![]() |
![]() |
|
| مثل تموم شهدا .... به کام من عسل بذار |
|
باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند.باید هسته های مقاومت را در تمامی جهان بوجود اورد.
حضرت روح الله کتاب خواندن را یک فریضه بدانید .دانشجوی بسیجی کم مطالعه به درد انقلاب و بسیج نمی خورد یا اصلا افت جان بسیج است |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 6:55 بعد از ظهر توسط حامد |
|
|
سلام
ان شا الله 24 همین ماه دارم میرم مکه.نمیدانم انجا که برسم از خدا چه بخواهم اقا تا یادم نرفته بگم.از تمامی دوستان دانشگاه که نشد خداحافظی کنم این پست نشانه ی همراهی دل بنده با انهاست.میدونید ؟احتمالا وقتی شما هم بیشتر از 150 نفر دوست ذاشته باشید همین اتفاق می افته چون همونطور که میدونید یا شاید هم نمیدونید.بنده خود را عضو گروه فداییان اسلام میدانم(البته بعد از بسیج)چند کلامی از استاد خودم شهید نواب صفوی می نویسم ما یقین داریم که کشته خواهیم شد.اگر امروز نباشد;فردا.اما خون ها و فداکاریهای ما سر انجام باعث زنده شدن و پویایی اسلام خواهد گشت |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 6:44 بعد از ظهر توسط حامد |
|
|
دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
اسیر نفس شیطانی چه حاصل تو که ناخوانده ای علم سماوات تو قدر خود نمی دانی چه حاصل بابا طاهر عریان |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 9:10 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
دشمن، امروزه به خوبى دريافته است كه براى تهى نمودن اين ملّت و سيطره بر امور آنان، بايد آنچه را كه تجلّى اعتقادات و ايمان مردم است، خاموش و كم رنگ سازد، روزى با جهالت تامّ و تمام، گريه و عزادارى بر حضرت سيّدالشهداء(عليه السلام)را امرى لغو، و مورد شبهه قرار داده و روزى در شهادت فاطمه زهرا(عليها السلام) ترديد مى كند; در حالى كه اين امر از واضحات تاريخ اسلام است.
از پیام های مرحوم آیت الله فاضل ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پی نوشت: ممکن است این شاعبه به بوجود آید که ما فقط به سراغ انسان های مرحوم شده می رویم! البته خودم در زمان حیات آیت الله فاضل به دیدار ایشان رفته بود و به علاوه باید بگویم که در بین ما (ایرانیان) احترام به اموات نکته ی مثبتی است٬ به شرط آن که قدر سرمایه هایمان را در زمان حیات بدانیم. و بعد فوتشان به وصایای آنها عمل کنیم. امیدوارم که خدا علمای دیگر به خصوص آیت الله تهرانی و آیت الله جوادی و دیگر بزرگان را حفظ نماید و به ما توفیق دهد که از محضر این بزرگواران استفاده کنیم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 2:17 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
چند وقته که می خواهم در مورد مسایل مهمی بنویسم!
شاید مهم ترین مطلبی که بنده باید بنویسم این است که بنویسم یا ننویسم!!! یعنی الآن بروم بنشینم کتاب بخوانم٬ فیلم ببینم٬ پای صحبت این و آن بچرخم و... یا بیایم و بنویسم٬ نقد کنم٬ نقد شوم و ...؟ من راهی که انتخاب کردم این است که در حین اینکه داری رشد می کنی٬ باید باعث رشد بقیه هم بشوی. باید نقد کنی و نقد شوی. باید بخوانی و بنویسی! باید بشنوی و بگویی! باید تمام تلاشت را بکنی که تلاشت را کرده باشی !!!!! در نهایت هر خاطره ی آقای قالیباف از مرحوم آیت الله فاضل بیان می دارم: "من 50 سال است دارم اسلام ميخوانم. بگذار خلاصهاش را برايت بگويم. واجباتت را انجام بده. بهجاي مستحبات تا ميتواني به کار مردم برس. کار مردم را راه بيانداز." بعد هم گفتند "اگر قيامت کسي ازت سوال کرد، بگو فاضل گفته بود." |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 2:4 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
خوب است هر روز، ولو يك صفحه، از وصيتنامه سياسى - الهي حضرت امام را مطالعه كنيم؛ چون واقعاً آن كلمات امام(ره) مثل بارانى است كه در زمين خشك ميبارد و گُل مىروياند؛ و امروز جامعه ما نيازمند همان فرمايشاتى است كه امام(ره) در آن وصيتنامه نوشتهاند، و هر چه آدم بيشتر بخواند، بيشتر استفاده مىكند و مىبيند كأنه براى همين امروز ما بيان شده است.
فرازي از فرمايشات حضرت استاد مصباح _دام ظله_ |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 1:52 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
چقدر ایمان خوب است ! چه بد می کنند آنها که می کوشند انسان را از ایمان محروم کنند. چه ستمکار مردمی هستند این به ظاهر دوستداران بشر ! (طرفداران آزادی و مدرنیسم و بَسا مدرن). دروغ می گویند ، دروغ نمی فهمند یا می فهمند و نمی خواهند ، نمی توانند بخواهند ، اگر عشق نباشد چه آتشی زندگی را گرم کند ؟ اگر نیایش و پرستش نباشد زندگی را به چه کار شایسته ای صرف توان کرد؟ اگر انتظار مسیحی ، امام قائمی ، موعودی در دلها نباشد ماندن برای چیست؟ و اگر میعادی نباشد ماندن برای چیست؟ اگر دیداری نباشد دیدن را چه سود؟ دیده را فایده آن است که دلبر بیند گر نبیند چه بود فایده بینایی را اگر بهشت نباشد صبر بر رنج و تحمل زندگی دوزخ چرا؟ اگر ساحل آن رود مقدس نباشد بردباری در عطش از بهر چه؟ و من در شگفتم که آنها می خواهند معبود را از هستی بر گیرند چگونه انتظار دارند انسان در خلاء دم زند؟ ایمان چه دنیای زیبا و پر از عجائبی است( گویی که )جهان دیگر در همین جهان است. کوچه و بازار ، شهر و باغ و آبادی و طوبی و روح و پری و گل و میوه و شیر و عسلش در همین زمین است( روایتی در اصول کافی که بهشت در لای همین دنیا پیچیده است ). دکتر علی شریعتی (گفتگوهای تنهایی ، ص۸۸۵)
البته باید بگم که این گزیده ای از مطالب دکتر شریعتی است و مطالب بسیار زیاد و بعضا متفاوتی از ایشان هست که گزینش نشدند! |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 1:39 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
وعده داده بودم که از کتب دکتر شریعتی مطلبی رو بنویسم: (به نظرم مطلب زیر از جهات زیادی مناسب است) چه مصیبتی است که بر ما و قرن ما می گذرد ، آرمان های عزیز و بزرگ بشریت که در طول تاریخ درازش میلیونها میلیون شهید داده است تا بدانها دست یابد خدا پرستی بود که روح و عشق و کرامت می آفرید و عدالت بود که برابری و برادری را جایگزین تبعیض و تضاد می کرد و آزادی که انسان را از قدّاره بندی جبّاران و جور استبداد گران می رهاند و آنگاه دنیایی می شد که در آن ، انسانها برابر ، برادر و آزاد و بی وحشت از دژخیم ، عشق بورزند و در پرستش خدای دانش ، زیبایی ، عظمت ، آگاهی ، آفرینش ، قدس و تعالی و نور جهانی را ببیند . لبریز از معنی و روح و هدف و فلسفه زیستن که در آن زیستن مفهومی دارد و ارزشی و هم مردن. و انسان وجودیست که می داند که چیست ؟ و برای چه ؟ و می تواند به یاری آزادی و عدالت و به هدایت عشق خودآگاهی خدایی خویش را بپرورد. « دکتر علی شریعتی » ( با مخاطب های آشنا ، ص ۷۴ )
+ خواندن این مقاله هم توصیه می شود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 1:34 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
جبهه و جنگ به نزد ما نه از جهت قتل و کارزار و کشتار است که دوست داشتنی است بلکه از آن روست که عرصه ای شد که در آن حقیقت انسان و انسان حقیقی ظهور و تولدی دوباره یافت.
به نقل از وبلاگ ساقی |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 12:15 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
ما باید معادلات دنیا را به نفع شیعیان تغییر دهیم و سنگرهای کلیدی دنیا را فتح کنیم.اینها بیاناتی از امام خمینی است.بارها در مورد این جمله فکر کرده بودم و همیشه این سوال برایم مطرح بود که من در این راستا چه وظیفه ای دارم.گاهی احساس میکردم در زمینه مدیریتی ضعف عمده است و از انجا که هر چه در هرم مدیریتی بالا برویم نیاز به داشتن تخصص در یک زمینه کمتر میشود شک داشتم که چه کنم.از طرفی رشته هایی مثل نفت و مخصوصا گاز در اینده از جمله رشته های بسیار استراتژیک است.خلاصه مانده بودم چکار کنم.
صحبتهای رهبر انقلاب در جمع دانشجویان امام صادق را بررسی می کردم که چند نکته جالب پیدا کردم.فکر کنم به درد شما هم بخوره برای همین میارمش: امروز كسانى در دنيا زور مىگويند، خلاف قوانين بينالمللى رفتار مىكنند، وقيحانهترين موضع را در دنياى تعامل بينالمللى انسانها ملتها و دولتها - مىگيرند و خجالت هم نمىكشند؛ سرشان را هم بالا مىگيرند. چرا؟ چون قدرت دارند؛ قدرت اقتصادى و سياسى (كه از اقتصادى ناشى مىشود) و بالاتر از همهى اينها، قدرت علمى، كه منشأ همهى اينهاست؛ يعنى منشأ قدرت اقتصادى و سياسىشان هم قدرت علمى است. ما اين طرف دنيا حرفهاى حقّ زيادى داريم؛ حرفمان را شجاعانه مىزنيم، منطقمان را در صحنههاى رويارويىِ منطقى هم اثبات مىكنيم، در عمل هم البته چون توفيق الهى شامل حال اين ملت شده و ايمان دارد، به قدر ايمان خودش، پيشرفت مىكند؛ يعنى نتوانستهاند هم به آرزوهاى خودشان در مورد اين ملت برسند؛ اما احتياج به يك چيز ديگرى هم داريم و آن، عبارت است از «قدرت بينالمللى»، تا بتوانيم اين راه را بىدغدغه، درست، به طور كامل، همهجانبه و بى كم و كاست ادامه دهيم و به اهداف و آرمانهايمان برسيم. اين قدرت را (قدرت اقتصادى، سياسى و نفوذ فرهنگى) چطورى به دست آوريم؟ پايه و مايهى همهى اينها، قدرت علمى است! يك ملت، با اقتدار علمى است كه مىتواند سخن خود را به گوش همهى افراد دنيا برساند؛ با اقتدار علمى است كه مىتواند سياست برتر و دست والا را در دنياى سياسى حائز شود. اقتصاد هم به دنبال اينها به دست مىآيد؛ پول تابع توانايىهاست. امروز اينطورى است؛ علم را مىشود به پول تبديل كرد و از لحاظ اقتصادى هم قوى شد. اين، جايگاه علم است اینها همان چیزهایی است که من بارها در بسیج فریاد میزدم و اعتقاد داشتم از هر جمع ۳۰ نفره ای که هر سال وارد بسیج میشوند ما باید حداقل ۵ نفر را در هیئت های علمی ببینیم.البته در دانشگاه ما وضع خوب است ولی باید این را به یک فرهنگ و وظیفه تبدیل کرد.انچه که من در بضاعت خود با امید به خدا قصد ان را دارم همین بحث هیئت علمی است.چون سیال جریان های سیاسی نیست و در عین حال منبع مهمی برای دستیابی به کارهای مدیریتی نیز هست.هنوز بین اقتصاد یا نفت در مقاطع بالاتر شک دارم .اگر کسی کمک کنه ممنون میشم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 0:54 قبل از ظهر توسط حامد |
|
|
سلام علیکم و رحمه الله
بسم رب الشهدا والصدیقین اول از همه از دوست عزیزم نوید(بچه های پایین شهر بهش میگن عبدالله.بالا شهری ها میگن نوید .متوسط الحال ها هم میگویند محمد)تشکر میکنم که اجازه داد بنده ی حقیر سر تا پا گناه وارد جمع دوستانه این وبلاگ شوم و هر از چند گاهی به حسب وظیفه نکاتی را ابتدا به خود و بعد به دیگران متذکر شوم.قصد دارم به حسب وظیفه ای که در مورد دولت اسلامی در مقطع حساس کنونی دارم مطالب از رنگ و بوی سیاسی دور نباشد.البته در مورد خودم و شعر و .... نیز ممکن است مطالبی را بنویسم واما بعد اقا امروز امتحان هام تموم میشه.ساعت ۵ بعد از ظهر هم میرم برنامه دانشگاه علم و صنعت که هوگو چاوز رو دعوت کرده.خواستم یه خبری داده باشم تا بعد....... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 6:10 قبل از ظهر توسط حامد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چه خوش است حال مرغی
که قفس ندیده باشد چه نکوتر آنکه مرغی زقفس پریده باشد پروبال مابریدندودرقفس گشودند چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد! |
| آرشیو موضوعی |
|
اجتماعی دل درد سیاسی عقاید اخلاقی شعر شهادت علمی تجربیات قرآن در حد خودم |
| نویسندگان |
|
ع.نوید حامد |
|
RSS
|