![]() |
![]() |
|
| مثل تموم شهدا .... به کام من عسل بذار |
|
در 5 مهر عملیات ثامن الائمه رخ داد
در 8 مهر مهر سانحه هواپیمای C-130 و شهادت سرداران، فكورى، كلاهدوز، جهان آرا، فلاحى و نامجو رخ داد
به یاد شبهای فتح المبین و شهدای فتح المبین... عزیزان و برادرانی که رفتند و ما را در این جا تنها گذاشته اند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 11:10 قبل از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
دوباره در حال و هوای فتح المبین قرار گرفتم
و رفقایی که رفتن و ما رو این جا تنها گذاشتن . . . یاد شون بخیر |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 10:57 قبل از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
بيماري اقتصادي جامعه ناشي از عمل نكردن به احكام دين است
آن كسي كه داراي مقام ولايت بر ديگران هست و سلطة الهي بر آن هادارد، هم حكم خدا و قانون خدا را بيان مي كند و هم قدرت خدايي دارد كه اگر مصلحتش را بر اجرا ببيند ، آن ها را اجرا كند . مثل اقامة حدود؛ يعني مردم اشخاص متخلف و گناه كار را در دنيا به آن كيفر، به نام حد، كه خداي متعال مشخص كرده است، برسانند. صفت ديگري كه در ولي خدا وجود دارد اين است كه غير از ب ه پا داشتن عبادتي كه آن ها را از انحراف و آلودگي باز دارد ، اين ها اين قدرت و مس ئوليت را دارند كه بعد اقتصادي مردم را هم اصلاح كنند . اگر در جامعه اي بيماري اقتصادي بود ،آن ر ا از بين ببرند . در صدر اسلام -يعني در چهارده قرن پيش - اين بيماري شايد شديدتر از زمان ما بوده است گروهي آن قدر داشتند كه نمي توانستند آن ها را جمع و حفظ كنند ، يعني امنيت مالي نداشتند ؛ گروه ديگري هم بودند كه معدة آن ها با نان خالي يا خرما سير و پر نمي شد . اين مقدار فاصله مو رد امضاء و قبو ل حق تعالي نيست ، چنان چه قرآن صراحتاً بيان دارد كه اختلاف در مسائل اقتصادي و مالي بين مردم هست و از سوي حق تعالي اين گونه تقدير شده است كه اختلاف در رزق داشته باشند ؛ اما برحسب روايتي كه در استحباب انفاق و حق همسايه وارد شده است اين استفاده مي شود كه فاصلة زياد بين انسان ها نباشد . به گونه اي كه يك همسايه اي هيچ گاه شكم گرسنه نخوابيده، در حالي كه همسايه ديگرش شكم سير از غذا و طعام به خود نديده است، يعني فاصله اين طور زياد باشد. ما وقتي در فقه نگاه مي كنيم مي بينيم كه كتاب كفارات داريم . در سنن وقتي نگاه مي كنيم مي بينيم استحباب انفاق خيلي زياد است . در اين كه به ديگران هم توجه داشته باشيم ت ا در امور مالي زير فشار نباشند سف ارش شده است . مجموع اين روايات اگر مورد عمل واقع بشود اقتصاد آن جامعه از بيماري نجات پيدا مي كند و اگر ديديد كه بيماري اقتصادي همچنان در يك جامعه اي وجود دارد ، يقين كنيد كه به حكم اسلام عمل نشده است . بيماري اقتصادي در هر جامعه اي، معلول عدم تعادل اقتصادي د ر آن جامعه است . تعادل اقتصادي را نه من معني مي كنم، نه شما معني كنيد . ما صراط مستقيم و راه راست و راه متعادل و عمل متعادل را از خداي متعال و سنن اولياي خدا استخراج مي كنيم. اخلاق متعادل يعني چه؟ صراط مستقيم در اقتصاد معنايي دارد، در امور اخلاقي معنايي دارد، در عبادت معنايي دارد ، در ارتباط با جامعه معنايي دارد . من و شما اگر بخواهيم اين لغات را تفسير كنيم ، شما خواهيد گفت كه من چرا از شما اطاعت كنم ، شما از من اطاعت كن . اين حرف صحيح است . ولي اگر هر دو از فكر و نظرات خودمان صر ف نظر كرديم ، گفتيم كه در همة ابعاد ز ندگي مطيع خالق متعال مي شويم؛ در تجارت ، در رفاقت ، در مسافرت ، در ح ضر، در ازدواج، در زندگي ، در سياست؛ در متون اسلامي مي گرديم تا معياري را كه با آن معيار راه راست و صراط مستقيم را در آن بعد تشخيص دهيم ، پيدا كنيم . وقتي تشخيص داديم به آن عمل م ي كنيم. آن وقت د يگر هيچ كدام از هم ديگر گله مند نيستيم و حتماً آن بيماري كه در آن بعد بوده است درمان مي شود. بيماري اقتصادي ، براي جامعه يك نوع بيماري است . بيماري اخلاقي هم نوع ديگري از بيماري ها است. بيماري ها منحصر به بيماري هاي جسمي نيست. روح انسان هم بيماري دارد، روح انسان هاي جامعه هم بيماري دارد. در شناسايي طرز صحيح تجارت، طرز صحيح سياست، طرز صحيح زراعت، طرز صحيح معاشرت، طرز صحيح اخلاق، طرز صحيح روابط اجتماعي ،اگر ما در موردي جهل داشتيم بايد يقين داشته باشيم كه در اسلام معيارش آمده و بيان شده است . ما نرفتيم پيدا كنيم، ما از اهلش نپرسيديم كه چطور بايستي با مردم معاشرت داشته باشيم. آیت الله مرتضی تهرانی |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم مهر 1388ساعت 10:18 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
من طبق معمول سال های قبل در ماه مبارک رمضان سکوت کردم الآن که می خواستم مطلب بذارم گفتم از یک مطلب در حال و هوای معلمی شروع کنم تا ببینم چه پیش می آید: دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگها بحث مىکرد. معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد زيرا با وجود اینکه پستاندار عظيمالجثهاى است امّا حلق بسيار کوچکى دارد.
دختر کوچک پرسيد: پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟ معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمىتواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است. دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مىپرسم. معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟ دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد.. ************ ********* ********* ********* ** شسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مىکرد نگاه مىکرد. ناگهان متوجه چند تار موى سفيد در بين موهاى مادرش شد.. از مادرش پرسيد: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفيده؟ مادرش گفت: هر وقت تو يک کار بد مىکنى و باعث ناراحتى من مىشوی، يکى از موهايم سفيد مىشود. دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهميدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفيد شده! ************ ********* ********* ****** بچههاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه بچهها را تشويق ميکرد که دور هم جمع شوند. معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد : اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله. يکى از بچهها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده. ************ ********* ********* ********* ******** بچهها درس مىداد. براى اين که موضوع براى بچهها روشنتر شود گفت بچهها! اگر من روى سرم بايستم، همان طور که مىدانيد خون در سرم جمع مىشود و صورتم قرمز مىشود. بچهها گفتند: بله معلم ادامه داد: پس چرا الان که ايستادهام خون در پاهايم جمع نمىشود؟ يکى از بچهها گفت: براى اين که پاهاتون خالى نيست. ************ ********* ********* ********* ******** ايستاده بودند. سر ميز يک سبد سيب بود که روى آن نوشته بود: فقط يکى برداريد. خدا ناظر شماست.. در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچهها رويش نوشت: هر چند تا مىخواهيد برداريد! خدا مواظب سيبهاست |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 7:33 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چه خوش است حال مرغی
که قفس ندیده باشد چه نکوتر آنکه مرغی زقفس پریده باشد پروبال مابریدندودرقفس گشودند چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد! |
| آرشیو موضوعی |
|
اجتماعی دل درد سیاسی عقاید اخلاقی شعر شهادت علمی تجربیات قرآن در حد خودم |
| نویسندگان |
|
ع.نوید حامد |
|
RSS
|