تبليغاتX
پشت هیچستان
مثل تموم شهدا .... به کام من عسل بذار
بيماري اقتصادي جامعه ناشي از عمل نكردن به احكام دين است

 آن كسي كه داراي مقام ولايت بر ديگران هست و سلطة الهي بر آن هادارد،

هم حكم خدا و قانون خدا را بيان مي كند و هم قدرت خدايي دارد كه اگر مصلحتش را بر اجرا ببيند ،

آن ها را اجرا كند . مثل اقامة حدود؛ يعني مردم اشخاص متخلف و گناه كار را در دنيا به آن كيفر،

به نام حد، كه خداي متعال مشخص كرده است، برسانند.

صفت ديگري كه در ولي خدا وجود دارد اين است كه غير از ب ه پا داشتن عبادتي كه آن ها را

از انحراف و آلودگي باز دارد ، اين ها اين قدرت و مس ئوليت را دارند كه بعد اقتصادي مردم را

هم اصلاح كنند . اگر در جامعه اي بيماري اقتصادي بود ،آن ر ا از بين ببرند . در صدر اسلام

-يعني در چهارده قرن پيش - اين بيماري شايد شديدتر از زمان ما بوده است گروهي آن قدر

داشتند كه نمي توانستند آن ها را جمع و حفظ كنند ، يعني امنيت مالي نداشتند ؛

گروه ديگري هم بودند كه معدة آن ها با نان خالي يا خرما سير و پر نمي شد . اين مقدار فاصله

مو رد امضاء و قبو ل حق تعالي نيست ، چنان چه قرآن صراحتاً بيان دارد كه اختلاف در مسائل

اقتصادي و مالي بين مردم هست و از سوي حق تعالي اين گونه تقدير شده است كه اختلاف

در رزق داشته باشند ؛ اما برحسب روايتي كه در استحباب انفاق و حق همسايه وارد شده است

اين استفاده مي شود كه فاصلة زياد بين انسان ها نباشد . به گونه اي كه يك همسايه اي هيچ گاه

شكم گرسنه نخوابيده، در حالي كه همسايه ديگرش شكم سير از غذا و طعام به خود نديده است،

يعني فاصله اين طور زياد باشد.

ما وقتي در فقه نگاه مي كنيم مي بينيم كه كتاب كفارات داريم . در سنن وقتي نگاه مي كنيم

مي بينيم استحباب انفاق خيلي زياد است .

در اين كه به ديگران هم توجه داشته باشيم ت ا در امور مالي زير فشار نباشند سف ارش شده است .

مجموع اين روايات اگر مورد عمل واقع بشود اقتصاد آن جامعه از بيماري نجات پيدا مي كند

و اگر ديديد كه بيماري اقتصادي همچنان در يك جامعه اي وجود دارد ،

يقين كنيد كه به حكم اسلام عمل نشده است . بيماري اقتصادي در هر جامعه اي، معلول عدم

تعادل اقتصادي د ر آن جامعه است .

تعادل اقتصادي را نه من معني مي كنم، نه شما معني كنيد . ما صراط مستقيم و راه راست

و راه متعادل و عمل متعادل را از خداي متعال و سنن اولياي خدا استخراج مي كنيم.

اخلاق متعادل يعني چه؟ صراط مستقيم در اقتصاد معنايي دارد، در امور اخلاقي معنايي

دارد، در عبادت معنايي دارد ، در ارتباط با جامعه معنايي دارد . من و شما اگر بخواهيم اين لغات

را تفسير كنيم ، شما خواهيد گفت كه من چرا از شما اطاعت كنم ، شما از من اطاعت كن .

اين حرف صحيح است . ولي اگر هر دو از فكر و نظرات خودمان صر ف نظر كرديم ،

گفتيم كه در همة ابعاد ز ندگي مطيع خالق متعال مي شويم؛ در تجارت ، در رفاقت ، در مسافرت ،

در ح ضر، در ازدواج، در زندگي ، در سياست؛ در متون اسلامي مي گرديم تا معياري را كه با آن معيار

راه راست و صراط مستقيم را در آن بعد تشخيص دهيم ، پيدا كنيم .

وقتي تشخيص داديم به آن عمل م ي كنيم. آن وقت د يگر هيچ كدام از هم ديگر گله مند نيستيم

و حتماً آن بيماري كه در آن بعد بوده است درمان مي شود. بيماري اقتصادي ، براي جامعه يك

نوع بيماري است . بيماري اخلاقي هم نوع ديگري از بيماري ها است. بيماري ها

منحصر به بيماري هاي جسمي نيست. روح انسان هم بيماري دارد، روح انسان هاي جامعه هم بيماري دارد.

در شناسايي طرز صحيح تجارت، طرز صحيح سياست، طرز صحيح زراعت، طرز صحيح معاشرت،

طرز صحيح اخلاق، طرز صحيح روابط اجتماعي ،اگر ما در موردي جهل داشتيم بايد يقين داشته باشيم

كه در اسلام معيارش آمده و بيان شده است . ما نرفتيم پيدا كنيم، ما از اهلش نپرسيديم كه چطور

بايستي با مردم معاشرت داشته باشيم.


آیت الله مرتضی تهرانی

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 10:18 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 

من طبق معمول سال های قبل در ماه مبارک رمضان سکوت کردم

الآن که می خواستم مطلب بذارم گفتم از یک مطلب در حال و هوای معلمی شروع کنم تا ببینم چه پیش می آید:


دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها

 بحث مى‌کرد. معلم گفت: از نظر فيزيکى

غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را

ببلعد زيرا با وجود اینکه پستاندار

عظيم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسيار

کوچکى دارد.

 

دختر کوچک پرسيد: پس چطور حضرت

يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟ 

معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که

نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. اين از نظر

فيزيکى غيرممکن است. دختر کوچک گفت:

وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس

مى‌پرسم. معلم گفت: اگر حضرت يونس به

جهنم رفته بود چى؟  دختر کوچک گفت:

اونوقت شما ازش بپرسيد..

************ ********* *********

********* **
يک روز يک دختر کوچک در آشپزخانه

شسته بود و به مادرش که داشت آشپزى

مى‌کرد نگاه مى‌کرد.  ناگهان متوجه چند تار

موى سفيد در بين موهاى مادرش شد..  از

مادرش پرسيد: مامان! چرا بعضى از

موهاى شما سفيده؟ مادرش گفت: هر

وقت تو يک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى

من مى‌شوی، يکى از موهايم سفيد

مى‌شود. دختر کوچولو کمى فکر کرد و

گفت: حالا فهميدم چرا همه موهاى مامان

بزرگ سفيد شده!  ************

********* ********* ******


عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از

بچه‌هاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم

هم داشت همه بچه‌ها را تشويق مي‌کرد

که دور هم جمع شوند.  معلم گفت: ببينيد

چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى

همه‌تون بزرگ شديد به اين عکس نگاه

کنيد و بگوئيد : اين احمده، الان دکتره. يا

اون مهرداده، الان وکيله.  يکى از بچه‌ها از

ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان

مرده. ************ *********

********* ********* ********
معلم داشت جريان خون در بدن را به

بچه‌ها درس مى‌داد. براى اين که موضوع

براى بچه‌ها روشن‌تر شود گفت بچه‌ها! اگر

من روى سرم بايستم، همان طور که

مى‌دانيد خون در سرم جمع مى‌شود و

صورتم قرمز مى‌شود.  بچه‌ها گفتند: بله 

معلم ادامه داد: پس چرا الان که ايستاده‌ام

خون در پاهايم جمع نمى‌شود؟  يکى از

بچه‌ها گفت: براى اين که پاهاتون خالى

نيست.  ************ *********

********* ********* ********
بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف

ايستاده بودند. سر ميز يک سبد سيب بود

که روى آن نوشته بود: فقط يکى برداريد.

خدا ناظر شماست..  در انتهاى ميز يک

سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچه‌ها

رويش نوشت: هر چند تا مى‌خواهيد

برداريد! خدا مواظب سيب‌هاست

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 7:33 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 

بیشتر کسانی‌ که توی دریا غرق میشن شناگر‌های ماهری هستند

مواظب باش غرق نشی‌

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 3:48 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
امروزه شبكه جهاني به يكي از مهمترين منابع خبري تبديل شده

سوال من اينه كه آيا واقعا توي اين شبكه تمام حقايق يافت ميشه؟
آيا امكان پخش دروغ و گسترش آن (با توجه به عدم پيگيري) بيشتره يا امكان پخش اخبار حقيقي (اگر تمام خبر پخش بشه) ؟
آيا تمام عكس هايي كه مي بينيم و متن هايي كه مي خونيم صادق است و اگر هست اين چه بخشي از حقيقته آيا تمام حقيقته؟
آيا مي تونيم به نظر سنجي هايي كه توي اين شبكه مي شه اعتماد كنيم؟
آيا مي تونيم به سايت هايي كه توسط افرادي كه نمي شناسيم و منابع خبريشون رو افراد مطلع ذكر مي كنند اعتماد كنيم؟
شما صدا و سيما رو بيشتر قابل اعتماد مي دونيد يا خبر هاي اينترتي رو؟
چقدر مي شه احتمال داد كه توي اينترنت يك خبري پخش بشه و همه باور كنند ولي اصل خبر درست نباشه؟

آيا اين شبكه داره ما رو به خدا نزديك تر ميكنه يا از خدا دور تر مي كنه؟

كاري ندارم كه بالقوه مي تونه مفيد باشه يا ... در حال حاضر چجوريه؟

ممنون ميشم كه نظراتتون رو بدونم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 3:28 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 

بسم رب الشهدا و الصديقين

خدمت تمام خواهران و برادران عزيز سلام عرض مي كنم

 

با توجه به حجم بالا مطالب و نامه هاي مي كنم كه از زياده گويي و به قول اصوليون از اطناب ممل بپرهيزم تا اين وبلاگ براي آن بزرگواران نقش وبلاگ ها و گروه هاي ديگر چون جرقه و... را پيدا نكند و تلاش نموده مطالب مهم خويش را مزين به رنگ كرده تا براي خوانندگان گرامي راحت تر و گزينش آن سهل الوصول تر باشد و استفاده از هيچ رنگي به معني تبليغ هيچ كدام از آن بزرگواران نيست

 

انتخابات - كليات : در مورد انتخابات بايد عرض نمايم كه آن چه از نظر اين بنده حقير مهم است دو نكته است : الف) حضور حداكثري ملت شريف ايران و ب) رعايت اخلاق (انتخاباتي و غير انتخاباتي) و دقت به مسائل فرهنگي

 

انتخابات - اخلاق:  ما همه با هم  هم كيش هستيم و لزومي ندارد كه با يك ديگر نزاع كنيم

اگر امروز با هم به درشتي سخن بگوييم ؛ فردا انتخابات تمام مي شود و ما مي مانيم و دستي خالي و رويي اسود 

عزيزان پنجه به صورت هم نكشيم ( اين سخن بسيار شيوا و دلنشين را حاج آقاي آقا تهراني كه يكي از شاگردان مرحوم آيت الله العظمي آقاي بهجت بودند مي فرمودند) ما بايد با هم رفاقت داشته باشيم و نه عداوت

اين يك امتحان است

 

انتخابات - موضع : به نظر من همه اين چهار عزيز از خادمان و زحمتكشان اين كشور بوده و صالح مي باشند و بنابر اين بايد گفت كه انتخاب بين خوب و خوب تر است كه خود كاريست بس ثقيل

آقاي كروبي يك روحاني فداكار است كه از ابتداي نهضت در كنار امام خميني بوده و دو دوره رياست مجلس را به عهده داشته و مقابله با تند روي ها و جريانات افراطي را در كارنامه خود داشته اند

آقاي مهندس موسوي نخست وزير زمان امام خميني (ره) بوده اند و فردي فداكار و خدمت گذار بود و كار هاي بزرگي كرده اند و خاطره خوب آن سال ها در ذهن هاي ما باقي مانده و اكنون در مجمع تشخيص خدمت مي كنند

آقا محسن فرمانده زمان جنگ بود و يادگار جبهه هاست. ايشان هم چند ساليست كه در حال تدوين برنامه هاي اقتصادي هستند و در مجمع هم خدامات خوبي مثل سند چشم انداز ارائه كرده اند

آقاي احمدي نژاد  از رويش هاي انقلاب هستند و علاوه  خدمات زيادي كه در سرتا سر كشور كرده اند و در تريبون هاي بين المللي هم با سخن گفتن از امام زمان و انديشه هاي امام و دفاع از مستضعفين باعث عزت ايران شده اند

 

بنابر اين همه خوب هستند و خواهان خدمت، هرچند داراي ايراداتي همه هستند

البته نگاه من يك كمي فرق داره كه شايد بعدا توضيح بدم

 

پس از انتخابات : هر كدام از اين بزرگواران راي بياره همه ما ملزم به پشتيباني از اون هستيم، چرا كه اون رئيس جمهور ماست و همه ما سكان اين كشتي رو به دست اون داديم و ما هرگز اجازه نمي ديم كه كسي به كشور ما اجسارتي بكنه، هر چند كه به اون فرد راي نداده باشيم

ما علاوه بر اين كه از رئيس جمهورمون دفاع مي كنيم (مثل 30 سال گذشته) به او انتقاد هم مي كنيم و با او خواسته ها مون رو هم در ميان مي ذاريم (خدا رو شكر همشون مردمي و انتقاد پذير هستند) و به علاوه به او كمك هم مي كنيم. هر كي كه راي بياره ما همه با هم دست به دست هم مي ديم و ايران را به قله مي رسونيم

 

تبليغات : من ضمن اعلام اين كه بي حجابي قطعا گناه است بيان مي كنم  اولا از همه عزيزان مي خوام كه تصاوير نا محرمان را برای هم نفرستند و در سایت ها و بلاگ ها منتشر نکنند. شايد كسي باشد كه تمايلي به ديدن اين صحنه ها نداشته باشد. دوما اين كه ما نمي توانيم كه اين بخش از جامعه را حذف كنيم. آن ها هم هموطنان ما هستند. ما بايد به آن ها احترام گذاريم. هر چند كه اين كار آن ها را اشتباه مي دانيم، ولي مگر خود ما اشتباه نداريم؟ قطعا نظر آن ها هم محترم است

 

اشتباه همگي : به نظرم سه ايراد اساسي به تمام دوستان هست : يك اين كه همه سعي در تخريب ديگري و سابقه درخشان دوستان كه سراسر غرور و افتخار و خدمت است دارند. دو اين كه به مسائل فرهنگي دقت نمي شه (من چون خودم به طور تخصصي روي آموزش و پرورش و آموزش عالي كار دقيق كرده ام مي دانم كه تمام وزراي اين وزارت خانه هاي ما متاسفانه سياسي انتخاب مي شن و... دل پري دارم، هر چند كه زحمات رو هم خوب مي دونم) اما ما يك نگاه جامع فرهنگي نداريم. يك سند كلي فرهنگي نداريم (البته شايان ذكر است كه در آموزش و پرورش همين الآن كه خدمتتون هستم سند ملي ما در حال تصويب است اما بايد خيلي كار كرد و دقيق) و اين كه تمامي بزرگوارن بيشتر به فكر قيمت سيب زميني و گوجه و بطن خلق الله هستند، در حالي كه علي (ع) مي فرمايد يكي از وظايف حاكم تربيت مردم است كه اين بماند براي بعد و سه اين كه ما داريم با دست خودمون سطح توقعات رو بالا مي بريم. به شخصه به گليم نخ نما شده و قرص نان راضي هستم،‌اما داريم اين فرهنگ غلط رو بين مردم ترويج مي ديم كه با داشتن بيشترين امكانات و پرادو ها و كنيزان باز هم دهان باز كرده  اعتراض كنند و اين هم بماند

 

يا ايها العزيز: مي خوام از همه دوستاني كه زحمت كشيدند و نامه فرستادند و ارسال داشته اند و نظر داده اند تشكر كنم،‌ اما عزيزان؛ اي كاش به اندازه يك كفش گم شده مان هم به دنبال گل نرگس مي گشتيم. عزيز زهرا را فراموش كرده ايم. ايكاش مهدي فاطمه را از ياد نمي برديم و براي  ظهورش همين مقدار به تقلا و تلاش دست مي زديم . دوستان اگر از كسي هم حمايت مي كنيم  خدا و حضرت ولي عصر را هم در نظر بگيريم

سردار سعيد قاسمي هميشه اين شعر را مي خواند

مگر در جستجوی ربّنای تازه ای باشیم

وگر نه صد دعا زین دست، یک نفرین نخواهد شد

 مترسانیدمان از مرگ، ما پیغمبر مرگیم

خدا با ما که دلتنگیم، سر سنگین نخواهد شد 

به مشتاقان آن شمشیر سرخ شعله ور در باد

بگو تا انتظار این است، اسبی زین نخواهد شد 

علیرضا قزوه


يا ايها العزيز به ما سخت مي گذرد، بيا

 

در آخر : هم مي خوام رحلت قلب تپنده مستضعفان رو به همه تسليت بگم

هر چند كه فرزند خلفش (امام خامنه اي) امروز ادامه دهنده راهش هست، اما به نظر من امام با آقا هرگز قابل مقايسه نيستند و هر كسي كه اين دو نفر رو با هم مقايسه كنه به هر دو ظلم كرده. البته ظلم هاي زيادي به هر دو شد (مثل قضيه حضرت آيت الله منتظري كه خواب رو از چشم هاي امام امت ربود) اما عزيزان ما بايد آگاه باشيم كه از اين حوادث درس بگيريم در اين مورد حرف زياده ما باید از نظرات رهبر مون صد در صد پیروی داشته باشیم.

 

اميدورام كه مناظره ها به نفع جبهه انقلاب تموم شده باشه و همچنین نتایج و چشم ضد انقلاب کور دل٬ كور بشه از دوستي ما با هم و اميدوارم كه هر چهار اين بزرگواران اخلاق رو رعايت كنند و به هم احترام بذارن

به قول بعضي از دوستانمون ما با هم دعوا نداريم

 

دوستان التماس دعا


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 

اساتيد ما در سامرا با سنّى ها مخلوط بودند و حتّى بعضى از سنّى ها با علماى شيعه رفت و آمد داشتند. آقايى مى فرمود: يك نفر از سنّى ها به خانه ى ما آمد و گفت: در فلان آبادى خود باغى دارم، آيا هنگام مسافرت به آن جا بايد افطار كنم؟ گفتم: از فلان راه برو و از فلان راه برگرد، به روزه ات صدمه نمى زند. راحت شد، با اين كه سنّى بود. هم چنين يك سنّى مى گفت: اگر بخواهم از شيعه تقليد كنم، از فلانى تقليد مى كنم.
گويا سنّى ها خوش سلوكى و محبّت قلبى علماى شيعه را مى ديدند و نسبت به آن ها تمايل پيدا مى كردند!

 

خدا رحمت مرحوم آیت الله العظمی بهجت را. ایشان علم و ورع را یکجا جمع کرده بودند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 9:43 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
در ادامه مطلب يك مصاحبه بسيار خواندني از حضرت آيت الله حاج آقا شيخ مرتضي تهراني را مي خوانيد كه در آن با بيان ويژگي هاي علامه كرباسچيان پرده از نكات بسيار زيبا و ظريف تربيتي بر مي دارند و ديدگاه خود را به نحوي بسيار زيبا و هنرمندانه بيان مي كنند

شايان ذكر است كه آيت الله تهراني فرزند ميرزا عبدالعلي تهراني و برادر بزرگتر حضرت آيت الله العظمي مجتبي تهراني )از مراجع تهران( هستند

 

حضرت آيت الله مرتضي تهراني


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 7:3 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
همه ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني کردن مي شويم. مصاحبه اي براي کار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شرکت محل کارتان است؟ بله، همه ي اين ها سخنراني هاي بسيار مهمي هستند و مي توانند آينده ي شما را رقم بزنند. پس نگذاريد که اين فرصت ها از دست بروند بدون اينکه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.

 

در اينجا به نکاتي اشاره مي کنيم که هنگام سخنراني کردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.

 


1- شنوندگان را هم درگير کنيد
شنوندگان هم دوست دارند که وارد ماجرا شوند، نه اينکه فقط گوش کنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. 30 تا 90 دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب کنيد. مي توانيد همان تکنيک قديمي شروع کردن سخنراني با يک جوک را به کار گيريد. اما...شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.
اشتباه نکنيد...مطمئناً دادن يک جنبه ي شوخي به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت کلي وارد سخنراني کنيد با اينکه سخنراني را با يک فقط کاربراني که ثبت شده اند و فعال شده اند مي توانند لينکها را ببينند[براي ثبت نام اينجا را کليک کنيد] شروع کنيد بسيار متفاوت است. پس بهتر است که آن را با يک سوال آغاز کنيد. اين تکنيک بسيار جواب مي دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي کند. تکنيک ديگري که گه گاه توسط بعضي سخنرانان به کار گرفته مي شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.

 


2- سرزنده و با روح باشيد
بهترين سخنرانان کساني هستند که چه در حرکاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نيست که خود را پشت سکو پنهان کنيد يا فقط در گوشه اي بایستيد. دفعه ي بعد اين کار را امتحان کنيد: وقتي براي يک گروه 20 نفره يا بيشتر سخنراني مي کنيد، حين صحبت کردن بين شنوندگانتان راه برويد. هر از چند گاهي ايستاده و دستتان را روي شانه ي يکي از شنوندگان قرار دهيد. با اين کار باعث خواهيد شد که توجه آنها به شما بيشتر جلب شده و به حرفهايتان دقيق تر گوش کنند.

 


3- صدايي تاثيرگذار داشته باشيد
روي چيزي که مي خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. کسي توقع ندارد که مثل يک گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم کننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نکته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت کردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سکوت کنيد.
 

4- از کارهايي که باعث پرت کردن حواس شنوندگان مي شود دوري کنيد.
هيچ چيز به اندازه ي اين کار نمي تواند يک سخنراني را خراب کند. چند وقت پيش مديري را ديدم که سخنراني اش را فقط به خاطر اينکه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي کرد از دست داد. بعد از سخنراني کسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي گفتند که چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. کنار گذاشتن اين عادت ها کار سختي نيست. گه گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري کنيد و بعد آنرا مرور کرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را کنار بگذاريد.
 
5- لباس مناسب بپوشيد
روزي با يکي از مدير عاملان صحبت مي کردم که مي گفت اولين چيزي که در برخورد با يک فرد به آن توجه مي کند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد که حداقل يک پله از حضار بالاتر باشيد. متوجه باشيد که کفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يک سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت کنيد.
 

6- حرف هاي تازه بزنيد
از تکرار کردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز کنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي کنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز کنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است که در موردش صحبت کنيد. حرف ها و مطالب تکراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد کرد. حرف هاي جديد برعکس آنها را راغب به گوش کردن و توجه بيشتر مي کند.
 

7- تمرين داشته باشيد
چندين مرتبه تمرين کردن سخنرانيتان مي تواند باعث موفقيتتان شود. چون معمولاً رقبايتان اين کار را نخواهند کرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي گذارند. يک سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي کند که چطور سخنراني خود را شروع کند و چطور به پايان برساند. مي دانند که چه موقع بين حضار راه بروند و دست روي شانه ي چه کسي بگذارند. مي دانند که چه زماني سکوت کرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي دانند که به کجا نگاه کنند. با تمرين کردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهيد داد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 10:33 قبل از ظهر  توسط ع.نوید | 
دكتر شريعتي انسان ها را به چهار گروه زير دسته بندي كرده است :
 
 

دسته اول ؛ آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.



دسته دوم ؛ آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.



دسته سوم ؛ آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند

آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.



دسته چهارم ؛ آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هستند

شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد .
 
به نقل از مسلمان ایرانی 
+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 7:30 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
من دو تا سوال مطرح می کنم که می خوام در مطالب بعدی در مورد شون بنویسم:

۱-  نسبت حکومت ما با امام زمان چیست ؟ (خودمونیش اینه که این حکومت باید تا کجا پیش بره؟)

۲-  نسبت و جایگاه فقه و فلسفه و عرفان و در حالت کلی تر عقل و احساس و عمل چگونه است ؟ و کدامین روش ها را باید مورد بررسی قرار داد؟ هان؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هر دو مطلب رو به دوست خوبم حسین بادوم چی تقدیم می کنم که در واقع انگیزه اصلی این نوشتارگان را نیز به خود نیوش کرده!!!  

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در مورد نظرات خوانندگان هم فعلا نظری ندارم

همین

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 9:18 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
خیلی از مرد ها هستن که دنبال یه پسر می گردن که پسر شون باشه

خیلی از پسر ها هستن که دنبال یه مرد می گردن که پدر شون باشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 9:53 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
نبرد حکایت دیرینه ایست

میان فرشته خویان و دیو صفتان!

 

این نوا٬ نای هزار آهنگ است٬

در نیستان این طبیعت هزار رنگ!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 6:21 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
در دوران قدیم انسان بودن زن را نادیده می گرفتند

و در دوران جدید زن بودن این انسان را نادیده می گیرند!

به نقل از شهید مطهری

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 12:47 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
وقتی که اتفاقات ماه پیش رو مرور می کردم دیدم که مهرترین شون عقد دوست بسیار عزیزی بوده و من در این مورد هیچ گونه اقدامی نکردم!!!

عزیز دل برادر! بهت تبریک می گم دل انگیز!

برای همسرت هم از خدا صبر می خوام ( دو نقطه دی )

این هم یک هدیه کوچولو :

 

من و همسر يك زندگي عاشقانه داريم چون:
1- براي همديگر وقت صرف مي كنيم.
2- به همه مي گويم كه دوستش دارم.
3- براي قدرداني از محبت هايش نامه عاشقانه براي مي نويسم.
4- در جمع از او تعريف مي كنم.
5- وقتي غمگين است سعي مي كنم ناراحتي اش را بفهمم و او را درك كنم.
6- هميشه در اتفاقات خوب و مهم زندگي او را سهيم مي كنم قبل ازاين كه ديگران چيزي بدانند.
7- در همه مراحل زندگي.
8- همواره مراقبش هستم و به نيازهايش توجه خاصي نشان مي دهم.
9- آرامش را در همه حال حفظ مي كنم.
10- باور و اعتمادم را نسبت به او همواره حفظ مي كنم.
11- پس از به پايان رسيدن روزهاي پرتحرك، شب همه چيز را برايش تعريف مي كنم.
12- اولين كسي هستم كه تولدش را تبريك يم گويم.
13- به كارهايي كه برايم انجام مي دهد توجه مي كنم و قدردان محبت هاي او هستم.
14- ازدواجمان را موهبت هاي الهي مي دانم.

15- براي سلامتي اش صدقه مي دهم.
16- در يك مكان يادداشتي محبت آميز برايش پنهان مي كنم و او را راهنمايي مي كنم تا پيدايش كند.
17- در همه لحظات زندگي با گذشت رفتار مي كنم.
18- سعي مي كنم هميشه سرزنده و شوخ طبع باشم.
19- كارهايي كه نشان دهنده محبتم نسبت به اوست برايش انجام مي دهم.
20 – هرگاه از او خيلي عصباني هستم به نكات مثبتش هم فكر مي كنم.
21- اگر احساس كنم از وسايل شخصي اش چيزي كم دارد ولي خودش نمي خرد حتما برايش تهيه مي كنم.
22- همه هدايايي را كه به من داده است از صميم قلب دوست دارم.
23- هميشه دل آرام يكديگريم.
و همه اينها را مديون خوشبخت ترين همسران عالميم كه وقتي پدر پرسيد همسرت برايت چگونه همسري است هر دو گفتند:
                            نعم العون علي طاعه الله
                                        بهترين يار و همراه در راه بندگي خدا.

 

 

البته بگم که این مطالب رو از یک روحانی (http://jalily.parsiblog.com/) کش رفتم ( دو نقطه دو تا پرانتز )

 

 

امیدوارم که یک زندگی سرشاز از عشق داشته باشید و در کنار هم خوش بخت بشید ( دو نقطه چشمک!!!)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 8:57 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
دوستی می گفت:

پدر مادر های قديم اونا بودن

بچه هاشون اينا شدن

حالا بچه های الآن اين هستن

بچه هاشون چی ميشن ؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
قصری که من در کودکی می دیدم ٬ یک خیال باطل بود ! این قصر همیشه پر از آدمه ٬ ولی همه تنها هستند ! همه در این قصر به هم حسادت می کنند و با هم می جنگند ! با اینکه در کنار هم هستند ٬ احساس تنهایی می کنند ! بنابراین سعی کن که به هاشون مهربون باشی و دلت براشون سوزه ! این آخرین سفارش من به توست !

آخرین سفارش یونگ به هن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 0:6 قبل از ظهر  توسط ع.نوید | 
وقتی که قبل از انتخابات از دکتر مرتضی آقا تهرانی (استاد اخلاق) پرسيدن كه بزرگ ترين تهديد براي انتخاباتي كه در پيش رو داريم را چه مي دانید؟ خبرنگار که منتظر بود كه بگويد مثلا فلان گروه خارجي يا حركت فلان حزب و گروه داخلي؛ با شنیدن جواب يك كلمه ای  تعجب کرد. استاد فرموده بودند: "دروغ"!

خیلی وقته که می خوام یک حرف خیلی خیلی مهم بزنم که فرصت نمی شه ! هی اتفاقات متعدد هم باعث میشه که بیشتر به این حرف اعتقاد پیدا کنم!

 

شب سه شنبه ی اون هفته ( 14 آذر ) می خواستم بگم که :

اگه بخاطر دفاع از حقیقت آدم مجبور بشه یک حقی رو نا حق جلوه بده بهتره که از حقیقت دفاع نکنه ! اگه به خاطر توضیح یک مطلب آدم به کسی اهانت کنه ، بهتر که اون مطلب رو توضیح نده ! اگه بشه با یک دروغ تموم دنیا رو بدست آورد بهتره که تموم دنیا بدست نیاد! اگر برای هدایت کل عالم آدم یک گناه کوچولو بکنه ، ضرر کرده !

بیان همه این حرف ها خیلی راحته و شاید همه بلد باشن !

من زیاد سیاسی نیستم ولی توضیح یک سری از واضحات بی ضرر نیست! (البته من وارد سیاست نمی شم بلکه از منظر فرهنگی و دینی نگاه می کنم!)

توی همین انتخابات متاسفانه شاهد این بودیم که یک عده ی قلیلی چه جوری بی تقوایی می کردن! (ولی متاسفانه کف روی آب همیشه بیشتر به نظر میاد!) این عده انگار با اصل انقلاب مشکل دارن و برای تخریب دولت و مجلس و قوه قضائیه در همه دوران ها مخصوصا حالا از هیچ کوششی فروگذار نمی کنند! جالبه که ادعای اسلام هم دارن ، همیشه در لفاف و لباس دین به دین ضربه می زنن؛ همون قضیه قسم دم خروس و قسم حضرت عباس! بعضی ها شون می گن ما مسلمونیم ولی لیبرال دموکراتیم ! هه هه هه ! چه جوری می شه کچل مو فر فری باشه ؟ شاید کاسه ای زیر نیم کاسه است!

همه این ها بخاطر اینه که برای رسیدن به خواسته ها مون حاضریم از هر روشی و به هر وسیله ای متمسک بشیم ! غافل از اینکه ضرر دینا و آخرته ! تا دیروز به طرف فحش می دادیم! حالا شدیم طرفدار پراپا قرص آقا!

یه چیز دیگه که برام خیلی عجیبه غیبته! فقط اینو بگم که غیبت از هفتاد بار زنا بد تره! برای این که خودمون بریم بالا سعی می کنیم که بقیه رو بکشیم پائین! راست و دروغ در مورد افراد زر می زنیم!!!!! بعضی ها هم که وقاحت رو به اوج رسوندن! تهمت ، غیبت ، تهمت ، غیبت ،.... اگر چیزی از کسی دیدی اول باید حمل بر بی گناهی کنی و با حسن ظن با قضایا برخورد کنی! چه برسه که بری همه جا جار بزنی!

 

خلاصه این که به اسم دین و برای انجام کار دینی بی دینی نکنیم!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت ها : ۱- یکی از آشنایان می گفت که کسی که برای من نظر گذاشته با ۳ تا جواب متوالی من شکه شده و بهش برخورده!

من همین جا اعلام می کنم اگه چنین برداشتی کرده و اگر به نا حق حرفی زدم و به ناحق دلی رو لرزوندم و کسی رو حتی به اندازه ی یک سر سوزن اشتباها ناراحت کردم معذرت می خوام!

نمیشه که خودم اون حرف های بالا رو بزنم و یک نفر با رفتار اشتباه من آشفته بشه! امیدوارم که این اشتباه رخ نداده باشه! ولی فقط بگم که قصد من از بیان نظراتم روشن شدن یکسری از حقایقه!

۲- اگر در مورد لیبرال دموکرات مسلمون گفتم منظورم کس خاصی نیست! بلکه من با این تفکر و جریان فکری مشکل دارم! بنظرم هم این یک جریان منافق گونه است! با ظاهر اسلام و مسلمون با باطنی ستیزه جو با اسلام! البته من در حد مطالعاتم به این نتیجه رسیدم که نمی شه آدم تومنون ببعض الکتاب باشه و تکفرون ببعض! البته خود این مطلب هم شرح تفضیل طولانی داره .

۳- خانم دبیره لطف کردن و برام نظر گذاشتن! می خواستم بگم که من با نظر ایشون مخالفم!

این گاو رو نرینه دونستن خطاست! اگر هم با این دید رو داشته باشیم ؛ توقع شیر داشتن خطاست! که اگر شیری هم بده دیگر نمی بینیم!

این چنین چوب بی تعهدی بر طبل همگان کوفتن نیز خطاست!

بنده به عینه مسئولین بسیار مهذب ، متعهد و متخصصی رو در بدنه ی نظام می شناسم! که تعدادشون هم کم نیست! البته متاسفانه افراد نخاله ای هم در این نظام نفوذ کرده اند که دارن ریشه به تیشه ی اسلام و انقلاب می زنن!

در هر صورت وظیفه ما اینه که از سئولین مطالبه کنیم و به در هر زمینه ای که می تونیم به اونا کمک کنیم! چرا که این به نفع هممونه!

وظیفه ی شما هم اینه که از حالا روی این چیزا فکر کنید و تمرین کنید! و در درونتون بسیاری از رذایل رو از بین ببرید و خودتون رو مطابق دستورات شارع مقدس بسازید! تا وقتی خودتون به یه جایگاهی رسیدید مثل بعضی ها که از رفتارشون بدتون میاد عمل نکنید! ( این رو با توجه به این میگم که می دونم شما فعالیت سیاسی می کنید! و قطعا در آینده به یه جایی می رسید! ما که دست مون به جایی نمی رسه بلکه شما بتونید برای این مملکت کاری بکنید!)

۴- به قول ابوالفضل سپهر :

 

برا بعضی آدما                      بنده های آب و نون

قبول کنین به خدا                   بابام شده نردبون

همون هایی که راه               دزدی رو خوب میدونن

ما خون دادیم و اونها              عین زالو میمونن

دشمنهای انقلاب          ترسوهای بی پدر

آهای غنیمت خورا       هُشَّ بابا یواش تر

ای که به این انقلاب      چسبیدی عین کنه

خط و نشون میکشی      النگوهات نشکنه

فکر نکنین علی رو          ما ها تنها میذاریم

ما اهل کوفه نیستیم         دخلتونو میاریم

۵- توی هفته ی پیش عمو بهزاد لطف کرد و منو راهنمایی کرد! خیلی خوبه که آدم یه دوست بزرگ تر و بسیار خوبی مثل عمو بهزاد داشته باشه! من کلی در مورد حرف هاش فکر کردم!

می خواستم همین جا از عمو بهزاد تشکر کنم! شاید اومد و دید و خوشحال شد.

۶- آخرین حرفمم اینه که بزرگ ترین وظیفه ی من در حال حاضر درس خونده! برای همین ۲ ترمه که متحول شدم و دارم کار علمی می کنم! خدا هم کمکم کرده!

ما باید با استفاده از دو بال علم و ایمان آینده رو بسازیم!

ما نسبت به شهید ها مسئولیت داریم! نباید بذاریم که ثمره خونشون خدای نکرده هدر بره! که البته خدا هم نمی ذاره!

خدای هممون رو کمک کن!

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 0:19 قبل از ظهر  توسط ع.نوید | 

شما حق ندارید ما را مسخره کنید
ما در دورانی که آگهی بازرگانی وجود نداشت، نفس می کشیدیم
دورانی که برای خرید ماست باید سطلت را با خودت می بردی
با دفترچه ی بسیج اقتصادی، سهمیه سیگار می گرفتی
برای شیرخشک خواهر کوچکت، صف می ایستادی
موز سوغات مکه بود
نفت و گاز مایع و پیاز و گوشت و مرغ، یک روز در میان کیمیا می شدند
دو شبکه ی موجود، اغلب فقط یک سوت گوشخراش پخش می کردند
و قهرمان فیلم ها کارمندهای اجاره نشینی بودند که پیکان قراضه داشتند
آدم های بد احتکار می کردند
و آدم های خوب از یک شبه پولدار شدن بدشان می آمد
بانک ها سود نمی دادند
دنیا روی قرض الحسنه می چرخید
آژیر قرمز و بمباران جزیی از زندگی بودند
به جای ذرت مکزیکی و پیتزا، آلاسکا بود و توت کندن با دمپایی پلاستیکی
کامپیوتر و اینترنت و موبایل وجود نداشت
و بچه ها در اوقات فراغت از کتابخانه رمان های کهنه قرض می گرفتند
یا با بچه های مسجد محل، اردو می رفتند

دانشجوها می خواستند دنیا را از نو بسازند
از فرط خنگی یاد نمی گرفتند همکلاسی های غیر همجنس را به اسم کوچک صدا بزنند
و عرضه ی کوه رفتن با آن ها را نداشتند
همه چیز مثل همین نوشته ها کلیشه ای بود
اما اصالت داشت
همه چیز مثل همین نوشته ها بدون وزن و قافیه بود
اما واقعیت داشت
بله، تاکید می کنم
شاید به مدد قسمت،
هرگز جلف نبودیم
هی...

 

ستون یادداشت همشهری جوان با تصرف و تلخیص

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 6:47 قبل از ظهر  توسط ع.نوید | 
بسم الرب العالمين
 
صداقت از ديد مولاي پارسايان
 
براى آشنائى با انديشه‏هاى حضرت على عليه السلام درباره اهميت صداقت و راستى، و نقش موثر آن در تكامل اخلاقى فردى و اجتماعى، كلماتى از آن حضرت بيان مى‏كنيم.
 
1 - «راستگو بر كنگره‏هاى رستگارى و بزرگوارى است‏» (1)
 
2 - «همانا وفا همزاد راستى است‏» (2)
 
3 - صدق و راستى (براى نجات از بلاهاى دنيا و آخرت بهترين) وسيله است. (3)
 
4 - صدق و راستى امانت است. (4)
 
5 - صدق و راستى نجات بخش است (5)
 
6 - راستى، رستگارى است. (6)
 
 
پى‏نوشت‏ها:
1)نهج البلاغه خطبه، 86
2)همان، خطبه، 41
3)غررالحكم ج 1 فصل اول ح 11
4)غررالحكم ج 1 فصل اول ح 27
5)غررالحكم ج 1 فصل اول ح 38
6)غررالحكم ج 1 فصل اول ح 120


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 9:53 قبل از ظهر  توسط ع.نوید | 
هرگاه در ژرفاي گسترده عشق بازي ، حبيبي به وصال محبوبش  مي رسد، آيا جز شادي و عيش و مستي چيزي براي آن حبيب مي توان تصور كرد؟

مگر نه اينكه حضرت آيت الله العظمي تبريزي (ره) به وصال محبوبي كه سالها در عشق او،حبيب گونه مي سوخته رسيده است؟

 مگر نه اينكه مستي وصال دوست كه هر چه هست از اوست، نصيب اين آقاي بزرگوار شده است ؟

پس چرا مي گريم؟

مي گريم نه به اين منظر كه او به وصال معشوقش رسيده !

مي گريم چون مريدان بيچاره اي  همچون من و شما، مراد دلمان ، يكي از نزديكان محبوبمان ، همنشين دوست غائب از نظرمان را از دست داده ايم!

خدايا!

عزيز دل من!

او رفت چون تو مي خواستي!

در فراق يك يار همنشين تو و همنشين مهدي تو مي گريم، اما باز شكر تو را بجا مي آورم! چون تو مي خواستي!

تو فراق  او از ما خواستي و او را به وصال خودت رساندي تا ما قدر ياران و دوستان نزديك تو را بدانيم

 

به نقل از خاطرات و  ناگفته های یک حاج آقا (http://moslem110.persianblog.com/)

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 11:20 قبل از ظهر  توسط ع.نوید | 
آرند كه واعظي سخنور/در مجلس وعظ سايه گستر
از دفتر عشق نكته مي راند/افسانه عاشقي همي خواند
خر گمشده اي بر او گذر كرد/وز گمشده خودش خبر كرد
زد بانگ كه كيست حاضر امروز/كز عشق نبوده خاطر افروز
ني محنت عشق ديده هرگز/ني جور بتان كشيده هرگز
برخاست ز جاي ساده مردي/هرگز ز دلش نزاده دردي
كه آن كس منم اي ستوده دهر/كز عشق نبوده هرگزم بهر
خر گمشده را بخواند كه اي يار/اينك خر تو بيار افسار
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 11:1 قبل از ظهر  توسط ع.نوید | 
به نظرم اگه آدم یک چیز رو نمی دونه . در موردش نظر نده بهتره . هرچند که بقیه اسرار کنن که بدونن نظرش در مورد اون چیز چیه!

 

به نظرم اگه آدم یک چیزی رو بدونه . خیلی بهتر از اینه که ده تا چیز رو ندونه 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 5:42 قبل از ظهر  توسط ع.نوید | 
ماهی شده بود باورش

تور اگه بندازن سرش

میشه عروس ماهیها

شاه ماهی میشه همسرش

*****************

ماهی نمی شد باورش

تور اگه بندازن سرش

نگاه گرم ماهیگیر

میشه نگاه آخرش 

******************

خیلی بدم میاد وقتی که می بینم یه عده برای خندیدن خودشون سعی می کنن یه نفر دیگرو مسخره کنن . برای اینکه خودشون یه لحظه شاد باشن ، به یک نفر دیگه می گن که ادای مرغی رو در بیار که ... یا در مورد فلان چیز صحبت کن ... از این آدم ها بدم میاد . آدم هایی که فکر می کنن که تنها سوژه برای خندیدن دیگران هستند . (مخصوصا که معمولا دوست دارن که به جنس مخالف بخندن ) . همش منتظرن که یکی یه جا یه سوتی بده تا بهش بخندن . آدم هایی که منتظرن که یه مهمون بیاد دانشکدشون و سر کارش بذارن تا بهش بخندن . اصلا هم براشون مهم نیست که طرف خوش حال میشه یا ناراحت .  آدم هایی که سطح زندگی شون از خندیدن بالا تر نمی ره !

***************************************

اولین بار که با شهید مطهری ارتباط برقرار کردم ؛ نوار جاذبه و دافعه ی علی ع بود .

این نکته برای همیشه در ذهن من نقش بسته که بالاخره آدم نمی تونه فقط جاذبه داشته باشه . اگر یه عده ای از من خوششون بیاد من باید در کار خودم شک کنن . این مطلب رو به این دلیل بیان کردم  که وقتی کسی یه کار خیلی زشت از خودش ارائه می کنه ما باید یه جوری به طرف بفهمونیم که بابا جون ، عزیز دل برادر ! این کار اشتباهه ! عزیز دل اون شعر ماهی رو دوباره بخون ! 

در این راه ممکنه که  طرف دفع بشه ! ناراحت بشه !

تا جایی که میشه باید سعی بشه که جاذبه بیشتر از دافعه باشه . اما بعضی از جا ها اجتناب ناپذیره ! بالاخره یه جایی باید مرز بندی ها مشخص بشه ! جاذبه همیشه با دافعه همراهه !

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 4:1 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
به نظرم نه رنگ پوست . نه پول . نه قدرت . نه شهرت . نه ملیت . نه نژاد . نه قیافه و ظاهر و نه هیچ چیز دیگه نمی تونه ملاک باشه.

 

ملاک برتری فقط تقواست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 1:51 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم تیر 1384ساعت 2:40 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دو دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف که خود را سرباز امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) و امام خامنه ای(حفظه الله) می دانند

پیوندهای روزانه
آخرین زمان (لرد تری ام)
یاغی (کسی که می شناسم و به او اعتقاد دارم)
بازگشت دخو
رز سوخته (نمی شناسم)
یگانه (من اون رو میشناسم اما اون منو نمی شناسه!!!)
بی عمر (محمد صادق باطنی)
بازاریابی چند سطحی (آقای نقشینه ارجمند)
الف لام میم (فرزاد سمیع)
انتظار (یوسف کوه مسکن)
هوس سفر (محمد مهدی دادمان)
مهاجر (حسین غفوری)
سوتک (حسین بادامچی)
کهف (حسین سلیمانی)
سبحان (چی بگم)
مجاز (انتظار تا کی....؟)
دانشجویان آزاد
جستجو گری در مسیر شدن (مجتبی حاجی قاسمی)
ساقی میکده ی ما!!! (سعید توکلی)
آرام دل (نمی شناسمش اما از وبلاگش خیلی خوشم میاد)
منطقه ممنوعه (ابوالفضل رفیع ها)
سلمان (محسن چیت چیان)
یه مهتدین دیگه!
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
مهر 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
بهمن 1384
آذر 1384
تیر 1384
آرشیو موضوعی
اجتماعی
دل درد
سیاسی
عقاید
اخلاقی
شعر
شهادت
علمی
تجربیات
قرآن در حد خودم
نویسندگان
ع.نوید
حامد
پیوندها
امام خمینی
امام خامنه ای
دفتر مقام معظم رهبري آيت الله العظمي خامنه اي
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی
حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی
حضرت آیت الله العظمی بهجت
حضرت آيت الله العظمي سيستاني
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی
حضرت علامه جوادی آملی
حضرت استاد مصباح یزدی
حضرت آيت الله محتبي تهراني
حضرت آيت الله مرتضي تهراني
معلم شهید انقلاب مرتضی مطهری
معلم انقلاب علامه محمد رضا حکیمی
آیت الله جعفر سیدان (پرچم دار تفکیک)
معلم انقلاب دکتر علی شریعتی
موسسه فرهنگی مهتدین
شبکه رشد
هیئت منتظرین
فیلم شهید ادواردو آنیلی
مرد يزدان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

تحریم 
کالای اسرائیلی