تبليغاتX
پشت هیچستان
مثل تموم شهدا .... به کام من عسل بذار

وقتي تو نيستي
نه هست هاي ما
چونان که بايدند
نه بايد ها...

مثل هميشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض مي خورم
عمري است
لبخند هاي لاغر خود را
در دل ذخيره مي کنم :
باشد براي روز مبادا !
اما
در صفحه هاي تقويم
روزي به نام روز مبادا نيست
آن روز هر چه باشد
روزي شبيه ديروز
روزي شبيه فردا
روزي درست مثل همين روزهاي ماست
اما کسي چه مي داند ؟
شايد
امروز نيز روز مبادا باشد !

* * *

وقتي تو نيستي
نه هست هاي ما
چونانکه بايدند
نه بايد ها...

هر روز بي تو
روز مبادا است !

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به شخصه زیاد اعتقادی به شعر های خیلی بی وزن و قافیه ندارم و از لغت قطعه ادبی استفاده می کنم! اما این نوشته از مرحوم قیصر واقعا ارزشش رو داره!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من می خوام پرواز کنم!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 8:33 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
عمل عمل

پس از آن توجه به پايان کار پايان کار

استقا مت استقامت

سپس صبر صبر

 ورع ورع

برای شما پايان و عاقبتی تعيين شده خود را به آنجا برسانيد


 و پرچم را راهنمائی معين گرديده به وسيله آن هدايت شويد .

و برای اسلام هدف و نتيجه ای در نظر گرفته شده به آن برسيد
 

 و با انجام فرائضی که بر شما است و

وظايفی که برايتان تعيين شده حق خدا را ادا کنيد

و از گرو آن بيرون آئيد


 که من شاهد و گواه اعمال شما هستم

و از جانب شما در قيامت اقامه حجت و دليل مي کنم .

 
 آگاه باشيد مقدرات سابق به وقوع پيوست

و قضاء گذشته
[ بالاخره ] انجام يافت

 و من به اتکاء وعده های خدا و دليل او سخن مي گويم

خداوند مي فرمايد : کسانی که گفتند :

 پروردگار ما خداست سپس استقامت به خرج دادند

فرشتگان بر آنها نازل مي گردند
[ و به آنها مي گويند ] نترسيد

و محزون مباشيد
 
و بشارت باد بر شما بهشتی که موعود است

 شما گفته ايد پروردگار ما خدا است

 پس بر انجام دستورات کتاب او و در راهی که فرمان داده است

و در طريق نيکی که همان پرستش اوست استقامت و ايستادگی ورزيد

 و از دائره فرمانش خارج نشويد و در آن بدعتی مگذاريد و از آن منحرف نگرديد

 چه اينکه آنها که خارج شوند در رستاخيز از رحمت خداوند بريده خواهند شد

 سپس مواظب باشيد اخلاق نيک را در هم نشکنيد و آن را به خوی بد مبدل نسازيد . يک زبان باشيد


 مرد بايد زبانش را حفظ کند زيرا اين زبان سرکش صاحبش را به هلاکت مي اندازد .

به خدا سوگند باور نمي کنم بنده ای زبانش را حفظ نکند تقوائی سودمند به دست آورد .


زبان مؤمن پشت قلب او و قلب و عقل منافق پشت زبانش قرار دارد

يعنی مؤمن هرگاه بخواهد سخنی گويد نخست مي انديشد

 اگر نيک بود اظهار مي کند و چنانکه ناپسند و بد بود پنهانش مي دارد .

 ولی شخص دورو و منافق آنچه بر زبانش آمد مي گويد

و پيش از آن نمي انديشد که کدام به سود و کدام به زيان اوست ؟


 رسولخدا صلی الله عليه و آله و سلم فرمود :

 ايمان بنده ای درست و کامل نخواهد شد تا قلبش درست نشود

و قلبش درست نمي شود تا زبانش درست شود
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 9:10 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 
یا مقلب القلوب و الاحوال

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال
____________________________________

ای دوست قبولم کن و جانم بستان!

مستم کن و از هر دو جهانم بستان!

____________________________________

امیدوارم که تمام دوستان حلالمان کنند! ( مخصوصا شما دوست عزیز! حسین بادامچی)
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 8:0 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 

به نام خدا

سلام

قسمت های قرمز شده در جلسه مورد مطالعه قرار گرفت

 

 
این خطبه از آخرین خطبه های حضرت است با ترجمه ای از محمد دشتی که نشان می دهد که حضرت تا آخرین لحظات عمر ضمن زنده نگه داشتن یاد یاران شهیدش هرگز محافظه کار نشد و برای احیای حق و قیام علیه باطل فروگذار نکرد

 

از خطبه های امام ( ع ) از نوف بکالی نقل شده که : اميرمؤمنان ( ع ) در کوفه بر روی سنگهائی که جعده بن هبيره مخزومی برايش نصب کرده بود ايستاد و اين خطبه را ايراد فرمود در حالی که امام پيراهنی خشن از پشم بر تن و شمشيرش را با بندی از ليف خرما حمايل و در پاهايش کفشی از ليف خرما بود و پيشانيش از اثر سجده پينه بسته بود در اين خطبه چنين فرمود 

 

 ستايش خداوند

 
ستايش مخصوص خداوندی است که سرانجام خلقت و عواقب امور به او منتهی مي گردد 
او را بر احسان عظيمش و برهان روشنش و فراوانی فضل و منتش مي ستائيم
ستايشی که حقش را اداء کند و سپاس شايسته او را به جا آورد به ثوابش ما را نزديک سازد و موجب ازدياد نيکی و احسان او گردد
و از او استعانت مي طلبيم استعانت کسی که به فضل پروردگار اميدوار است به سودش آرزومند و از عدم زيانش مطمئن و به قدرت او معترف و به گفتار و کردار او معتقد است . به او ايمان داريم ايمان کسی که با يقين کامل به او اميدوار است 
و با اعتقاد خالص به او متوجه و با ايمانی پاک در برابرش خضوع مي کند 
و مخلصانه به توحيد او عقيده دارد با تمجيد فراوان به بزرگداشت او مي پردازد و با رغبت و کوشش بسيار به او پناهنده مي شود .
يکتائيش 
او از کسی متولد نشده تا در عزت و قدرت شريکی داشته باشد و فرزندی به دنيا نياورده تا پس از وفات چيزی به ارث بگذارد  وقت و زمانی از او پيشی نگرفته و زيادی و نقصان بر او عارض نشده است.  او با نشانه های تدبير متقن و نظام محکمی که به ما ارائه داده عظمت خويش را در پيش چشم عقلها آشکار جلوه کرده است. از شواهد عظمت او خلقت و آفرينشش آسمانهای ثابت و پابرجائی است که بدون ستون و بدون تکيه گاهی برقرارند
اين آسمانها را به طاعت خويش دعوت کرد و آنها با اذعان کامل بدون درنگ و سستی اجابت کردند . اگر همين اقرار آنها به ربوبيت حق و اذعانشان به اطاعت از او نبود 
هرگز آنها را محل عرش خويش و مسکن فرشتگان و جای بالارفتن سخنان پاک و اعمال صالح و نيک بندگانش قرار نمي داد . 
ستارگان آسمان را علائم و نشانه هائی قرار داد تا آنها که [ شب هنگام ] در نقاط مختلف حيران و سرگردان مي مانند به وسيله آنها راهنمائی شوند. پرده های ظلمانی شبهای تار مانع نورافشانی آنها نمي گردد 
و چادر سياه و تاريک شبها نمي توانند از تلالؤ نور ماه در پهنه آسمانها جلوگيری کنند . 
منزه است خداوند که سياهی شبهای تاريک و خاموش 
در نقاط پست زمين و در قله های کوتاه و بلند کوهها که در کنار يکديگر قرار گرفته اند بر او مخفی نمي ماند 
و نيز آنچه را که غرش رعد در کرانه های آسمان به وجود مي آورد و آنچه برقهای ابر آن را متلاشی مي سازند 
همچنين بادهای تند و شديد و برگهائی که براثر باران از شاخه ها جدا مي شوند 
و محل سقوط و ريزش قطرات بارانها و جايگاه کشش دانه بوسيله مورچگان و حرکات آنها و غذاهائی که پشه ها را کفايت مي کند و آنچه را که موجودات ماده در رحم دارند از همه اينها آگاه است
[ و همه در پيشگاه علمش روشن و آشکارند ] 

 باز هم ستايش خداوند

 
ستايش ويژه خداوندی است که همواره بوده پيش از آنکه کرسی يا عرش آسمان يا زمين جن يا انس موجود شوند . 
خداوندی که با فکر و عقلهای ژرف انديش درک نشود و با نيروی فهم اندازه ای برايش تصور نگردد هيچ سؤال کننده ای او را به خود مشغول نمي سازد
عطا و بخشش از دارائيش نمي کاهد او با چشم نمي بيند[ زيرا جسم نيست ] و در مکانی محدود نمي شود
همتا و همسری برايش معقول نيست و در آفرينش نياز به وسيله ای ندارد با حواس درک نمي شود 
و با بشر مقايسه نمي گردد همان کسی که با موسی سخن گفت و آيات عظيمش را به او نشان داد اما بدون اعضاء و زبان و کام . 
ای کسی که خود را برای توصيف پروردگار به زحمت انداخته ای اگر راست مي گوئی 
جبرئيل و ميکائيل و لشکر فرشتگان مقربين را : همانها که در بارگاه قدس همواره در رکوع و سجودند توصيف کن 
فرشتگانی که عقلشان از اينکه احسن الخالقين را در حدی محدود سازد در گرداب حيرت فرومانده [ زيرا ] کسی را مي توان با توصيف درک کرد که دارای شکل و اعضاء و جوارح است 
و کسی را مي توان با صفات شناخت که محدود باشد و در حد معينی عمرش سپری شود 
پس معبودی جز او نيست که با نور خويش هر ظلمتی را روشن ساخته و با تاريکيهائی که مي آفريند هر نوری را در ظلمت فرومي برد

 
 توصيه به تقوا


 ای بندگان خدا شما را به تقوا و پرهيرکاری در برابر خدا سفارش مي کنم همان خدائی که لباسهای فاخر را به شما پوشانده و معاش و روزی را به فراوانی به شما ارزانی داشته است . 
اگر راهی به سوی بقاء يا جلوگيری از مرگ وجود داشت  حتما سليمان بن داود آنرا در اختيار مي گرفت چرا که خداوند حکومت بر جن و انس را همراه نبوت و مقام بلند قرب و منزلت الهی به او عطا کرد . 
اما آنگاه که پيمانه روزی او پر شد و مدت زندگيش کامل گشت تيرهای مرگ از کمان فناء به سوی او پرتاب شد و دار و ديار از او خالی گرديد 
خانه ها و مسکنهای او بي صاحب ماندند و آنها را گروهی ديگر به ارث بردند. [ در هر حال ] برای شما در تاريخ قرون گذشته درسهای عبرت فراوانی وجود دارد .
کجايند عمالقه ؟ و کجايند فرزندان آنها ؟ کجا هستند فرعونها و فرزندانشان ؟
اصحاب شهرهای رس همانها که پيامبران را کشتند و چراغ پرفروغ سنن آنها را خاموش
و راه و رسم ستمگران و جباران را زنده ساختند کجايند ؟

کجايند آنها که بالشکرهای گران به راه افتادند و هزاران نفر را هزيمت دادند سپاهيان فراوان گرد آوردند و شهرها بنا نهادند ؟

 
قسمتی ديگر از اين خطبه درباره مهدی ( ع ) زره دانش را بر تن پوشانده و با تمامی آداب با توجه و معرفت و آمادگی آنرا فراگرفته 
حکمت گمشده اوست که همواره در جستجوی آن است و نياز اوست که در طلبش پرس و جو دارد 
به هنگامی که اسلام غروب مي کند و همچون شتری که از راه رفتن مانده بر زمين قرار مي گيرد و سينه اش را به آن مي چسباند او پنهان خواهد شد
[ تا زمانی که فرمان الهی برای قيامش فرارسد ]
او باقي مانده ای است از حجتهای خدا و خليفه و جانشينی است از جانشينان پيامبران 
سپس امام فرمود :  ای مردم من مواعظ و پند و اندرزهائی را که پيامبران برای امتشان بازگو کرده بودند در ميان شما نشر دادم
و وظيفه ای را که اوصيای پيامبران نسبت به امت آنها بعد از مرگشان داشتند در مورد شما به انجام رساندم با تازيانه ام شما را ادب کردم ولی به هيچ صراطی مستقيم نشديد
و با نواهی پروردگار شما را به پيش راندم ولی جمع نشديد خدا خيرتان دهد 
آيا منتظريد پيشوائی جز من با شما همراه گردد ؟ و راه حق را به شما نشان دهد ؟

 
آگاه باشيد آنچه از دنيا روی آورده بود پشت کرده و آنچه پشت کرده بود روی آورده است 
و بندگان نيکوکار و برگزيده خدا آماده رحيل گرديده اند و کمی از دنيای فانی را با آخرت که در آن فنا نيست معاوضه کردند 
راستی برادران ما که خونشان در صفين ريخت اگر امروز زنده نيستند چه زيان ديده اند خوشا به حالشان که نيستند
تا از اين لقمه های گلوگير بخورند و از اين آبهای ناگوار بنوشند. به خدا سوگند آنها خدا را ملاقات کردند و پاداششان را داد و آنها را بعد از خوف در سرای امن خويش جايگزين ساخت 
کجا هستند برادران من ؟ همانها که سواره به راه مي افتادند و در راه حق قدم بر مي داشتند کجاست عمار ؟ 
کجاست ابن تيهان ؟

و کجاست ذوالشهادتين ؟ 
و کجايند مانند آنان از برادرانشان که پيمان بر جانبازی بستند و سرهای آنها برای ستمگران فرستاده شد ؟
آنگاه دست به محاسن شريف زد مدتی بس طولانی گريست پس از آن فرمود

 
آه بر برادرانم همانها که قرآن را تلاوت مي کردند و به کار مي بستند. در فرائض دقت مي کردند و آن را به پا مي داشتند.  سنتها را زنده و بدعتها را مي راندند . دعوت به جهاد را مي پذيرفتند . و به رهبر خود اطمينان داشتند و صميمانه از او پيروی مي کردند 
سپس با صدای بلند فرياد زد

 بندگان خدا جهادجهاد

آگاه باشيد من امروز لشکر به سوی اردوگاه حرکت مي دهم آنکس که مي خواهد به سوی خدا کوچ کند همراه ما خارج گردد

 
نوف گفت : برای فرزندش حسين ( ع ) پرچمی با ده هزار نفر و برای قيس بن سعد در ده هزار و برای ابوايوب انصاری در ده هزار و برای ديگران هر کدام تعدادی ديگر تهيه فرمود . تصميم داشت به صفين بازگردد . و هنوز جمعه نگذشته بود که ابن ملجم جنايتکار به امام ضربت زد لشکر برگشت و ما همچون گله ای بوديم که شبان خود را از دست داده و گرگان از هر جانب به سرعت به آنها حمله ور شده بودند

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 5:7 بعد از ظهر  توسط ع.نوید | 

دوستی گفته بود غایبی؟.

غایب نیستیم برادر.این نبود ما عین حضور است.رها کنم که ارزشی ندارد.....

بگذارید برایتان داستانی بگویم.

من ان روزها وقتی پای منبر می نشستم که می گفتند در کعبه سیصد و چند بت گذاشته اند.تعجب میکردم که یک اطاق و اینقدر بت؟!

ولی بعد ها دیدم که در دل کوچک من بت های بیشمار صف بسته اند.والبته بت های بزرگ نفس و خلق و دنیا و شیطان .با بی حساب بت های کوچک.در من غوغایی راه انداخته اند و شب و روزم را پرکرده اند.

انها محرک های من بودند و من واقعا می خواهم اینها را مهار کنم.و می خواستم از کفر به شرک و به توحید برسم.وتنها یک محرک برا خودم داشته باشم.

به قول شاعر:عشق یعنی با خدا تنها شدن!

یکی از بزرگان وعده داده بود که:ایها الناس!جمع شوید تا برای شما حرفی را بگویم که نه نبی و پیامبری و نه ولی و رهبری نگفته.

مردم می گفتند:این دیگر چه میخواهد بگوید؟!

ان بزرگ گفت:مردم!تمام انبیا و اولیا امدند و گفتند موحد باشید.جز الله حاکم ومحرکی نداشته باشید.در وجود شما جز او متصرف نباشد و امر و نهی نکند.همه گفتند:"قولوا لا اله الا الله".ولی من میگویم:نامردها بیاید ! مشرک شوید.بیاید یک پا هم خدا را شریک کنید.اخر همیشه برای غیر او؟!

بیایید در برابر این همه بت .یک سهمی هم برای خدا بگذارید

البته کفر ما کفر در اعتقاد نیست.کفر در عمل است.

با تدبر در این محرک هاست که سعی میکنم خودم را بشناسم.که هنوز با وزش نسیمی .توفان می گیرم وموج برمیدارم.و می بینم کاهی هستم که حرف های این و ان مرا می غلتاند.در حالی که باید کوهی شوم که توفان ها گرد و خاکم را بگیرند و پاک ترم سازند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 3:17 بعد از ظهر  توسط حامد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
چه خوش است حال مرغی
که قفس ندیده باشد
چه نکوتر آنکه مرغی
زقفس پریده باشد
پروبال مابریدندودرقفس گشودند
چه رها چه بسته مرغی
که پرش بریده باشد!

پیوندهای روزانه
نانوشته ها (لرد تری ام)
یاغی (کسی که می شناسم و به او اعتقاد دارم)
ما زنده از آنیم
رز سوخته (نمی شناسم)
یگانه (من اون رو میشناسم اما اون منو نمی شناسه!!!)
بی عمر (محمد صادق باطنی)
بازاریابی چند سطحی (آقای نقشینه ارجمند)
الف لام میم (فرزاد سمیع)
انتظار (یوسف کوه مسکن)
هوس سفر (محمد مهدی دادمان)
مهاجر (حسین غفوری)
سوتک (حسین بادامچی)
کهف (حسین سلیمانی)
سبحان (چی بگم)
مجاز (انتظار تا کی....؟)
یادداشت های پراکنده (بي نام)
جستجو گری در مسیر شدن (مجتبی حاجی قاسمی)
ساقی میکده ی ما!!! (سعید توکلی)
آرام دل (نمی شناسمش اما از وبلاگش خیلی خوشم میاد)
منطقه ممنوعه (ابوالفضل رفیع ها)
سلمان (محسن چیت چیان)
یه مهتدین دیگه!
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
مهر 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
بهمن 1384
آذر 1384
تیر 1384
آرشیو موضوعی
اجتماعی
دل درد
سیاسی
عقاید
اخلاقی
شعر
شهادت
علمی
تجربیات
قرآن در حد خودم
نویسندگان
ع.نوید
حامد
پیوندها
امام خمینی
امام خامنه ای
دفتر مقام معظم رهبري آيت الله العظمي خامنه اي
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی
حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی
حضرت آیت الله العظمی بهجت
حضرت آيت الله العظمي سيستاني
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی
حضرت علامه جوادی آملی
حضرت استاد مصباح یزدی
حضرت آيت الله محتبي تهراني
حضرت آيت الله مرتضي تهراني
معلم شهید انقلاب مرتضی مطهری
معلم انقلاب علامه محمد رضا حکیمی
آیت الله جعفر سیدان (پرچم دار تفکیک)
معلم انقلاب دکتر علی شریعتی
موسسه فرهنگی مهتدین
شبکه رشد
هیئت منتظرین
فیلم شهید ادواردو آنیلی
مرد يزدان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

تحریم 
کالای اسرائیلی