![]() |
![]() |
|
| مثل تموم شهدا .... به کام من عسل بذار |
|
آنچه در باز خوانی مشروطه بسیار جالب به نظر می رسد این است که:
شیخ فضل الله (عالم اول تهران) که با تیز بینی فرجام مشروطه را حدس زده بود و از اول به انحراف آن پی برده بود٬ سرش (به وسیله دموکرات ها) بالای دار رفت اما شاه قاجار به راحتی از ایران خارج می شود و در روسیه حقوق دریافت می کند و دوباره به ایران باز می گردد و به مشروطه پایان می بخشد!
واقعا جالبه! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 10:21 قبل از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
سلام.
اینجا هستیم در هتل جوهره و دعاگوی شما.انشاءالله فردا نه پس فردا عازم مکه ایم.دعا کنید که سفر خوبی داشته باشم. یا حق |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 11:40 بعد از ظهر توسط |
|
|
بلی!من نیز بگذرم.
ای نفس!ببین و دل نباز که باید گذاشت و گذشت.گاهی فکر میکردم توکل یعنی تو بری و به قول خودت کلی کار کنی و بگویی خوب!من که اماده ام و به قول شاعر(ای سرنوشت مرد نبردت منم بیا)و حالا یه توکلی هم می کنیم.اما اولین درسی که قبل از انجام هر کاری در این خدمتگزاری یاد گرفتم این بود که توکل یعنی دستهای خالی خودت را جلوی جلوه رحمت او بگیری و به او نشان دهی که هیچ نداری و از او کمک بخواهی .البته کار هم می کنی ولی فرهنگ تهی دستی و تواضع است که به توکل معنای اصیل میدهم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 0:56 قبل از ظهر توسط حامد |
|
|
خدایا.
باز دوباره مرا در مسیری انداخت که با اطمینانی که به او یافته ام در انتها فقط یک چیز دارم بگویم (الحمد الله و الله اکبر).بار سنگینی بر دوش من گذاشته بود که برای ان نیاز به امادگی زیادی می بود ولی خوب!خدا مرا همینجور که هستم صدا زده بود و باید می رفتم. لبیک اللهم لبیک |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 0:34 قبل از ظهر توسط حامد |
|
|
لطفا مسير مرثيه ها را عوض کنيد
نزد کميل رفته و دعا را عوض کنيد آيا حسين مرده است که ماتم گرفته ايد ؟ اين جامه سياه عزا را عوض کنيد بيمارهاي خسته ، طبيب شما منم تشخيص داده ام که دوا را عوض کنيد با اين خداي سنگي ، توحيد مشرکي است خيلي سريع ! زود ، خدا را عوض کنيد بين حسين من و شما فرق فاحشي است لطفا مسير کرب و بلا را عوض کنيد عباس گشته ايد که از دست بگذريد آويني آمديد که پا را عوض کنيد اين شهر غرق خون دل حاج همت است دوشيزگان عشوه ، حنا را عوض کنيد ! اين گوش ها هميشه پر از لن تراني است تا چشم هاي سر به هوا را عوض کنيد در کربلا براي شما جنگ کرده اند حالا شما معاويه ها را عوض کنيد !
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 1:44 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
تجربه نشان داده که کتاب خوندن خیلی راحت تر و پر تاثیر تر از مطالعه اینترنتی است!
کتابت رو می تونی با خودت هر جا خواستی ببری! اما دستگاه تو نمی تونی! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 12:46 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
مشکل از ۲ ناحیه است! عده کثیری وجود دارند که شناخت لازم رو ندارند! مسائل به خوبی برایشان تبیین نشده است و... عده ی دیگری با وجود شناختی که دارند و ابزار شناختی که برایشان فراهم است٬ تمایلی به پذیرش حق ندارند!... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 12:43 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
میگند کسی که برای اولین بار خانه خدا را زبارت میکنه وقتی کعبه را میبینه ۳ تا حاجتش بدون ردخور قبول میشه(البته اگه ممتنع بالذات نباشه
وقت امتحان از همین الآن شروع شد.پایان وقت:۲۱ مرداد ساعت ۱۲ شب(البته ۲۲ میریم.) هرگونه مشورت برای رسیدن به جواب جایز است. منتظرم.به بهترین نظرات هدیه نفیسی تعلق می گیرد(یک طواف به نیابتشان) |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 7:13 بعد از ظهر توسط |
|
|
نبرد حکایت دیرینه ایست
میان فرشته خویان و دیو صفتان!
این نوا٬ نای هزار آهنگ است٬ در نیستان این طبیعت هزار رنگ! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 6:21 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
نوشتن خیلی برام جذابه!
وقتی که دارم یه کتابی می خونم! یا وقتی که دارم به یک نفر حرف می زنم! یا وقتی که می رم این ور اون ور همش به دور و برم دقت می کنم ! این یکی از خواص خوبه نوشتنه که آدم رو نسبت به اطرافش به شدت حساس می کنه !
ولی یه بدی داره! اون هم اینه که وقتی می شینی پای دستگاه ٬ همه چیز به کلی یادت می ره ! (کلین آپ) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 6:17 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
به شخصه خیلی با شک حال می کنن٬ چرا که شک لازمه ی رسیدن به یقیقنه!
معرفتی که بعد از شک به دست می آید گاهی خیلی می تواند مفید باشد! علم الیقین!!! عین الیقین!!!!! حق الیقین!!!!!!!!! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ.ن: من هم لغط های خفن بلدم! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 6:11 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
داشتم فکر می کردم که اون کسانی که با شهدا مخالف بودن الآن چه چیزی به دست آوردن؟؟؟؟؟؟
ثم ماذا؟ فقط می خواستید که یه عده به کارشون نرسن؟؟؟؟ آخرش که چی؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 6:5 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
عجب!
تا میای بشینی پشت دستگاه دو کلمه حرف حساب بنویسی! میگن وقت تمومه!
نمی دونم که کی اون وقت اصلیه تموم میشه؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 6:3 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
«الهی لم یکن لی حولٌ فانتقل به عن معصیتک إلا فی وقت أیقظتنی لمحبتک» (خدایا من توان آن را ندارم که معصیت تو را ترک گویم، مگر آنكه تو مرا به محبت خود بیدارم سازی)
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 1:49 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
خواهران،برادران!
اكنون شهيدان مرده اند، و ما مرده ها زنده هستيم، شهيدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستيم، آن ها كه گستاخي آن را داشتند كه وقتي نمي توانند زنده بمانند مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بي شرمان مانديم،صدها سال است كه مانده ايم.وجا دارد كه دنيا بر ما بخندد كه ما مظاهر ذلت و زبوني بر حسين و زينب مظاهر حيات و عزت مي گرييم، و اين يك ستم ديگر تاريخ است كه ما زبونان،عزادار و سوگوار آن عزيزان باشيم. حين وارث آدم ص 183 |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 2:20 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
به مژگان سیه کردی هزارن رخنه در دینم!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 1:14 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
تاثیر مسایل فرهنگی بر مسایل سیاسی - اقتصادی و... بر کسی پوشیده نیست!
کما این که به شخصه در این وبلاگ هر گاه بحث سیاسی کردم از منظر فرهنگی نگاه کردم٬ و اکنون هم می خواهم با همین دید به یک مسئله اقتصادی بپردازم! (ناگفته نماند که با وجود مطالعه ای که بر روی بعضی از مسائل اقتصادی داشتم اما چون نمی خواهم در این مسئله وارد شوم و اعتقاد به تخصص گرایی دارم ٬ به آن نمی پردازم)
مسئله این است : ما در کشور مان سالانه ۳۶۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ریال (۳۶ میلیارد ریال) هزینه برای فرسودگی و خراب شدن و از بین رفتن پول ها پرداخت می کنیم! خب حالا ببینیم که این پول ها چگونه به این وضع در می آیند؟ قاعدتا آدم فضایی ها این پول ها را به این وضع در نیاورده اند! قاعدتا دشمنان ما هم نمی توانند این کار را بکنند!
ناچارا باید بپذیریم که این پول ها توسط مردم خودمان ( یعنی من و شما ) به این وضع در می آیند و این وضعیت بسیار ناراحت کننده را مردم پدید آورنده اند. (البته من نمی خواهم از آقایونی که هی می گویند مردم - مردم - مردم ... سوالی کنم!) لکن باید بپذیریم که این کار ٬ کار خودمان است. این که پول کلانی در کشور مان صرف این کار می شود و اکنون به این مشکل بر خورده ایم٬ از آن روست که مردم اولا فرهنگ درست استفاده از پول را بلد نیستند و ثانیا نمی خواهند یاد بگیرند و به سراغ روش های جدید مثل روش های الکترونیکی نمی روند !
برای حل این مشکل هم باید مردم ( من و شما ) اولا بیاموزیم که و بدانیم که چه کنیم و ثانیا به آن عمل کنیم! یادمان باشد با این پول ۱۰۰ نفر ( شاید هم ۱۰۰۰نفر ) مثل من می تونن ازدواج کنن! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 1:5 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
میخانه دگر جای من بی سر و پا نیست!
بگذار به پشت در میخانه بمیرم! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 1:28 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چه خوش است حال مرغی
که قفس ندیده باشد چه نکوتر آنکه مرغی زقفس پریده باشد پروبال مابریدندودرقفس گشودند چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد! |
| آرشیو موضوعی |
|
اجتماعی دل درد سیاسی عقاید اخلاقی شعر شهادت علمی تجربیات قرآن در حد خودم |
| نویسندگان |
|
ع.نوید حامد |
|
RSS
|