدون توبه و ترک گناهان گذشته خود، از آن مواقف شریف باز گردید.

ای مردم! اقامه نماز و پرداخت زکات، باید بر طبق دستور پروردگار و به همان روش که او فرمان داده است، به عمل آید و چنانچه با گذشت زمان، کوتاهی کنید یا مسائل و معارف دین را فراموش نمائید، این علی(ع) ولیّ و سرپرست شما، مبیّن آن معارف و احکام برای شماست. همان که خداوند عزّوجلّ، او را پس از من برای شما منصوب کرده و هم امامانی که به جانشینی من و او از سوی حق تعالی تعیین گردیده­اند، پاسخگوی مسایل و مشکلات شما خواهند بود و بر آنچه نمی­دانید آگاهتان خواهد کرد.

احکام الهی

آگاه باشید! حلال و حرام خدا، بیش از آن است که بتوانم یک به یک بر شمارم و معرفی نمایم؛ چون چنین است، در یک کلام می­گویم که به حلالها امر می­کنم و از حرامها نهی می­نمایم و به منظور توضیح و تبیین آنها، مأمور شده­ام که از شما بیعت گیرم و دست تعهد و پیمان بفشارم که آنچه از سوی حق تعالی درباره امیرالمؤمنین، علی(ع) و امامانی که از نسل من و علی(ع) به جهان خواهند آمد، پذیرفته باشید.

و مهدی(عج)، قائم امامان و قاضی به حق تا روز واپسین خواهد بود.

ای مردم! هر عمل حلالی که به شما معرفی کردم و هر کار حرامی که از آن نهی نمودم، از گفته خود باز نمی­گردم و آن را تغییر نخواهم داد. این امر را به خاطر بسپارید و هرگز فراموش مکنید و به دیگران نیز سفارش کنید، مباد احکام مرا دیگرگون سازید.

آگاه باشید من سخن خود را مجدداً تأکید می­کنم که: نماز را به پای دارید و زکات بدهید، امر به معروف و نهی از منکر کنید اما بدانید که سر آغاز هر امر به معروف و نهی از منکری این است که فرامین مرا بپذیرید و حاضران، آن را به غائبان، اطلاع دهید و به اطاعت از اوامر من وادارشان کنید. و از مخالفت با آنها بر حذرشان سازید؛ زیرا که اینها دستور خداوند عزّوجلّ و فرمان من است، و بدانید که بدون امام معصوم (و بی معرفت او) امر به معروف و نهی از منکر امکان پذیر نیست.

تنها راه هدایت

ای مردم! این قرآن است که امامان پس از علی(ع) را از فرزندان و از نسل او معرفی کرده و من نیز به شما توضیح دادم که علی از من و من از اویم. خداوند در کتاب خود فرموده است:

/وَ جَعَلَها کَلِمَۀً باقِیَۀً فی عَقِبِهِ ¤.

و من نیز گفتم: ((تا آن زمان که دست تمسک به دامن این دو امر گرانسنگ (یعنی کتاب خدا و عترت و خاندان من) زده­اید، هرگز به گمراهی و ضلالت دچار نخواهید شد)).

ای مردم! تقوی را پیشه خود کنید و از قیامت بیندیشید که خداوند متعال فرمود:

/إِنَّ زَلزَلۀَ السّاعَۀِ شَیءٌ عَظیم¤.

ای مردم! به مرگ بیندیشید و از حساب و میزان و محاکمه در پیشگاه پروردگار جهانیان غافل مباشید و ثواب و عقاب و پاداش و کیفر رستاخیز را از خاطر مبرید، که هر کس نیکی کند، پاداش یابد و هر کس دامن به بدی آلوده سازد، بهره­ای از بهشت نخواهد داشت.

بیعت گرفتن

ای مردم! شما را از آن حد فزونتر است ک بتوانید یک یک، با من دست بیعت دهید در حالی که به فرمان خدا، مأمورم که از زبان هر یک از شما اعتراف گیرم که منصب فرمانروایی و امارت بر مؤمنان را که برای علی(ع) قرار داده­ام پذیرفته­اید و نیز (مأمورم که) در مورد قبول امامت و ولایت امامانی که از نسل من و صلب علی(ع) می­باشند، اقرار و بیعت گیرم. حال که چنین است، همگان یک صدا و به زبان، بگویید: (ای رسول خدا!) آنچه که در ولایت و رهبری مطلق علی(ع) و امامان پس از وی که از صلب اویند از جانب حق تعالی به ما ابلاغ کردی، شنیدیم و در برابر آن مطیع و تسلیمیم و به آن امر راضی و خوشنودیم! اینک ما به دل و جان و به زبان و دستمان، نسبت به قبول ولایت با تو بیعت می­کنیم و پیمان می­بندیم که با این اعتقاد، زندگی کنیم و با آن بمیریم و تا آن زمان که سر از خاک برداریم، به آن پایبند بوده و هرگز در آن تغییر و تبدیلی ندهیم و شک و تردیدی ننماییم و از سر پیمان خود بر نخیزیم و از خدا و پیامبرش و امیرالمؤمنین، علی(ع) و فرزندانش حسن و حسین و امامان دیگر که از صلب علی(ع) به جهان آیند، فرمان بریم.

ای مردم! مقام و منزلتی که حسن و حسین نزد خدا و رسول او دارند، گوشزدتان کرده و ابلاغ نموده و متوجهتان ساختم که این دو تن سرور جوانان اهل بهشتند و پی از من که جدّ ایشانم و بعد از علی(ع)، منصب امامت خواهند داشت.

و (ای مردم!) بگویید: ((در این امر، مطیع خدا و پیامبرش و علی(ع)، و حسنین و امامان پس از ایشانیم. تو (ای پیامبر) در مورد ولایت امیرالمؤمنین از دل و جان با ما عهد و میثاق بستی؛ از کسانی که توفیق مصافحه یافتند به دست، و از آنها که توفیق این کار نیافتند، از زبانشان بیعت گرفتی. پیمان نمودیم که دیگری را به جای این امر نگیریم و دل و جانمان به جانب دیگر روی ننماید. خدا را در این کار شاهد گرفتیم او به شهادت، کافی است و تو نیز (پیامبر) و همچنین همه مطیعان فرمان حق از حاضر و غائب و فرشتگان و جنود خدا و همه بندگان او را همگی را گواه و شاهد این امر کردیم و خدا از هر شاهدی بزرگتر است.))

ای مردم! چه می­گویید؟ خداوند، هر آوازی را می­شنود و از سرّ و پنهان همه آگاه است. (بدانید) آن کس که به راه هدایت رود، به سود خود رفته و آن کس که به گمراهی گراید، تنها به زیان خویش اقدام کرده است. چرا که دست خدا فوق هر دستی و قدرتش برتر از هر قدرتی است.

ای مردم! از خدا بترسید و پرهیزگاری پیشه کنید و پیمان خود را با علی(ع) امیرالمؤمنین و با حسنین و امامان دیگر که کلمه طیبه باقیه­اند، استوار نمایید. هر که در ین امر، مکر پردازد خدایش به هلاکت در افکند و آنکس که بر عهد خود پای فشرده خدایش رحمت کند / فَمَن نَکَثَ فَإِنَّما یَنکُثُ عَلی نَفسِهِ.. .¤

ای مردم! آنچه به شما گفتم، باز گویید و بر علی(ع)، با عنوان رسمی امیرالمؤمنین سلام دهید. بگویید: ((پروردگارا دستورت را شنیدیم و اطاعت کردیم تا از مرحمت و مغفرت تو بهره­مند شویم که بازگشت همه به توست)) و بگویید:

((سپاس خدای را که به این امر ما را هدایت و دلالت فرموده و اگر راهنمائیمان نمی­کرد، ما، خود، به راه هدایت دست نمی­یافتیم))

ای مردم! فضایل و امتیازات علی بن ابیطالب و قدر و منزلتش نزد خداوند، که در کتاب خدا نازل شده، بیشتر از آن است که بتوانم در یک جلسه برایتان بر شمرم؛ پس هر کس که از مناقب و فضایل او نزد شما مطلبی گوید، از او بپذیرید.

ای مردم! هر کس از خدا و پیامبر او و از علی(ع) و امامان و پیشوایانی که معرفی کردم، فرمان بَرَد، به رستگاری بزرگی نایل آمده است.

ای مردم! رستگاران، کسانی هستند که در بیعت با علی(ع) و پذیرش ولایت او و در ادای سلام بر وی به عنوان امیرالمؤمنین، مبادرت و سبقت جویند، اینان در بهشتِ نعمتها متنعّم خواهند بود.

ای مردم! سخنی گویید که موجب رضای خدا باشد:

/فَإِن تَکفُرُوا أنتُم وَ مَن فِی الأرضِ جَمیعاً فَلَن یَضُرَّ اللهَ شَیئاً ¤.

خداوندا! مردان و زنان با ایمان را بیامرز و کافران را به غضب خود گرفتار ساز و ستایش، خدای راست که پروردگار جهانیان است.

(در این هنگام مردم، فریاد بر آوردند:)

فرمان خدا و پیامبر خدا را شنیدیم و با دل و زبان و دست مطیع و فرمانبرداریم. چون سخنان پیامبر، تمام شد، مردم بر گرد آن حضرت و امیرالمؤمنین(ع) سخت ازدحام کردند و هرکس می­خواست با ایشان، مصافحه و بیعت کند.

گویند نخستین کسی که موفق به مصافحه و بیعت شد، ابوبکر بود و پس از وی عمر و سپس عثمان بیعت کردند و به دنبال ایشان باقی مهاجران و انصار و دیگر مردمان، اقدام به بیعت کردند تا آنگاه که وقت نماز مغرب رسید. پیامبر در آن شب، نماز مغرب و عشا را پیوسته و در یک زمان به جای آورد.

در روایت است که پیامبر (ص) با هر گروه که به عنوان بیعت، مصافحه می­کرد، می­گفت:

((ألحَمدُ للّهِ الَّذی فَصَّلَنا عَلی جَمیعِ العالَمینَ)).

یعنی: ((ستایش خدای را که ما را بر همه جهانیان امتیاز مرحمت فرمود)).
+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 10:58 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
امروز لفظ پاک حزب الله

گویا  که در قاموس روشنفکر این قوم

دشنام سختی است

اما من خوب یادم هست

روزی که روشنفکر

در کافه های شهر پر آشوب

دور از هیاهوها

عرق می خورد

با جانفشانی های حزب الله

تاریخ این ملت

ورق می خورد .!

 

                      

                                                                                    (سید حسن حسینی)    

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 6:40 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
چه بايد بكنيم؟

من يك پيشنهاد عملي مي خواهم ارائه كنم:


بنده پيشنهاد مي كنم كه دانشجويان و مردم امسال عمره را تعطيل كنند!

از هر دانشجو حدود  600 - 700 هزار تومان هزينه عمره دريافت مي كنند كه حداقل نيمي از آن به انعام سعودي مي رسد و عملا درآمد عظيمي از اين راه به اين حيوان هاي وحشي مي رسه!
چرا به دست خودمون داريم اسلام ناب آمريكايي را ياري مي كنيم؟ چرا به پروار شدن اين خائنين به حرم بزرگ الهي- لعنه الله و ملائكته و رسله علیهم - كمك مي كنيم؟
مطمئن باشيد كه با اين حركت ضرر زيادي به آل سعود وارد ميشه

دقت كنيد كه عمره مستحب است و كمك به ظالم حرام!


____________________________________________________
البته خودم به اين موضوع پايبند بوده ام و تا به حال عمره نرفته ام
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 11:9 قبل از ظهر  توسط ع.نوید | 
بيماري اقتصادي جامعه ناشي از عمل نكردن به احكام دين است

 آن كسي كه داراي مقام ولايت بر ديگران هست و سلطة الهي بر آن هادارد،

هم حكم خدا و قانون خدا را بيان مي كند و هم قدرت خدايي دارد كه اگر مصلحتش را بر اجرا ببيند ،

آن ها را اجرا كند . مثل اقامة حدود؛ يعني مردم اشخاص متخلف و گناه كار را در دنيا به آن كيفر،

به نام حد، كه خداي متعال مشخص كرده است، برسانند.

صفت ديگري كه در ولي خدا وجود دارد اين است كه غير از ب ه پا داشتن عبادتي كه آن ها را

از انحراف و آلودگي باز دارد ، اين ها اين قدرت و مس ئوليت را دارند كه بعد اقتصادي مردم را

هم اصلاح كنند . اگر در جامعه اي بيماري اقتصادي بود ،آن ر ا از بين ببرند . در صدر اسلام

-يعني در چهارده قرن پيش - اين بيماري شايد شديدتر از زمان ما بوده است گروهي آن قدر

داشتند كه نمي توانستند آن ها را جمع و حفظ كنند ، يعني امنيت مالي نداشتند ؛

گروه ديگري هم بودند كه معدة آن ها با نان خالي يا خرما سير و پر نمي شد . اين مقدار فاصله

مو رد امضاء و قبو ل حق تعالي نيست ، چنان چه قرآن صراحتاً بيان دارد كه اختلاف در مسائل

اقتصادي و مالي بين مردم هست و از سوي حق تعالي اين گونه تقدير شده است كه اختلاف

در رزق داشته باشند ؛ اما برحسب روايتي كه در استحباب انفاق و حق همسايه وارد شده است

اين استفاده مي شود كه فاصلة زياد بين انسان ها نباشد . به گونه اي كه يك همسايه اي هيچ گاه

شكم گرسنه نخوابيده، در حالي كه همسايه ديگرش شكم سير از غذا و طعام به خود نديده است،

يعني فاصله اين طور زياد باشد.

ما وقتي در فقه نگاه مي كنيم مي بينيم كه كتاب كفارات داريم . در سنن وقتي نگاه مي كنيم

مي بينيم استحباب انفاق خيلي زياد است .

در اين كه به ديگران هم توجه داشته باشيم ت ا در امور مالي زير فشار نباشند سف ارش شده است .

مجموع اين روايات اگر مورد عمل واقع بشود اقتصاد آن جامعه از بيماري نجات پيدا مي كند

و اگر ديديد كه بيماري اقتصادي همچنان در يك جامعه اي وجود دارد ،

يقين كنيد كه به حكم اسلام عمل نشده است . بيماري اقتصادي در هر جامعه اي، معلول عدم

تعادل اقتصادي د ر آن جامعه است .

تعادل اقتصادي را نه من معني مي كنم، نه شما معني كنيد . ما صراط مستقيم و راه راست

و راه متعادل و عمل متعادل را از خداي متعال و سنن اولياي خدا استخراج مي كنيم.

اخلاق متعادل يعني چه؟ صراط مستقيم در اقتصاد معنايي دارد، در امور اخلاقي معنايي

دارد، در عبادت معنايي دارد ، در ارتباط با جامعه معنايي دارد . من و شما اگر بخواهيم اين لغات

را تفسير كنيم ، شما خواهيد گفت كه من چرا از شما اطاعت كنم ، شما از من اطاعت كن .

اين حرف صحيح است . ولي اگر هر دو از فكر و نظرات خودمان صر ف نظر كرديم ،

گفتيم كه در همة ابعاد ز ندگي مطيع خالق متعال مي شويم؛ در تجارت ، در رفاقت ، در مسافرت ،

در ح ضر، در ازدواج، در زندگي ، در سياست؛ در متون اسلامي مي گرديم تا معياري را كه با آن معيار

راه راست و صراط مستقيم را در آن بعد تشخيص دهيم ، پيدا كنيم .

وقتي تشخيص داديم به آن عمل م ي كنيم. آن وقت د يگر هيچ كدام از هم ديگر گله مند نيستيم

و حتماً آن بيماري كه در آن بعد بوده است درمان مي شود. بيماري اقتصادي ، براي جامعه يك

نوع بيماري است . بيماري اخلاقي هم نوع ديگري از بيماري ها است. بيماري ها

منحصر به بيماري هاي جسمي نيست. روح انسان هم بيماري دارد، روح انسان هاي جامعه هم بيماري دارد.

در شناسايي طرز صحيح تجارت، طرز صحيح سياست، طرز صحيح زراعت، طرز صحيح معاشرت،

طرز صحيح اخلاق، طرز صحيح روابط اجتماعي ،اگر ما در موردي جهل داشتيم بايد يقين داشته باشيم

كه در اسلام معيارش آمده و بيان شده است . ما نرفتيم پيدا كنيم، ما از اهلش نپرسيديم كه چطور

بايستي با مردم معاشرت داشته باشيم.


آیت الله مرتضی تهرانی

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 10:18 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
روزنامه متعلق به روپرت مرداک، از طریق استخدام متخصصان و هکر‌های حرفه‌ای، تلفن‌های چهره های سرشناس را شنود می‌کرد

پرنس هری نوه ملکه الیزابت، گوئینت پالتروفیکی از مدل‌های معروف لباس انگلیس، جورج مایکل از مشهورترین خوانندگان پاپ دنیا، تساجوئل وزیر فرهنگ، بوریس جانسون شهردار لندن و جان پری اسکات معاون سابق نخست‌وزیر این کشور، تنها چند نفر از صدها چهره شناخته شده سیاسی و هنری انگلیس بوده‌اند که روزنامه نیوز آو د ورلد (اخبار جهان) مکالمات تلفنی آنها را شنود می‌کرده و از طریق این شنودهای غیر قانونی، جریان خبری برایشان به راه می‌انداخته است.

روزنامه گاردین، برای اولین بار روز پنج‌شنبه با انتشار گزارشی پرده از این راز کثیف برداشت و فاش کرد که روزنامه متعلق به روپرت مرداک، رسانه‌دار بزرگ استرالیایی که هم‌اکنون شهروند آمریکاست از طریق استخدام متخصصان و هکر‌های حرفه‌ای و با پرداخت هزینه‌های هنگفتی به سیستم تلفن همراه و صندوق‌های صوتی این چهره‌های سرشناس دست یافته و اطلاعات مورد نیاز برای ساخته و پرداخته‌کردن یک جریان خبری علیه یا درباره آن‌ها را به دست می‌آورده است.

در همین حال روزنامه گاردین در ادامه افشاگری‌های خود علیه این روزنامه راستگرا، نام افراد جدیدی را منتشر کرد که قصد دارند به دلیل شنوده شدن تلفن‌های خصوصی‌شان از این روزنامه و حتی شخص روپرت مرداک شکایت کنند. در میان این این فهرست جدید، نام سرالکس فرگوسن سرمربی تیم فوتبال منچستر یونایتد نیز دیده می‌شود که اعلام کرده به شدت، شکایت خود از این روزنامه را پیگیری خواهد کرد. از سوی دیگر جمع کثیری از هنرمندان، ورزشکاران و حتی سیاستمداران انگلیسی نیز دیروز به گاردین گفتند که قصد دارند برای شکایت از این روزنامه وکلایی را استخدام کنند.

روزنامه گاردین در گزارش خود فاش کرده بود که مدیران نیوز آو د ورلد به سه نفر از شکات که برای اولین بار متوجه این رسوایی شده بودند بالغ بر یک میلیون پوند حق‌السکوت داده بودند تا روش‌های کثیف آنها را رسانه‌ای نکنند اما گویا این پول یا کافی نبوده و یا موضوع از جای دیگری درز کرده و در اختیار آنها قرار گرفته است.

این رسوایی تازه که در واقع برای یکی از گروه‌های رسانه‌ای تحت مالکیت روپرت مرداک، پدید آمده سبب شده تا اسکاتلندیارد به شدت تحت فشار قرار گرفته و به تحقیق و تفحص در این زمینه بپردازد، خصوصاً آنکه در زمان وقوع این جرم، اندی کولسون سردبیر نیزوآودورلد ارتباط نزدیکی به دیوید کامرون رهبر حزب محافظه‌کار انگلیس داشته و هم‌اینک به عنوان مدیر ارتباطات این حزب فعالیت می‌کند. او در سال 2007 و در پی افشای برخی تخلفات خبرنگارانش از این سمت استعفا داد.

در پی این رسوایی سیاسی - رسانه‌ای، کمیته امور رسانه‌های مجلس عوام انگلیس اعلام کرد که این موضوع را به‌طور جدی بررسی می‌کند و در صورت نیاز افراد مسئول را برای توضیح در مورد رسوایی اخیر فرا‌می‌خواند. معاون وزارت کشور انگلیس نیز در جلسه مجلس عوام با سؤالات متعدد نمایندگان درباره افشاگری‌های مطرح شده درباره فعالیت‌های غیرقانونی روزنامه نیوز او د ورلد که وابسته به محافل قدرت است مواجه شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 3:47 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
امروزه شبكه جهاني به يكي از مهمترين منابع خبري تبديل شده

سوال من اينه كه آيا واقعا توي اين شبكه تمام حقايق يافت ميشه؟
آيا امكان پخش دروغ و گسترش آن (با توجه به عدم پيگيري) بيشتره يا امكان پخش اخبار حقيقي (اگر تمام خبر پخش بشه) ؟
آيا تمام عكس هايي كه مي بينيم و متن هايي كه مي خونيم صادق است و اگر هست اين چه بخشي از حقيقته آيا تمام حقيقته؟
آيا مي تونيم به نظر سنجي هايي كه توي اين شبكه مي شه اعتماد كنيم؟
آيا مي تونيم به سايت هايي كه توسط افرادي كه نمي شناسيم و منابع خبريشون رو افراد مطلع ذكر مي كنند اعتماد كنيم؟
شما صدا و سيما رو بيشتر قابل اعتماد مي دونيد يا خبر هاي اينترتي رو؟
چقدر مي شه احتمال داد كه توي اينترنت يك خبري پخش بشه و همه باور كنند ولي اصل خبر درست نباشه؟

آيا اين شبكه داره ما رو به خدا نزديك تر ميكنه يا از خدا دور تر مي كنه؟

كاري ندارم كه بالقوه مي تونه مفيد باشه يا ... در حال حاضر چجوريه؟

ممنون ميشم كه نظراتتون رو بدونم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 3:28 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 

خب به سلامتي ايام انتخابات را هم پشت سر نهاديم

همون جور كه مي دونيد من در اين مدت موضع انتخاباتي رسمي نگرفتم (هرچند نا آگاه هم نبودم) اما بيان كردم كه مهمترين دغدغه من حفظ و تعالي نظام اسلامي است (به اميد اسلامي تر شدن نظاممون) و اين كه در اين راه حركت مي كنم

بنابراين

در درجه اول به تمامي ملت ايران تبريك مي گم كه با راي 40 ميليوني شون واقعا يك حماسه رو توي تاريخ ثبت كردند

دوم هم به آقاي احمدي نژاد و طرفدارانشون تبريك مي گم كه راي آوردن وپيروز شدند

اين تبريكات از آن روست امام ما فرموده بودند: ميزان راي ملت است و بنده هم قبل از انتخابات عرض كرده بودم كه هر كسي كه راي بياورد من هر آن چه كه در توان دارم (با اين توان اندك) كمك مي كنم و حمايت مي كنم و الآن هم كه انتخابات توسط شوراي نگهبان تاييد شده (هر چند اصل بر سلامت است) من هم به اين راي قانوني احترام مي گذارم

البته به كساني كه پيروز نشده اند هم احترام مي گذارم و اميدوارم كه با ادامه فعاليت هاشون در دور هاي بعدي موفق باشند

   

من نامه هاي چند وقت اخير ارسال شده به گروهمان را بررسي كردم  و متوجه شدم كه  و  آمار جالبي وجود داره

   

از اين ميان نزديك 59 درصد در حمايت آقاي مهندس موسوي و يا نقد دولت بود و 27 درصد درحمايت از دولت و پاسخ به شبهات و 14 درصد بي طرف و ... بود

كه نامه هايي كه در حمايت از مهندس موسوي بود توسط نزديك  30 درصد از افرادي كه به گروه نامه مي فرستند بود

 

در اين مدت نامه هايي در مورد شهدا و خط شهدا (انديشه هاي اسلامي ائمه ، امام و رهبري) فرستاده شد كه واقعا جاي تقدير داره

 

در اين مدت بحث هاي مختلف در گروه بود كه غالبا پيرامون مسايل سياسي بود و گاها به بحث هاي دو طرفه تبديل مي شد

 

گروه ما يك گروه فرهنگي است.

به شخصه با بحث سياسي مشكلي ندارم

اما چند نكته حائز اهميت است

  اول اين كه اگه ما در جمعي براي هدفي خاص دور هم جمع مي شيم. بايد اون هدف رو پيگيري كنيم. قرار نيست كه ما بگيم براي هدف ايكس جمع شديم و خودمان هدف ايپسيلون رو دنبال كنيم

دوم اين كه هر نكته زماني و هر حرف مكاني دارد. اگه ما بهترين حرف ها را در زمان و مكان نا مناسب بيان كنيم به عكس خودش تبديل مي شود

سوم اين كه در اين بحث بايد نهايت دقت رو بكنيم: چرا كه تبديل شدن اين بحث ها به جدل‌،‌ خداي نكرده اهانت كردن به يك ديگر ، انتشار اخباري كه منابع صحيح نداره ( اعتماد كردن به شبكه جهاني (اينترنت) و هر ان چه كه مي شنويم) ، خداي نكرده انتشار دروغي كه خودمان از دروغ بودن آن اطلاع نداريم، تهمت زدن به فرد يا افرادي و خارج شدن از مسير عقلانيت و رفتن به سمت احساس گرايي و ..... همه  و همه از آفت هاي اين گونه بحث هاست. به علاوه اين كه خيلي بايد دقت  كنيم كه به بلند گو حزب و جرياني تبديل نشويم

 

خب دوستان زمان زيادي را صرف اين گونه فعاليت ها كرده اند و از كار اصلي و فرهنگي  و بعضا علمي خودمان باز مانده ايم

من خودم با بحث سياسي در اين گروه ها مخالفم! و اين را چند بار اعلام كرده ام.  

من نمي گويم كه كلا كسي بحث سياسي نكند . من مي گويم كه اگر قرار است در اين گروه ها باشد بايد حجم آن نسبت به بحث هاي فرهنگي 2 به 8 باشد و ما بايد به بحث هاي اساسي تر و ريشه اي تر بپردازيم

 

در نهايت هم اولا از همه دوستان تشكر مي كنم كه بحث خوبي داشتند و همه را به همدلي و برادري دعوت مي كنم

 

يكي از آن چيزهايي كه من از شهدا ياد گرفته ام اين بود كه با وجود اختلاف نظر همه با هم در يك سنگر مي جنگيدند. همه با هم در پشت سر امام امت قرار داشتند. چرا كه شهادت بي ولايت معنا ندارد.همه با هم تا آخرين قطرات خون ايستادگي كردند. نه از كشتن باكي داشتند و نه از كشته شدن. ولا خوف عليهم و لا هم يحزنون

 

من از همه دوستان مي خوام كه خودشان را آماده كنند

 

الآن هم عرض كنم:  كه اى سيد و مولاى ما! ما آنچه بايد بكنيم، انجام ميدهيم؛ آنچه بايد هم گفت، هم گفتيم و خواهيم گفت. ما جان ناقابلى داريم، جسم ناقصى داريم، اندك آبروئى هم داريم كه اين را هم خود شما به ما داديد؛ همه‏ى اينها را ما كف دست گرفتيم، در راه اين انقلاب و در راه اسلام فدا خواهيم كرد؛ اينها هم نثار شما باشد. سيد ما، مولاى ما، دعا كن براى ما؛ صاحب ما توئى؛ صاحب اين كشور توئى؛ صاحب اين انقلاب توئى؛ پشتيبان ما شما هستيد؛ ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد؛ در اين راه ما را با دعاى خود، با حمايت خود، با توجه خود، پشتيبانى بفرما

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
گرگها خوب بدانند در این ایل غریب

گر پدر مردتفنگ پدری هست هنوز

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند

توی گهواره ی چوبی پسری هست هنوز

آب اگر نیست نترسید که در قافله ی مان

دل دریایی و چشمان تری هست هنوز

دکتر زهرا رهنورد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در مورد شعر زیبای خانم رهنورد باید بیان کنم که کاملا با حرف ایشون موافقم. امروز به لطف انقلاب اسلامی ٬ هر چند که از فیض وجود امام امت ٬ خمینی کبیر (ره) محرومیم! اما نسل سوم فرزندان خمینی ٬ بسیار محکم تر و استوار تر راه آن امام راحل را ادامه می دهند و با پیروی و اطاعت محض از امام خامنه ای (حفظه الله تعالی)  اجازه نخواهند داد که خواب دشمنان قسم خورده این مرز و بوم محقق شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 5:11 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
ديشب اين طبع، بي‌قرار شما
خواست عرض ارادتي بكند
دست كم از دل شكسته‌تان
واژه‌هايم عيادتي بكند
***
چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!
***
چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور
مي‌شود خواب دشمن آشفته

***
هست خاموشي‌ات پر از فرياد
در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السكينه» تو را
كرده سرشار از فراواني

***

واژه‌ها از لبت تراويدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم
عزت، آمادگي، حماسه، حضور

***
اين حماسه همه ز يمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب
در دل عاشقان خود ماندي

***
سهم دلدادگان تو سلوي
قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو
كه ز امت چنين كند تجليل

***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون كوثر
هان! «فصل لربك وانحر»

***
گرچه در باغ سينه‌ات داري
لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتي اما نمي‌روي چو حسين
تا ابد زير بار بدعت‌ها!
***
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لب‌ها
ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد
***
جان ايران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلي گمان كردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشك ما را چرا درآوردي؟!
***
جسم تو كامل است، ناقص نيست
مي‌دهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!
(شعر حجت‌الاسلام جواد محمدزماني)
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 6:35 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 

Lettre d'un certain nombre d'etudiants iraniens

Moseur keshnner français des affaires étrangères ministre

Nous étudiants iraniens tout en appréciant la présence de la population d'Iran à l'élections présidentielles moral vous non-ingèrence dans les quetions intérieures que notre pays affaires vers mécontentemen.

Résponsabilité des actes de violance et de troubles savage coùteux naturellement vous remarqeuez des ingérence étragère sera un autre atmosphériques distorsion qui traite avec la réalitè.

Un groupe d'étudiants Iraniens

نامه جمعی از دانشجویان ایرانی

آقای کشنر وزیر امورخارجه فرانسه

ما دانشجویان ایرانی ضمن ارج نهادن به حضور با شکوه مردم ایران در انتخابات آزاد و رقابتی ریاست جمهوری از دخالتهای غیر اخلاقی شما در مسائل داخلی کشورمان اعلام ناخشنودی می نماییم.

مسئولیت اقدامات خشونت بار و وحشیانه اغتشاشگران طبیعتا متوجه هر شخصیت خارجی دیگری خواهد بود که به تحریف واقعیت می پردازد.

جمعی از دانشجویان ایرانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 6:23 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
بی بی سی فارسی در اقدامی خنده دار الله اکبر را الله و اکبر نوشت.

رسانه دروغ ساز بی بی سی فارسی که طرفداران چندانی درایران ندارد و مردم برای وقت گذرانی گاهی شبکه خود را بروی رسانه دروغ ساز انگلیس تغییر جهت میدهند مدعی شد این الله اکبر ها در مسیر ابراز مخالفت با جمهوری اسلامی است ، حال آنکه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی با صدور اطلاعیه ای از فریاد های خامنه ای رهبر و الله اکبر برخی از جوانان در پشت بام پایتخت حمایت کرده و خواستار ادامه این روند دشمن شکن شده بود.

گفتنی است بزودی جمعی از وبلاگ نویسان ایرانی از دروغ پردازی های مکرر بی بی سی فارسی و تلاش این رسانه کثیف برای تحریک افکار عمومی به دادگاههای بین المللی شکایت خواهند برد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 6:21 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
حضور 40 میلیونی و حماسی ملت ایران را تبریک عرض می کنم

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 

بسم رب الشهدا و الصديقين

خدمت تمام خواهران و برادران عزيز سلام عرض مي كنم

 

با توجه به حجم بالا مطالب و نامه هاي مي كنم كه از زياده گويي و به قول اصوليون از اطناب ممل بپرهيزم تا اين وبلاگ براي آن بزرگواران نقش وبلاگ ها و گروه هاي ديگر چون جرقه و... را پيدا نكند و تلاش نموده مطالب مهم خويش را مزين به رنگ كرده تا براي خوانندگان گرامي راحت تر و گزينش آن سهل الوصول تر باشد و استفاده از هيچ رنگي به معني تبليغ هيچ كدام از آن بزرگواران نيست

 

انتخابات - كليات : در مورد انتخابات بايد عرض نمايم كه آن چه از نظر اين بنده حقير مهم است دو نكته است : الف) حضور حداكثري ملت شريف ايران و ب) رعايت اخلاق (انتخاباتي و غير انتخاباتي) و دقت به مسائل فرهنگي

 

انتخابات - اخلاق:  ما همه با هم  هم كيش هستيم و لزومي ندارد كه با يك ديگر نزاع كنيم

اگر امروز با هم به درشتي سخن بگوييم ؛ فردا انتخابات تمام مي شود و ما مي مانيم و دستي خالي و رويي اسود 

عزيزان پنجه به صورت هم نكشيم ( اين سخن بسيار شيوا و دلنشين را حاج آقاي آقا تهراني كه يكي از شاگردان مرحوم آيت الله العظمي آقاي بهجت بودند مي فرمودند) ما بايد با هم رفاقت داشته باشيم و نه عداوت

اين يك امتحان است

 

انتخابات - موضع : به نظر من همه اين چهار عزيز از خادمان و زحمتكشان اين كشور بوده و صالح مي باشند و بنابر اين بايد گفت كه انتخاب بين خوب و خوب تر است كه خود كاريست بس ثقيل

آقاي كروبي يك روحاني فداكار است كه از ابتداي نهضت در كنار امام خميني بوده و دو دوره رياست مجلس را به عهده داشته و مقابله با تند روي ها و جريانات افراطي را در كارنامه خود داشته اند

آقاي مهندس موسوي نخست وزير زمان امام خميني (ره) بوده اند و فردي فداكار و خدمت گذار بود و كار هاي بزرگي كرده اند و خاطره خوب آن سال ها در ذهن هاي ما باقي مانده و اكنون در مجمع تشخيص خدمت مي كنند

آقا محسن فرمانده زمان جنگ بود و يادگار جبهه هاست. ايشان هم چند ساليست كه در حال تدوين برنامه هاي اقتصادي هستند و در مجمع هم خدامات خوبي مثل سند چشم انداز ارائه كرده اند

آقاي احمدي نژاد  از رويش هاي انقلاب هستند و علاوه  خدمات زيادي كه در سرتا سر كشور كرده اند و در تريبون هاي بين المللي هم با سخن گفتن از امام زمان و انديشه هاي امام و دفاع از مستضعفين باعث عزت ايران شده اند

 

بنابر اين همه خوب هستند و خواهان خدمت، هرچند داراي ايراداتي همه هستند

البته نگاه من يك كمي فرق داره كه شايد بعدا توضيح بدم

 

پس از انتخابات : هر كدام از اين بزرگواران راي بياره همه ما ملزم به پشتيباني از اون هستيم، چرا كه اون رئيس جمهور ماست و همه ما سكان اين كشتي رو به دست اون داديم و ما هرگز اجازه نمي ديم كه كسي به كشور ما اجسارتي بكنه، هر چند كه به اون فرد راي نداده باشيم

ما علاوه بر اين كه از رئيس جمهورمون دفاع مي كنيم (مثل 30 سال گذشته) به او انتقاد هم مي كنيم و با او خواسته ها مون رو هم در ميان مي ذاريم (خدا رو شكر همشون مردمي و انتقاد پذير هستند) و به علاوه به او كمك هم مي كنيم. هر كي كه راي بياره ما همه با هم دست به دست هم مي ديم و ايران را به قله مي رسونيم

 

تبليغات : من ضمن اعلام اين كه بي حجابي قطعا گناه است بيان مي كنم  اولا از همه عزيزان مي خوام كه تصاوير نا محرمان را برای هم نفرستند و در سایت ها و بلاگ ها منتشر نکنند. شايد كسي باشد كه تمايلي به ديدن اين صحنه ها نداشته باشد. دوما اين كه ما نمي توانيم كه اين بخش از جامعه را حذف كنيم. آن ها هم هموطنان ما هستند. ما بايد به آن ها احترام گذاريم. هر چند كه اين كار آن ها را اشتباه مي دانيم، ولي مگر خود ما اشتباه نداريم؟ قطعا نظر آن ها هم محترم است

 

اشتباه همگي : به نظرم سه ايراد اساسي به تمام دوستان هست : يك اين كه همه سعي در تخريب ديگري و سابقه درخشان دوستان كه سراسر غرور و افتخار و خدمت است دارند. دو اين كه به مسائل فرهنگي دقت نمي شه (من چون خودم به طور تخصصي روي آموزش و پرورش و آموزش عالي كار دقيق كرده ام مي دانم كه تمام وزراي اين وزارت خانه هاي ما متاسفانه سياسي انتخاب مي شن و... دل پري دارم، هر چند كه زحمات رو هم خوب مي دونم) اما ما يك نگاه جامع فرهنگي نداريم. يك سند كلي فرهنگي نداريم (البته شايان ذكر است كه در آموزش و پرورش همين الآن كه خدمتتون هستم سند ملي ما در حال تصويب است اما بايد خيلي كار كرد و دقيق) و اين كه تمامي بزرگوارن بيشتر به فكر قيمت سيب زميني و گوجه و بطن خلق الله هستند، در حالي كه علي (ع) مي فرمايد يكي از وظايف حاكم تربيت مردم است كه اين بماند براي بعد و سه اين كه ما داريم با دست خودمون سطح توقعات رو بالا مي بريم. به شخصه به گليم نخ نما شده و قرص نان راضي هستم،‌اما داريم اين فرهنگ غلط رو بين مردم ترويج مي ديم كه با داشتن بيشترين امكانات و پرادو ها و كنيزان باز هم دهان باز كرده  اعتراض كنند و اين هم بماند

 

يا ايها العزيز: مي خوام از همه دوستاني كه زحمت كشيدند و نامه فرستادند و ارسال داشته اند و نظر داده اند تشكر كنم،‌ اما عزيزان؛ اي كاش به اندازه يك كفش گم شده مان هم به دنبال گل نرگس مي گشتيم. عزيز زهرا را فراموش كرده ايم. ايكاش مهدي فاطمه را از ياد نمي برديم و براي  ظهورش همين مقدار به تقلا و تلاش دست مي زديم . دوستان اگر از كسي هم حمايت مي كنيم  خدا و حضرت ولي عصر را هم در نظر بگيريم

سردار سعيد قاسمي هميشه اين شعر را مي خواند

مگر در جستجوی ربّنای تازه ای باشیم

وگر نه صد دعا زین دست، یک نفرین نخواهد شد

 مترسانیدمان از مرگ، ما پیغمبر مرگیم

خدا با ما که دلتنگیم، سر سنگین نخواهد شد 

به مشتاقان آن شمشیر سرخ شعله ور در باد

بگو تا انتظار این است، اسبی زین نخواهد شد 

علیرضا قزوه


يا ايها العزيز به ما سخت مي گذرد، بيا

 

در آخر : هم مي خوام رحلت قلب تپنده مستضعفان رو به همه تسليت بگم

هر چند كه فرزند خلفش (امام خامنه اي) امروز ادامه دهنده راهش هست، اما به نظر من امام با آقا هرگز قابل مقايسه نيستند و هر كسي كه اين دو نفر رو با هم مقايسه كنه به هر دو ظلم كرده. البته ظلم هاي زيادي به هر دو شد (مثل قضيه حضرت آيت الله منتظري كه خواب رو از چشم هاي امام امت ربود) اما عزيزان ما بايد آگاه باشيم كه از اين حوادث درس بگيريم در اين مورد حرف زياده ما باید از نظرات رهبر مون صد در صد پیروی داشته باشیم.

 

اميدورام كه مناظره ها به نفع جبهه انقلاب تموم شده باشه و همچنین نتایج و چشم ضد انقلاب کور دل٬ كور بشه از دوستي ما با هم و اميدوارم كه هر چهار اين بزرگواران اخلاق رو رعايت كنند و به هم احترام بذارن

به قول بعضي از دوستانمون ما با هم دعوا نداريم

 

دوستان التماس دعا


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
در مورد انتخابات همین رو بگم که به نظرم فضا از طرف یک عده ای خیلی مسموم شده!

البته باز هم اهل حق خودشون رو نشون می دن و هرچه مخالفانشون هم بد اخلاقی کنند٬ آن ها از مسیر الهی خارج نمی شن.

به این ارسال که توسط یکی از وبلاگ های خیلی خوب نوشته شده٬ یک نگاهی بندازید. آدم واقعا ناراحت می شه. باز هم مثل هر سال دعای ما اینه که آقا بیا! آقا بیا که فرزندت تنهاست. ما امیدواریم که شما رو تنها نذاریم. از خدا می خوایم که شما را تنها نذاریم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اما نظر من در مورد انتخابات اینه که همه این افراد صالح هستند و ما باید بگردیم و اصلح رو پیدا کنیم. من یک رای دارم اما واقعا به این ۴ نفر احترام می ذارم.

اما براي معرفي كانديدا ها و روانشناسي شخصيتي آن ها :

آقای کروبی (غیرتمند- مسئولیت پذیر) : کسی که ۴ سال رئیس مجلس ششم بود و با مدیریت خیلی خوبش از بسیاری از تندروی ها جلوگیری کرد. البته در گذشته هم سابقه بسيار خوبي داره. يار امام از سال ۴۱ تا حالا و داراي مسئوليت هاي بسيار حساس و اساسي و در نظام. جالبه كه هميشه امام از ايشون حمايت كرده و در حال حاضر هم ايشون غيرت خاصي روي امام خميني دارند.

به نظر من ايشون از نظر شخصيتي آدم بسيار  مسئوليت پذيري هستند. نمونه اش بحث شركت شون در انتخابات كه تلاش زيادي براي وحدت كرده بودند،‌اما بعضي ها خيلي ايشون رو اذيت كردند.

آقای موسوی (تیز بین - حساس) : کسی که خاطره خوب ۸ سال اداره كشور در سخت ترين شرايط و جنگ رو در ذهن ها داره. ايشون هنرمند هم هستند و فوق لیسانس معماری دارند.

آقاي موسوي در اين سال ها از سال ۱۳۶۸ با حكم آیت الله خامنه ای عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام شد كه این عضویت كماكان ادامه دارد.از سال ۱۳۷۵ نیز عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده است.  ايشون از كساني هستند كه امام خيلي از ايشون حمايت مي كرد و ايشون هم پيگيري خط امام رو بيان و از هدافشون مي دونند.

آقاي موسوي هنوز خودشون رو يك بسيجي مي دونه و يكي از كار هاي بسيج رو دفاع از ناموس مردم مي دونه. ايشون بسيجيان رو هم پاكدامن خطاب كرده و دفاع زيادي از اون ها كرده.

آقاي احمدي ن‍ژاد (سخت كوش - زرنگ) : همه توي اين سال ها ايشون رو مي شناسند. فرزندي از فرزندان انقلاب كه دوباره گفتمان امام رو توي ايران و سراسر جهان زنده كرد. احمدي نژاد در ايران به پر كاري معروفه و كار هاي بزرگي در اين سال ها كرده ، مثلا با بيان مسئله هولوكاست صهيونيسم ها رو به يك چالش اساسي كشيد.

از ديگر خصوصيات احمدي نژاد اينه كه علاوه بر مطرح كردن نام امام و دفاع از ولايت ، نام امام زمان رو در اكثر سخنراني هاش مي گه و تبليغ زيادي در اين زمينه مي كنه.

آقاي رضايي ( باتدبير - مقاوم) : آقا محسن كسي است كه چندين سال فرمانده سپاه بوده و ما به فرماندهي ايشون كه هميشه همراه تدبير و مقاومت بوده افتخار مي كنيم.  ايشون دكتراي اقتصاد هم دارند كه اين مسئله باعث شده به يكي از با برنامه ترين كانديد ها تبديل بشن

آقاي رضايي علاوه بر برنامه هاي قويي كه ارائه كردند تيم بسيار فويي هم دارند كه از جمله مي شه به ليلا بروجردي نوه امام اشاره كرده . ايشون هم از كساني بودند كه به راستي امام حمايت هاي خوبي از ايشون كرده بودند.

 

 

براي همشون آرزوي موفقيت مي كنم و اميدوارم همين جور كه گفتمان امام هنوز زنده است، راه شون هم ادامه پيدا كنه

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 8:12 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 

اساتيد ما در سامرا با سنّى ها مخلوط بودند و حتّى بعضى از سنّى ها با علماى شيعه رفت و آمد داشتند. آقايى مى فرمود: يك نفر از سنّى ها به خانه ى ما آمد و گفت: در فلان آبادى خود باغى دارم، آيا هنگام مسافرت به آن جا بايد افطار كنم؟ گفتم: از فلان راه برو و از فلان راه برگرد، به روزه ات صدمه نمى زند. راحت شد، با اين كه سنّى بود. هم چنين يك سنّى مى گفت: اگر بخواهم از شيعه تقليد كنم، از فلانى تقليد مى كنم.
گويا سنّى ها خوش سلوكى و محبّت قلبى علماى شيعه را مى ديدند و نسبت به آن ها تمايل پيدا مى كردند!

 

خدا رحمت مرحوم آیت الله العظمی بهجت را. ایشان علم و ورع را یکجا جمع کرده بودند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 9:43 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
سلام
بد نیست یه سری به اینجا بزنید:
http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_Nobel_Peace_Prize_Laureates
اسم کسایی هست که جایزه صلح نوبل را گرفتند. این اسم ها توشون برای من جالب بود:
1. هنری کسینجر
2. انورسادات
3. مناخم بگین
4. گورباچف
5. یاسر عرفات
6. اسحاق رابین
7. شیمون پرز
8. جیمی کارتر
تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 8:44 قبل از ظهر  توسط ع.نوید | 
کمپین 5 میلیون پیامک برای حمایت از نود و فردوسی‏پور!


http://tabnak.ir/pages/?cid=33427 


_________________________________________________________


مانیفست چو


http://www.pendar.net/main1.asp?a_id=6837


________________________________________________________


ping amoobehzad.com

________________________________________________________

نای دل خسته ی من هوای نینوا داره

کبوتر سینه فقط هوای کربلا داره


شب همه شب عاشقونه هی می خونم حسین حسین

 شبای بین الحرمین



شش گوشه ی قشنگ تو هر کی دیده اینو میگه

راهم بده بیام آقا تو حرمت یه بار دیگه

قربونه اون صحن و سرات این دل من تنگه برات

تموم آرزوم اینه تموم کنم پیشت نماز

از همه جا رونده منم اونی که جا مونده منم

اونی که بال و پرشوعشق توسوزونده منم 

نون و نمک خوردم منم ارباب زمین خوردت منم

عشقی بزا عشق بگم یار قسم خوردت منم

مثل تموم شهدا به کام من عسل بزار


شاه شهید کربلا مقاممو بردی بالا

به این خاطر دیوونتم رونق بازار خدا

اهل یقینم می کنی کافردینم می کنی

مثل همون خال سیاه گوشه نشینم می کنی


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 2:9 قبل از ظهر  توسط ع.نوید | 

به نظرم نام  [...]  باید به عنوان بزرگترین تئوریسین  سیاسی -نظامی دنیا در کتاب ثبت رکوردها گینس ثبت شود. جنابشان افاضه فرموده که شاه سلطان حسین صفوی با عدم مقاومت در برابر افغانی ها و  سپردن کشور به آنها موجب حفظ ابنیه و معماری های گشور و اصفهان شده است!

نتیجه منطقی این تئوری بسیار پیشرفته این است که برای حفظ کشور از شر بیگانگان ، بهترین راه حل ، تسلیم کشور بدان هاست. مثلا" ملت هایی که  در برابر تجاوز هیتلر مقاومت کردند بهتر بود تسلیم او می شدند و قال قضیه را می کردند تا آسیبی به جان و مالشان نرسد. یا ما ایرانی ها در جریان تجاوز رژیم بعثی عراق برای جلوگیری از تخریب ساختمان ها و کشته شدن افراد ، بهترین راه حل این بود که ایران را به صدام می دادیم و حالش را می بردیم!

با این تئوری بدیع ، از این به بعد ما باید به قراداد ترکمانچای افتخار کنیم و به فتحعلیشاه به خاطر تدبیری که در دادن بخش های عمده ای از خاک کشور برای کم کردن شر روس ها اتخاذ کرد صدها آفرین بفرستیم و در مقابل امثال عباس میرزا و امیرکبیر را به خاطر عدم تسلیم در برابر بیگانگان سرزنش کنیم!

قبلا" شنیده بودم که چهره های سیاسی  در جلسات محفلی اشان برای توجیه تسلیم پذیری در برابر دشمنان می گویند « وقتی به تو تجاوز می شود ، به جای مقاومت و درد کشیدن ، لذتش را ببر! » اما الان  به صریحترین وجه ممکن این ایده محفلی را بیان کرده که باید  تشکر کرد.

راستی در این غوغای غزه و کشتار ملت بی پناه فلسطین ، خبری از دمکراسی و حقوق بشر نیست. ظاهرا" دمکراسی و حقوق بشر این روزها تشریف برده اند تعطیلات کریسمس! خوش بگذرد

من نمی گویم دمکراسی و حقوق بشر کلا  بد است اما سکوت شان در برابر این دستاورد شان واقعا معنا دار است !!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 2:3 قبل از ظهر  توسط ع.نوید | 
حالا که بازار انتخابات گرمه بزار بگم ( داد بزنم) :


به امید روزی که دیگه توی این مملکت انتخابات برگزار نشه!!!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در مورد لیستی رای دادن آقا حسین توی وبلاگشون مطلبی رو نوشته اند!

فقط بگم که حقیر تا حالا توی عمرش لیستی رای نداده!!!! و دلایل خاص خودش رو هم داره!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این هم ۷ سین انتخاباتی من :

۱- سلامت
۲- سیره نبوی
۳- سیاست علوی
۴- ساده زیستی
۵- سکوت به موقع
۶- سکوت نکردن به موقع!
۷- سبقن گرفتن در ....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۸- سیگار!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 4:22 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
این روزها که وزیر سابق آموزش و پرورش استعفا داده و سرپرست جدید در آموزش و پرورش مشغول به کار شده، حرف و حدیث های بسیار زیادی به گوش آدم می رسه!

به شخصه تحلیل ام از شرایط اینه که اگر بخواهیم به وضع بهتری برسیم باید بر روی دو موضوع سرمایه گذاری بیشتری بکنیم (خیلی خیلی بیشتر از حال)

1- آموزش و پرورش (1)

آموزش و پرورش نیاز به یک کار و برنامه ریزی اساسی و بلند مدت داره! ( که البته تا اونجایی که من مطلع هستم ، داره یک کار هایی مثل تدوین فلسفه آموزش و پرورش – تدوین سند آموزش و پرورش و... صورت می گیرد که واقعا برای شروع یک حرکت بزرگ خیلی خوبه ! ولی برای یک انقلاب بزرگ باید کار ها و برنامه ریزی های خیلی بزرگ تری صورت بگیره )

آموزش و پرورش تنها جاییه که تمام مردم با اون سرو کار دارن! و در واقع نقش تربیت نسل آینده که ضامن بقای کشور مان است را در دست دارد. (2)

ساده ترین و در عین حال جدی ترین مشکل کنونی آموزش وپرورش الآن حقوق معلم هاست!!!!!!!!!!

2- نیروی انتظامی ، قوه قضائیه

کلا هر جایی که مردم شکایتشون رو می برن ودر واقع به اونجا پناهنده می شن باید امن ترین محل برای مردم باشه!

هر چند که خیلی تلاش برای تخریب این دو نهاد شده اما هنوز جای امید واری هست و در خیلی از جا ها ما مشاهده می کنیم که قضات زیادی وجود دارند که دنیا ی خود رو به آخرت نمی فروشند و یا پلیس هایی که در اجرای قانون و برقراری نظم ومقررات مسامحه نمی کنند .

جالبه که یکی از بزرگترین مناقبی که برای علی (ع) از زبان رسول الله آورده شده قضاوت عادلانه اوست که نشان دهنده امن بودن مردم و داشتن وملجا و مامن است! (3)

_______________________________________________________________________

پ.ن : (1) شدیدا به مسئولین توصیه می کنم که این دو نهاد رو جدی بگیرن!!! و حداقل از نظر مالی این دو بخش باید تامین باشند. و اگر هم کسی می خواهد برای آینده برنامه ریزی کند و برای مملکت مفید باشد ، در یکی از این دو حوزه خوب کار کند.

(2) : البته مدیریت در بخش فرهنگی به شدت با مدریت در بخش سیاسی و اجرایی متفاوت است! در این زمینه کلی توضیح هست که الآن نمی تونم بگم

(3) : یه مدتیه هر کاری می کنم نمی تونم لغت های عربی و انگلیسی به کار نبرم! (لغت های عربی خیلی از اوقات باعث سو تفاهم هم می شه! چرا که در فارسی یه معنی دیگه می ده) و می خوام دوباره تلاش کنم که مثل سابق ترجیحا همه چیز رو فارسی بگم!

(4) : اگر کسی می خواهد برای آینده و کشور کاری کند ٬ باید در این زمینه ها کار کند.

(۵) : این روز های روز های خیلی خوبیه!!! عید قربان – تولد حضرت مسیح (ع) – تولد امام هادی (ع) – عید غدیر – استبصار و....

(۶) : خیلی خوبه که این قدر خوشبختم!

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 10:22 قبل از ظهر  توسط ع.نوید | 
آنچه در باز خوانی مشروطه بسیار جالب به نظر می رسد این است که:

شیخ فضل الله (عالم اول تهران) که با تیز بینی فرجام مشروطه را حدس زده بود و از اول به انحراف آن پی برده بود٬ سرش (به وسیله دموکرات ها) بالای دار رفت

اما شاه قاجار به راحتی از ایران خارج می شود و در روسیه حقوق دریافت می کند و دوباره به ایران باز می گردد و به مشروطه پایان می بخشد!

 

واقعا جالبه!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 10:21 قبل از ظهر  توسط ع.نوید | 
تاثیر مسایل فرهنگی بر مسایل سیاسی - اقتصادی و... بر کسی پوشیده نیست!

کما این که به شخصه در این وبلاگ هر گاه بحث سیاسی کردم از منظر فرهنگی نگاه کردم٬ و اکنون هم می خواهم با همین دید به یک مسئله اقتصادی بپردازم!

(ناگفته نماند که با وجود مطالعه ای که بر روی بعضی از مسائل اقتصادی داشتم اما چون نمی خواهم در این مسئله وارد شوم و اعتقاد به تخصص گرایی دارم ٬ به آن نمی پردازم)

 

مسئله این است :

ما در کشور مان سالانه ۳۶۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ریال (۳۶ میلیارد ریال) هزینه برای فرسودگی و خراب شدن و از بین رفتن پول ها پرداخت می کنیم!

خب حالا ببینیم که این پول ها چگونه به این وضع در می آیند؟

قاعدتا آدم فضایی ها این پول ها را به این وضع در نیاورده اند!

قاعدتا دشمنان ما هم نمی توانند این کار را بکنند!

 

ناچارا باید بپذیریم که این پول ها توسط مردم خودمان ( یعنی من و شما ) به این وضع در می آیند و این وضعیت بسیار ناراحت کننده را مردم پدید آورنده اند. (البته من نمی خواهم از آقایونی که هی می گویند مردم - مردم - مردم ... سوالی کنم!) لکن باید بپذیریم که این کار ٬ کار خودمان است.

این که پول کلانی در کشور مان صرف این کار می شود و اکنون به این مشکل بر خورده ایم٬ از آن روست که مردم اولا فرهنگ درست استفاده از پول را بلد نیستند و ثانیا نمی خواهند یاد بگیرند و به سراغ روش های جدید مثل روش های الکترونیکی نمی روند !

 

برای حل این مشکل هم باید مردم ( من و شما ) اولا بیاموزیم که و بدانیم که چه کنیم و ثانیا به آن عمل کنیم!

یادمان باشد با این پول ۱۰۰ نفر ( شاید هم ۱۰۰۰نفر ) مثل من می تونن ازدواج کنن!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 1:5 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
خوب است هر روز، ولو يك صفحه، از وصيت‌نامه سياسى - الهي حضرت امام را مطالعه كنيم؛ چون واقعاً آن كلمات امام(ره) مثل بارانى است كه در زمين خشك مي‌بارد و گُل مى‏روياند؛ و امروز جامعه ما نيازمند همان فرمايشاتى است كه امام(ره) در آن وصيت‌نامه نوشته‌اند، و هر چه آدم بيشتر بخواند، بيشتر استفاده مى‏كند و مى‏بيند كأنه براى همين امروز ما بيان شده است.

 

فرازي از فرمايشات حضرت استاد مصباح _دام ظله‌_
در ديدار با رئيس محترم جمهوري، دكتر محمود احمدي‌نژاد

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 1:52 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام می کنم که اگر جهان خواران بخواهند در مقابل دین ما بایستند . ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد و تا نابودی تمام آنان از پای نخواهیم نشست . یا همه آزاد می شویم و یا به آزادی بزرگتری که شهادت است می رسیم . امروز به برکت ملت هشیاری مثل ایران ، به برکت انقلاب بزرگی مثل انقلاب اسلامی ایران ، نه آمریکا و نه بزرگتر از آمریکا – اگر قدرت های مادی باشد ، قادر نیستند حادثه ای مثل حادثه صلح امام حسن را بر دنیای اسلام تحمیل کنند . این جا اگر دشمن خیلی فشار بیاورد ، حادثه کربلا اتفاق خواهد افتاد .

 امام خمینی ( ره ) و امام خامنه ای(دام ظله)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
گفت که تو شمع شدی

                                    قبله هر جمع شدی

شمع نیم ٬ جمع نیم

                                      دود پراکنده شدم!

 

جلال الدین بلخی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 12:11 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 

سال جدید! ماه ربیع! آغاز ولایت حضرت مهدی! میلاد رسول اکرم! روز جمهوری اسلامی! هفته ی وحدت! دستگیری ۱۵ متجاوز انگلیسی(پس از چندمین ورود غیر قانونی در خلیج همیشه فارس)! کاغذ پاره های شورای امنیت! تحریم ایران! قطع رابطه ی انگلیس با ما! و ....

این همه اتفاق!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 5:8 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
لازمه که یک نکته ی رو بگم:

من معتقدم که نمی شه که آدم دیندار باشه و نسبت به اطرافش بی تفاوت باشه . نمی شه آدم مسلمون باشه و بگه که به من چه که حکومت داره ظلم می کنه (البته اگه حکومت ظالم و جائر بر پا باشد!) دین اسلام یک دین کاملا سیاسیه !

اما من به عنوان یک نفر دوست ندارم وارد بازی های سیاسی بشم! (و حداقل تا حالا که نشدم!) ممکنه بعداً اتفاقی بیافته که مجبور بشم وارد بشم! ولی حداقل الآن این علاقه رو ندارم! و این به این معنی نیست که نسبت به مسائل سیاسی آگاهی ندارم! نه! از قضا آگاهی دارم! مطالعه می کنم! با بچه های بسیج و انجمن دانشگاهمون تبادل نظر و مباحثه می کنم و ... ولی من از سیاسی بازی بدم میاد ازدعواهای سیاسی الکی بدم میاد و  بیشتر به مسائل اساسی و بنیادی علاقه دارم!

یه توضیح دیگه که فکر کنم کلا این پست رو بخاطر این نکته می خواستم بنویسم اینه :

یکی از دوستان بسیار خوب و نزدیکم که دارای بینش و اطلاعات سیاسی بسیار زیاد و خوبی است از پست قبل من این برداشت رو کرد که من دارم در مورد شخص خاصی نظر می دم ! آقا من یه همچین قصدی نداشتم!

همه ی شخصیت های نظام و همه کسانی که دارن به این کشور و به این مملکت خدمت می کنن برای من مورد احترام هستند! و با تمام وجود دوستشون دارم!!! هر چند انتقاد زیاد دارم که خیلی از وقتا خیلی هاشون هم اشتباهه!!! برای همین هم سعی می کنم که حداقل در مورد افراد زیاد نظر ندم یا حداقل اینجا این کار رو نکنم!

 

اون چیزی که همیشه برای من مهم بود اینه که صرف نظر از این دعوا ها اصل نظام باید حفظ بشه! که هر کسی هم برای این مهم دیدگاه و نظر خاص خودش رو داره!

منظورم من از اصل نظام جمهوریت و اسلامیت است!

ما حکومت اسلامی می خواهیم! همان حکومت علی (ع)!!! (می دونم که نمی شه اما می شه در این راه حرکت کرد!) ما حکومتی می خواهیم که مجری احکام الهی باشد. عدالت در آن رعایت شود. در آن فقیری در کنار قصر ثروتمندی از گرسنگی نمیرد! حکومتی که حقوق انسان ها در آن رعایت شود!

ما جمهوری می خواهیم! یعنی کسی حق ندارد به اسم اسلام حکومت دیکتاتوری و معاویه ای راه بیاندازد! حکومت برای مردم است! باید در میان افراد ی که حائز شرایط اجرای قوانین الهی هستند کسی بر مسند مسولیت نشیند که مورد قبول مردم است! باید خواست مردم را مورد احترام قرار دهد! نباید مسول و مردم پرده ای وجود داشته باشد. مردم با بتوانند آزادانه حق خود را استيفا كنند!

ما جمهوری اسلامی می خواهیم! نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 12:20 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
من تابع آرای ملت هستم .

ولی امیدوارم که افراد متعد و متخصص در این انتخابات نیز پیروز شوند . 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 8:13 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
 

گدایی کن تا محتاج خلق نشی!!!

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 10:40 قبل از ظهر  توسط ع.نوید | 
بسیج مدرسه ی عشق است .

بسیجی یعنی علی که تمام وجودش وقف اسلام بود .

بسیجیان مرغان آغشته به خونی هستند که این دنیا گنجایش آنها را ندارد !

جوهره بسيجي بودن، آمادگي براي انجام وظيفه در همه عرصه‌ها و به‌کارگيري تمام قوا در راه اسلام است.
بسيجي کسي است که معناي زندگي را درست فهميده و تمام توان خود را براي رسيدن به هدف زندگي، يعني قرب الهي متمرکز کرده باشد. در واقع حقيقت بسيجي بودن؛ يعني بسيج تمام نيروهاي دروني و کاربستن آن‌ها در راه رسيدن به هدف متعالي.
بنابراين يک بسيجي به همت بلند، تصميم قاطع و اراده قوي براي خودسازي، و به کسب اخلاق فاضله و همت براي تصميم بر انجام وظيفه احتياج دارد.

جملات بالا از من نبوده ! مال بزرگانه !

ما همیشه نداشته ها مون رو نگاه می کنیم و نا امیدیم . اما الآن وقتشه که به داشته ها مون نگاه کنیم . به سرمایه های انسانی و ارزشمندمون . بسیجیان دلاوری که با حضورشان به ما ارزش و عزت داده اند . روح های بزرگی که در جبهه ها تا نقطه ی رهایی پیش رفتند .

میدونید نقطه ی رهایی یعنی چی ؟ یعنی رهایی . یعنی آمادگی . یعنی اعتماد به نفس . یعنی شادی و نشاط و قدرت . یعنی نقطه ی رهایی .

خودمان هم می دانیم که بسیجیان و شهادت ها به کجا رسیده بودند و برای چه مقدس شده و هستند !

بسیجیان سلحشور ! دلاور مردان و شیر زنان ! این هفته و تمام هفته ها بر شما مبارک ! به ما هم کمک کنید تا ما هم بسیجی باشیم .

 

ای ایران ای مرز پر گهر
ای خاكت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای … دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاك پاك میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاك ایران ما

سنگ كوهت دُر و گوهر است
خاك دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل كی برون كنم
برگو بی مهر تو چون كنم
تا … گردش جهان و دور آسمان بپاست
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما
پاینده باد خاك ايران ما

ایران ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیكرم
جز مهرت بر دل نپرورم
از … آب و خاك و مهر تو سرشته شد دلم
مهرت ار برون رود چه می شود دلم
مهر تو چون ، شد پیشه ام
دور از تو نیست ، انديشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما
پاینده باد خاك ایران ما

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 10:43 قبل از ظهر  توسط ع.نوید | 
 خیلی از وقتا خیلی چیزا هست که حکم تله رو داره ! نتیجتا تو گول خوردی و تو تله افتادی ! باختی ! سوختی ! گیم اوور شدی !
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 1:30 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
دكتر محمود احمدي نژاد رييس جمهور اسلامي

ايران، در اقدامي جالب توجه وبلاگ خود را راه

اندازي كرده است.


به گزارش خبرنگار خبرگزاري «انتخاب»، اين سايت

که با آدرس www.ahmadinejad.ir  و با نام

«یاداشت های شخصی محمود احمدی نژاد» در

دسترس است، به صورت آزمايشي فعاليت خود را

آغاز كرده و مديريت اين وب سايت نيز بر عهده خود

احمدي ن‍ژاد است.



شنيده شده است كه رييس جمهور هر هفته در

ساعتي معين (كه به زودي اعلام مي شود) امكان

ارتباط با كاربران را برقرار خواهد كرد.



همچنین شنیده شده که مهدی احمدي نژاد و

جمعي از جوانان نزدیک به رئیس جمهور، وي را در

اداره این سایت یاری می كنند.



این وبلاگ به چهار زبان، فارسی، عربی، انگلیسی

و فرانسه قابل دسترس است.

 

نظرتون در مورد این حرکت چیه؟

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 10:33 قبل از ظهر  توسط ع.نوید | 

آقا و آقای خاتمی

 سید

دوم و سوم خرداد مبارک!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 11:6 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دو دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف که خود را سرباز امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) و امام خامنه ای(حفظه الله) می دانند

پیوندهای روزانه
آخرین زمان (لرد تری ام)
یاغی (کسی که می شناسم و به او اعتقاد دارم)
بازگشت دخو
رز سوخته (نمی شناسم)
یگانه (من اون رو میشناسم اما اون منو نمی شناسه!!!)
بی عمر (محمد صادق باطنی)
بازاریابی چند سطحی (آقای نقشینه ارجمند)
الف لام میم (فرزاد سمیع)
انتظار (یوسف کوه مسکن)
هوس سفر (محمد مهدی دادمان)
مهاجر (حسین غفوری)
سوتک (حسین بادامچی)
کهف (حسین سلیمانی)
سبحان (چی بگم)
مجاز (انتظار تا کی....؟)
دانشجویان آزاد
جستجو گری در مسیر شدن (مجتبی حاجی قاسمی)
ساقی میکده ی ما!!! (سعید توکلی)
آرام دل (نمی شناسمش اما از وبلاگش خیلی خوشم میاد)
منطقه ممنوعه (ابوالفضل رفیع ها)
سلمان (محسن چیت چیان)
یه مهتدین دیگه!
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
مهر 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
بهمن 1384
آذر 1384
تیر 1384
آرشیو موضوعی
اجتماعی
دل درد
سیاسی
عقاید
اخلاقی
شعر
شهادت
علمی
تجربیات
قرآن در حد خودم
نویسندگان
ع.نوید
حامد
پیوندها
امام خمینی
امام خامنه ای
دفتر مقام معظم رهبري آيت الله العظمي خامنه اي
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی
حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی
حضرت آیت الله العظمی بهجت
حضرت آيت الله العظمي سيستاني
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی
حضرت علامه جوادی آملی
حضرت استاد مصباح یزدی
حضرت آيت الله محتبي تهراني
حضرت آيت الله مرتضي تهراني
معلم شهید انقلاب مرتضی مطهری
معلم انقلاب علامه محمد رضا حکیمی
آیت الله جعفر سیدان (پرچم دار تفکیک)
معلم انقلاب دکتر علی شریعتی
موسسه فرهنگی مهتدین
شبکه رشد
هیئت منتظرین
فیلم شهید ادواردو آنیلی
مرد يزدان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

تحریم 
کالای اسرائیلی