![]() |
![]() |
|
| مثل تموم شهدا .... به کام من عسل بذار |
|
زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه ی اکنون است |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 8:26 بعد از ظهر توسط |
|
|
این برنامه ی هزاز راه نرفته واقعا فوق العاده ست.
آهنگش و نحوه ی مونتاژ(دو تصویر بریده در کنار هم) رو از فیلم Requiem for a dream ساخته ی Darren Aronofsky گرفتن. امشب خیلی قشنگ بود. مخصوصا وقتی که یه زن و شوهر که به مشکل خورده بودن به هم دل دادن و قلوه گرفتن...شوهره گفت : "دوستت دارم" زنه هم گفت :"مخلصیم!!!" بعد خانم مجری برنامه (که خیلی بش ارادت دارم) بشون گفت دست همو بگیرید!!!!! کولاک بود. این سری جدیدش واقعا خوب ساختن. تا بعد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم دی 1385ساعت 11:5 بعد از ظهر توسط |
|
|
دلم بد جوری برای دل تنگی های دوکوهه ای تنگ شده!
دلم بد جوری برای نماز شب رزمنده ها تنگ شده! دلم بد جوری برای غروب های دوکوهه تنگ شده! دلم بد جوری برای گردان تخریب تنگ شده! دلم بد جوری برای صبحگاه تنگ شده! دلم بد جوری برای صیح حموم رفتن تو دوکوهه تنگ شده! دلم بد جوری برای حرم امام رضا تنگ شده! دلم بد جوری برای ماه رمضون تنگ شده! دلم بد جوری برای خودم تنگ شده! دلم بد جوری برای امام تنگ شده! دلم بد جوری برای خدا تنگ شده!
روزمرگی !
دریغا که همیشه باید یه چیزی رو از دست بدیم تا قدرش رو بدونیم! همه این حرف ها رو نوشتم که بگم باید سعی کنیم از اونچه که داریم همیشه به بهترین نحو استفاده کنیم! خدا خیلی به ما نعمت داده! خیلی ما رو دوست داره! ما رو در محیط های بسیار خوبی قرار داد! بهترین شکر گزاری از خدا (علاوه بر شکار گزاری زبانی) درست استفاده کردن از نعمت و فرصت هاست! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم دی 1385ساعت 7:47 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
به تو خيانت می كنند ، تو مكن !
تو را تكذيب می كنند ، آرام باش ! تو را می ستايند ، فريب مخور ! تو را نكوهش می كنند ، شكوه مكن ! مردم شهر از تو بد می گويند ، اندوهگين مشو ! همه مردم تو را نيك می خوانند ، مسرور مباش ! آن گاه : ... از ما خواهی بود ... امام محمد باقر ( سلام خدا بر او و اهل او ) |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم دی 1385ساعت 10:55 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
- من اعتراض دارم
- وارد نیست! - ولی من اعتراض دارم! - شما حق اعتراض ندارید! - چرا؟ - سوال نداره! - چرا ؟ - شما حق سوال پرسیدن هم ندارید! - چرا ؟ - سوال نپرس!!!! ***** حتی اگه منو بکشید ! تیکه تیکه کنید ! من بازم حرفم رو می زنم***
تصمیم گرفتم بحث اعتقادی وبلاگم رو فعال کنم! |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم دی 1385ساعت 9:24 قبل از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
من بازم برای خودم شعر بافتم!
هوا سرد است و من گرمم! سراسر شور و آهنگم سراسر عشق و امیدم همیشه فکر خورشیدم
سکوتی سرد چراغی کهنه و خسته خیابان خلوت و تنها همه دلداده ها پژمرده و دل خسته و غمگین
ولی من چون تکه ای آتش بسی مغرور و مستحکم ندارم چشم حتی بدست دوستان دور یا نزدیک!
لذا من دوست می دارم : ببخشم گرمی خود را بدست سرد و تنهای تمام مردم دنیا
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 6:23 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
آرزوهايت را يادداشت كن!
خداوند آنها را فراموش نمي كند! اما، تو از خاطرت مي رود! . . . آنچه امروز داري... خواسته ديروزت بوده است
نمی دونم این جملات از کیست(از من نیست) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 11:22 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
باز هم به یاد بچگی هام افتادم!
آخ که چه دوران خوب و بی ریایی است! البته بزرگ بودن هم محاسن خاص خودش رو داره ها! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 8:59 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
نوشابه اصلا چیز خوبی نیست! اصلا! من که خیلی وقته که نمی خورم یا اگر هم بخورم از یک نصفه لیوان تجاوز نمی کنه!
از کوکاکولا و پپسی و اسپرایت و فانتا هم متنفرم! و به همگان توصیه اکید می کنم که اگر هم می خواهید نوشابه بخورید (که بهتره که نخورید!) به این محصولات لب نزنید مرگ بر اسرائیل |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 8:56 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
لازمه که یک نکته ی رو بگم:
من معتقدم که نمی شه که آدم دیندار باشه و نسبت به اطرافش بی تفاوت باشه . نمی شه آدم مسلمون باشه و بگه که به من چه که حکومت داره ظلم می کنه (البته اگه حکومت ظالم و جائر بر پا باشد!) دین اسلام یک دین کاملا سیاسیه ! اما من به عنوان یک نفر دوست ندارم وارد بازی های سیاسی بشم! (و حداقل تا حالا که نشدم!) ممکنه بعداً اتفاقی بیافته که مجبور بشم وارد بشم! ولی حداقل الآن این علاقه رو ندارم! و این به این معنی نیست که نسبت به مسائل سیاسی آگاهی ندارم! نه! از قضا آگاهی دارم! مطالعه می کنم! با بچه های بسیج و انجمن دانشگاهمون تبادل نظر و مباحثه می کنم و ... ولی من از سیاسی بازی بدم میاد ازدعواهای سیاسی الکی بدم میاد و بیشتر به مسائل اساسی و بنیادی علاقه دارم! یه توضیح دیگه که فکر کنم کلا این پست رو بخاطر این نکته می خواستم بنویسم اینه : یکی از دوستان بسیار خوب و نزدیکم که دارای بینش و اطلاعات سیاسی بسیار زیاد و خوبی است از پست قبل من این برداشت رو کرد که من دارم در مورد شخص خاصی نظر می دم ! آقا من یه همچین قصدی نداشتم! همه ی شخصیت های نظام و همه کسانی که دارن به این کشور و به این مملکت خدمت می کنن برای من مورد احترام هستند! و با تمام وجود دوستشون دارم!!! هر چند انتقاد زیاد دارم که خیلی از وقتا خیلی هاشون هم اشتباهه!!! برای همین هم سعی می کنم که حداقل در مورد افراد زیاد نظر ندم یا حداقل اینجا این کار رو نکنم!
اون چیزی که همیشه برای من مهم بود اینه که صرف نظر از این دعوا ها اصل نظام باید حفظ بشه! که هر کسی هم برای این مهم دیدگاه و نظر خاص خودش رو داره! منظورم من از اصل نظام جمهوریت و اسلامیت است! ما حکومت اسلامی می خواهیم! همان حکومت علی (ع)!!! (می دونم که نمی شه اما می شه در این راه حرکت کرد!) ما حکومتی می خواهیم که مجری احکام الهی باشد. عدالت در آن رعایت شود. در آن فقیری در کنار قصر ثروتمندی از گرسنگی نمیرد! حکومتی که حقوق انسان ها در آن رعایت شود! ما جمهوری می خواهیم! یعنی کسی حق ندارد به اسم اسلام حکومت دیکتاتوری و معاویه ای راه بیاندازد! حکومت برای مردم است! باید در میان افراد ی که حائز شرایط اجرای قوانین الهی هستند کسی بر مسند مسولیت نشیند که مورد قبول مردم است! باید خواست مردم را مورد احترام قرار دهد! نباید مسول و مردم پرده ای وجود داشته باشد. مردم با بتوانند آزادانه حق خود را استيفا كنند! ما جمهوری اسلامی می خواهیم! نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر!
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 12:20 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
آنان که رفتند،کاری حسینی کردند و آنان که ماندند،
باید زینبی باشند؛وگرنه یزیدی اند دکتر علی شریعتی |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم دی 1385ساعت 12:27 بعد از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
وقتی که قبل از انتخابات از دکتر مرتضی آقا تهرانی (استاد اخلاق) پرسيدن كه بزرگ ترين تهديد براي انتخاباتي كه در پيش رو داريم را چه مي دانید؟ خبرنگار که منتظر بود كه بگويد مثلا فلان گروه خارجي يا حركت فلان حزب و گروه داخلي؛ با شنیدن جواب يك كلمه ای تعجب کرد. استاد فرموده بودند: "دروغ"!
خیلی وقته که می خوام یک حرف خیلی خیلی مهم بزنم که فرصت نمی شه ! هی اتفاقات متعدد هم باعث میشه که بیشتر به این حرف اعتقاد پیدا کنم!
شب سه شنبه ی اون هفته ( 14 آذر ) می خواستم بگم که : اگه بخاطر دفاع از حقیقت آدم مجبور بشه یک حقی رو نا حق جلوه بده بهتره که از حقیقت دفاع نکنه ! اگه به خاطر توضیح یک مطلب آدم به کسی اهانت کنه ، بهتر که اون مطلب رو توضیح نده ! اگه بشه با یک دروغ تموم دنیا رو بدست آورد بهتره که تموم دنیا بدست نیاد! اگر برای هدایت کل عالم آدم یک گناه کوچولو بکنه ، ضرر کرده ! بیان همه این حرف ها خیلی راحته و شاید همه بلد باشن ! من زیاد سیاسی نیستم ولی توضیح یک سری از واضحات بی ضرر نیست! (البته من وارد سیاست نمی شم بلکه از منظر فرهنگی و دینی نگاه می کنم!) توی همین انتخابات متاسفانه شاهد این بودیم که یک عده ی قلیلی چه جوری بی تقوایی می کردن! (ولی متاسفانه کف روی آب همیشه بیشتر به نظر میاد!) این عده انگار با اصل انقلاب مشکل دارن و برای تخریب دولت و مجلس و قوه قضائیه در همه دوران ها مخصوصا حالا از هیچ کوششی فروگذار نمی کنند! جالبه که ادعای اسلام هم دارن ، همیشه در لفاف و لباس دین به دین ضربه می زنن؛ همون قضیه قسم دم خروس و قسم حضرت عباس! بعضی ها شون می گن ما مسلمونیم ولی لیبرال دموکراتیم ! هه هه هه ! چه جوری می شه کچل مو فر فری باشه ؟ شاید کاسه ای زیر نیم کاسه است! همه این ها بخاطر اینه که برای رسیدن به خواسته ها مون حاضریم از هر روشی و به هر وسیله ای متمسک بشیم ! غافل از اینکه ضرر دینا و آخرته ! تا دیروز به طرف فحش می دادیم! حالا شدیم طرفدار پراپا قرص آقا! یه چیز دیگه که برام خیلی عجیبه غیبته! فقط اینو بگم که غیبت از هفتاد بار زنا بد تره! برای این که خودمون بریم بالا سعی می کنیم که بقیه رو بکشیم پائین! راست و دروغ در مورد افراد زر می زنیم!!!!! بعضی ها هم که وقاحت رو به اوج رسوندن! تهمت ، غیبت ، تهمت ، غیبت ،.... اگر چیزی از کسی دیدی اول باید حمل بر بی گناهی کنی و با حسن ظن با قضایا برخورد کنی! چه برسه که بری همه جا جار بزنی!
خلاصه این که به اسم دین و برای انجام کار دینی بی دینی نکنیم! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پی نوشت ها : ۱- یکی از آشنایان می گفت که کسی که برای من نظر گذاشته با ۳ تا جواب متوالی من شکه شده و بهش برخورده! من همین جا اعلام می کنم اگه چنین برداشتی کرده و اگر به نا حق حرفی زدم و به ناحق دلی رو لرزوندم و کسی رو حتی به اندازه ی یک سر سوزن اشتباها ناراحت کردم معذرت می خوام! نمیشه که خودم اون حرف های بالا رو بزنم و یک نفر با رفتار اشتباه من آشفته بشه! امیدوارم که این اشتباه رخ نداده باشه! ولی فقط بگم که قصد من از بیان نظراتم روشن شدن یکسری از حقایقه! ۲- اگر در مورد لیبرال دموکرات مسلمون گفتم منظورم کس خاصی نیست! بلکه من با این تفکر و جریان فکری مشکل دارم! بنظرم هم این یک جریان منافق گونه است! با ظاهر اسلام و مسلمون با باطنی ستیزه جو با اسلام! البته من در حد مطالعاتم به این نتیجه رسیدم که نمی شه آدم تومنون ببعض الکتاب باشه و تکفرون ببعض! البته خود این مطلب هم شرح تفضیل طولانی داره . ۳- خانم دبیره لطف کردن و برام نظر گذاشتن! می خواستم بگم که من با نظر ایشون مخالفم! این گاو رو نرینه دونستن خطاست! اگر هم با این دید رو داشته باشیم ؛ توقع شیر داشتن خطاست! که اگر شیری هم بده دیگر نمی بینیم! این چنین چوب بی تعهدی بر طبل همگان کوفتن نیز خطاست! بنده به عینه مسئولین بسیار مهذب ، متعهد و متخصصی رو در بدنه ی نظام می شناسم! که تعدادشون هم کم نیست! البته متاسفانه افراد نخاله ای هم در این نظام نفوذ کرده اند که دارن ریشه به تیشه ی اسلام و انقلاب می زنن! در هر صورت وظیفه ما اینه که از سئولین مطالبه کنیم و به در هر زمینه ای که می تونیم به اونا کمک کنیم! چرا که این به نفع هممونه! وظیفه ی شما هم اینه که از حالا روی این چیزا فکر کنید و تمرین کنید! و در درونتون بسیاری از رذایل رو از بین ببرید و خودتون رو مطابق دستورات شارع مقدس بسازید! تا وقتی خودتون به یه جایگاهی رسیدید مثل بعضی ها که از رفتارشون بدتون میاد عمل نکنید! ( این رو با توجه به این میگم که می دونم شما فعالیت سیاسی می کنید! و قطعا در آینده به یه جایی می رسید! ما که دست مون به جایی نمی رسه بلکه شما بتونید برای این مملکت کاری بکنید!) ۴- به قول ابوالفضل سپهر :
برا بعضی آدما بنده های آب و نون قبول کنین به خدا بابام شده نردبون همون هایی که راه دزدی رو خوب میدونن ما خون دادیم و اونها عین زالو میمونن دشمنهای انقلاب ترسوهای بی پدر آهای غنیمت خورا هُشَّ بابا یواش تر ای که به این انقلاب چسبیدی عین کنه خط و نشون میکشی النگوهات نشکنه فکر نکنین علی رو ما ها تنها میذاریم ما اهل کوفه نیستیم دخلتونو میاریم ۵- توی هفته ی پیش عمو بهزاد لطف کرد و منو راهنمایی کرد! خیلی خوبه که آدم یه دوست بزرگ تر و بسیار خوبی مثل عمو بهزاد داشته باشه! من کلی در مورد حرف هاش فکر کردم! می خواستم همین جا از عمو بهزاد تشکر کنم! شاید اومد و دید و خوشحال شد. ۶- آخرین حرفمم اینه که بزرگ ترین وظیفه ی من در حال حاضر درس خونده! برای همین ۲ ترمه که متحول شدم و دارم کار علمی می کنم! خدا هم کمکم کرده! ما باید با استفاده از دو بال علم و ایمان آینده رو بسازیم! ما نسبت به شهید ها مسئولیت داریم! نباید بذاریم که ثمره خونشون خدای نکرده هدر بره! که البته خدا هم نمی ذاره! خدای هممون رو کمک کن! |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم دی 1385ساعت 0:19 قبل از ظهر توسط ع.نوید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چه خوش است حال مرغی
که قفس ندیده باشد چه نکوتر آنکه مرغی زقفس پریده باشد پروبال مابریدندودرقفس گشودند چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد! |
| آرشیو موضوعی |
|
اجتماعی دل درد سیاسی عقاید اخلاقی شعر شهادت علمی تجربیات قرآن در حد خودم |
| نویسندگان |
|
ع.نوید حامد |
|
RSS
|